بازی های رایانه ای و سلامت کودکان شما (مقاله انتخابی)

بسم الله الرّحمن الرّحیم

وصلّی الله علی محـمّــد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدایهم اجمعین

 

 

بازی های رایانه ای و سلامت کودکان شما

 

□ ارل هنسینگر

 


چکیده:


مسأله ارتباط بین بازی‌های رایانه‌ای با سلامت روحی و بروز رفتارهای خشونت‌طلبانه و ضداجتماعی کودکان و نوجوان، سال هاست که از سوی کارشناسان مورد بررسی قرار گرفته است و ما شاهد هشدارهای زیادی در این حوزه بوده ایم. اما بررسی های مختلف نشان می‌دهد که سلامت جسمی کودکان که در هر هفته بیش از 20 ساعت با این بازی‌ها سرگرم می‌شوند، کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. نویسنده با اشاره به وجود شرایطی نظیر کم تحرکی، بالا رفتن فشار خون، تحریک بخش کوچکی از مغز، افزایش استرس، چاقی، التهاب استخوان‌ها و مفاصل و در نهایت دیابت و بیماری مزمن شریان‌های قلبی، معتقد است که مدیران این صنعت17 میلیارد دلاری، هیچ گاه حاضر به پذیرش چنین آثار فاجعه‌آمیزی نیستند.


تاکنون هزاران پژوهش مختلف در این زمینه انجام گردیده که آیا خشونت‌های شبیه‌سازی شده در بازی‌های کامپیوتری، تأثیرات زیانباری بر بازی‌کنندگان دارد و یا خیر؟ البته اکثر این مطالعات نشان می‌دهند که بین خشونت‌ در این  بازی‌ها و رفتارهای ضداجتماعی به ویژه در میان بازیگران نوجوان، رابطه‌ای مستقیم وجود دارد.

 

به عنوان مثال، در مقاله منتشر شده در ماهنامه «ریدرز دایجست»، با عنوان «خشونت کامپیوتری؛ آیا کودک شما در خطر است؟» نوشته ریک دایر که خود از فعالان عرصه تولید این بازی‌ها و مدیر «انجمن تولید تصاویر مجازی» می‌باشد، چنین می‌خوانیم: «ما دیگر با یک بازی سرگرم‌کننده روبه‌رو نیستیم. این محصولات به یک ماشین یادگیری تبدیل شده‌اند. ما به صورتی کاملاً نامحسوس و نامریی به کودکان خود می‌آموزیم که چکاندن ماشه چه احساسی را برمی‌انگیزاند. تمرکز محصولات ما بر ایجاد هیجان و سرگرمی و لذت و پاداش‌گیری است. هر چند آنچه را که این افراد نمی‌آموزند، آموزش زندگی واقعی می‌باشد.»

 

از سوی دیگر، مجله Maclean's  می‌نویسد: «تعدادی از بازیگران سرسخت چنین بازی‌هایی که به انجام خشن‌ترین محصولات این بازار که در آنها باید در یک شب 1000 نفر را قتل عام نمود، می‌پردازند، اغلب حقایق زندگی را در‌هاله‌ای از خون می‌بینند... از سوی دیگر، علاوه بر تغییر شیوه صحبت کردن آنها، ما آنان را به سوی خشونت و قتل سوق می‌دهیم.»


البته در پاره‌ای از بازی‌های جدید عرضه شده به بازار نظیر «فاجعه کلمبیا» ما شاهدیم که بازیگران می‌توانند اتفاقات دبیرستان «لیتلتون» کلمبیای ایالات کلرادو را که به مرگ ده‌ها دانش‌آموز انجامید، بازسازی کنند.


براساس یک پژوهش انجام شده در کشور ژاپن، بازی‌های کامپیوتری تنها یک بخش کوچک از مغز کودکان را تحریک می‌کند. در این تحقیق که توسط ریوتا کاواشیما استاد دانشگاه توهوکو انجام گردیده، ضمن تصویربرداری از مغز استفاده‌کنندگان کودک و نوجوان این محصولات سرگرم کننده، به هر یک از افراد یک عدد منحصر به فرد اختصاص داده شد. نتایج نهایی نشان ‌داد، بچه‌هایی که از این بازی‌ها استفاده می‌کنند، تنها از بخش کوچکی از مغز خود استفاده می‌کنند. در مقابل، فعالیت‌هایی نظیر مطالعه، بازی‌های ورزشی خارج از خانه و روابط اجتماعی با دیگران، باعث فعالیت بخش‌های بسیار مؤثری از مغز می‌گردد.


البته قابل پیش‌بینی است که صنعت تولید و عرضه بازی‌های ویدیویی با هر اظهارنظر و پژوهش هشداردهنده‌ای مخالفت نماید. آنان برای اثبات ادعاهای خود به پژوهش‌هایی اشاره می‌کنند که نشان می‌دهد، بازی‌های رایانه‌ای می‌توانند تجربه‌ای مثبت برای فرد به ارمغان آورند. حتی اگر میانه‌روی در پرداختن به بازی‌های رایانه‌ای چنین پیامدی داشته باشد، ما در صحنه عمل شاهد چنین واقعیتی نیستیم.

 

یکی از پزشکان مکزیکی در مقاله منتشر شده خود در روزنامه EL Universal خاطرنشان می‌نماید که 40% بچه‌هایی که بیش از حد از این بازی‌ها استفاده می‌کنند، با مشکل فشارخون بالا روبه‌رو هستند؛ چرا که علاوه بر فقدان تحرک  جسمی، افزایش سطح استرس کسانی که به صورت مجازی خود را در محیط‌هایی خطرناک نظیر حملات جنگی،‌ تیراندازی‌های مجازی و سایر زد و خوردهای مسلحانه خشونت‌بار می‌یابند، کاملاً قابل مشاهده است .در نهایت نباید این نکته را فراموش نمود که مانع دیگر فعالیت‌های اجتماعی کودکان ما، تلویزیون است. هر دوی این رسانه‌ها، متهم به سرکوب خلاقیت و قدرت خیال‌پردازی فرزندان ما هستند، چرا که این محصولات با القای ماجراهای موردنظر خود اجازه هیچ خلاقیتی را به مصرف‌کنندگان نمی‌دهند.


یک نگرانی مهم و روشن دیگر این است که استفاده از این شیوه‌های مدرن سرگرمی، به چاق شدن افراد می‌انجامد. البته این رابطه، هیچ ارتباطی با مفاهیم برنامه‌های تلویزیونی و یا بازی‌های رایانه‌ای ندارد، چراکه ساعت‌ها صرف وقت در برابر این رسانه‌های تصویری، مطمئناً بر چاق شدن افراد به دلیل ورزش نکردن و محدود شدن تحرک فرد مؤثر است. دامنه شیوع این معضل چقدر است؟


براساس آمار رسمی گفته می‌شود که 40 % کودکان 5 تا 8 ساله آمریکایی، از لحاظ پزشکی، با مشکل چاقی روبه‌رو هستند. در سال 1996 میلادی، دکتر فیلیپ ‌هاروی یک متخصص طب تغذیه در روزنامه The Weekend Australia  چنین نگاشته است: «بچه‌های استرالیایی روز به روز چاق‌تر می‌شوند و ما در حال رویارویی با یک بحران بزرگ هستیم.» وی در مطالعه‌ای دریافته است که درصد بچه‌های دارای اضافه‌وزن در استرالیا، در ده سال گذشته، دو برابر شده است. و این روند صعودی هم اینک نیز ادامه دارد. بدین ترتیب علاوه بر بازی‌های رایانه‌ای، فقدان ورزش و تحرک و استفاده از رژیم‌های غذایی دارای چربی زیاد، به فراهم شدن این وضعیت منجر گردیده است.


در سال 1993 میلادی،‌ دکتر اودد بارور مدیر بخش تغذیه کودکان بیمارستان «‌هامیلتون» کانادا، در گفت وگو با روزنامه «تورنتو استار» گفت: «بچه‌های دلبند امروز ما، چاق‌تر و کم تحرک‌تر از همیشه تاریخ کشور ما هستند. به علاوه در 20 سال اخیر با بحران فاجعه‌آمیزی به نام چاقی کودکان روبه‌رو شده‌ایم... من در این سال‌های طولانی پژوهش، دریافته‌ام که فقدان تحرک جسمی و ورزش می‌تواند به عنوان فاکتوری مخاطره‌آمیز در ابتلای افراد و به ویژه کودکان به بیماری مزمن شریان‌های قلبی، افزایش فشارخون، دیابت و بیماری التهاب استخوان‌ها و مفاصل بیانجامد. از سوی دیگر، یک کودک کم تحرک، مطمئناً به یک بزرگسال چاق و فربه تبدیل خواهد شد.»


در سال 1999 میلادی نیز روزنامه «ساندی تایمز» انگلستان نوشت: «بررسی‌های کارشناسان ما بر روی یک گروه از بچه‌ها نشان می‌دهد که ضربان قلب این کودکان کم‌تحرک در زمان خواب و بیداری آنها، تفاوت چندانی با هم ندارند!» بدین ترتیب، بدون یک اصلاح جدی در عادات رفتاری و غذایی به ویژه بهبود تغذیه روزانه، این کودکان چاق و بدفرم، باید در آینده‌ای نزدیک با مشکلاتی نظیر فشارخون بالا، مشکلات تنفسی، دیابت و مشکلات روانی دست و پنجه نرم کنند.

 

«برنت استافورد» نیز اخیراً اعلام نموده که صنعت بازی‌های رایانه‌ای، با گردش مالی 17 میلیارد دلاری خود، سودآوری بیشتری در مقایسه با کل صنعت فیلم و تلویزیون دارد. چرا که ما در سال‌های اخیر شاهد گسترش بسیار زیاد انجام این بازی‌ها در میان فرزندان خود هستیم. آیا شما از بازی‌های رایانه‌ای کودکانتان اطلاع دارید؟ آنان چه زمانی را به این کار اختصاص می‌دهند؟ و از همه مهم تر اینکه، آیا شما به این مسأله فکر کرده‌اید که انجام این بازی‌ها چه تأثیراتی بر سلامت فکری، روانی و جسمی فرزندان دلبند شما بر جای می‌گذارد؟


منبع: www.Buzzle.com

به نقل از: ماهنامه سیاحت غرب، شماره 59

هفت فایده استفاده از بازی های کامپیوتری

زیان هایش را می دانید، حالا درباره فوایدش بخوانید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بارها در مورد عوارض جسمی و ذهنی بازی‌های رایانه‌ای مطالبی خوانده یا شنیده‌ایم. مثلا این که کمبود تحرک جسمی در حین بازی‌های رایانه‌ای سبب بروز مشکلاتی نظیر افزایش وزن (به ویژه در میان کودکان و نوجوانان) می‌شود. یا این که بسیاری از بازی‌های خشن می‌توانند اثرات نامطلوبی را بر روی روحیه و ذهن افراد داشته باشد. بازی‌های رایانه‌ای اما درست مانند هر پدیده‌ دیگر ساخت دست بشر علاوه بر جنبه‌های منفی، ویژگی‌های مثبت نیز دارند. مزایای بازی‌های رایانه‌ای در چند سال اخیر مورد توجه دانشمندان قرار گرفته و به نتایج جالبی هم انجامیده است. آشنایی با نتیجه بررسی های مربوط به 7 مورد از سودمندی های این بازی ها خالی از لطف نیست:

1. کمک به کودکان و نوجوانان دارای بیماری‌های مزمن

پژوهشگران دانشگاه یوتا سال گذشته تحقیقی را منتشر ساختند که نشان می‌داد انجام منظم بازی‌های رایانه‌ای توسط بچه‌های دارای بیماری و اختلالاتی نظیر اوتیسم، افسردگی و پارکینسون سبب افزایش استقامت و روحیه مقاومت آن‌ها در برابر مشکلات ناشی از بیماری می‌شود. دانشمندان بر این باورند که این گونه بازی‌ بر روی سازوکارهای عصبی خاصی تاثیر گذاشته و موجب ایجاد هیجانات مثبت می‌شود. به این ترتیب کودک یا نوجوان درگیر بیماری مزمن بهتر می‌تواند با پیامدهای ناشی از بیماری خود مبارزه کند.

2. افزایش توانایی‌های حرکتی کودکان پیش‌دبستانی 

با اینکه قرار دادن یک کودک کم سن و سال در برابر تلویزیون برای انجام بازی رایانه‌ای کار درستی تلقی نمی‌شود، اما این همه ماجرا نیست. زیرا پژوهش دانشمندان دانشگاه دیکن در ملبورن استرالیا نشان می دهد انجام بازی‌های تعاملی رایانه‌ای به تقویت مهارت‌های حرکتی کنترل اشیا در کودکان می‌انجامد.

3. کاهش استرس و افسردگی 

دامنه فواید بازی‌های رایانه‌ای تنها به کودکان و نوجوانان محدود نمی‌شود. پژوهشی که در سال 2009 منتشر شد نشان می‌دهد انجام بازی های رایانه ای می‌تواند به افرادی که از مشکلاتی نظیر استرس یا افسردگی رنج می‌برند کمک کند تا بتوانند تا حدی بر این مشکلات غلبه کنند. این پژوهش نشان داد برخی افراد با تیپ شخصیتی A (که معمولاً بسیار فعال هستند) با انجام این بازی ها می توانند فرصتی برای آرامش بیابند و به این ترتیب از میزان استرس آن‌ها کاسته شود.

4. کاهش شدت درد

بازی‌های رایانه‌ای نه‌تنها می‌توانند موجب کاهش اثرات منفی مشکلات ذهنی ‌شوند، بلکه حتی می‌توانند دردهای جسمی را هم کاهش دهند. دانشمندان دانشگاه واشینگتن نوعی بازی طراحی کرده اند که به بیمارانی که از درد شدیدی رنج می‌دهند امکان می‌دهد از درد خود بکاهند. این بازی که «دنیای برفی» نام دارد نوعی بازی واقعیت مجازی است که در آن به فرد خود را در یک سرزمین پوشیده از برف می‌بیند و می‌تواند گلوله‌های برفی را به سمت پنگوئن ها و آدم برفی هایی که می بیند پرتاب کند. به ‌این ‌ترتیب حواس بیمار از درد به بازی معطوف می‌شود. بررسی‌ها نشان داد بیمارانی که از این بازی استفاده کرده اند ند نیازمند داروی مُسکّن کمتری بوده اند.

5. تقویت توان بینایی 

پدر و مادرها معمولاً به فرزندان خود می‌گویند نشستن در برابر تلویزیون منجر به کاهش قدرت بینایی می‌شود. دانشمندان دانشگاه مک مستر کانادا اما به نتیجه‌ای شگفت‌انگیز دست یافتند. افرادی که دچار بیماری آب‌مروارید هستند می‌توانند با انجام بازی‌هایی که در آن کاربر باید به هدف‌هایی مشخص شلیک ‌کند، قدرت بینایی خود را تقویت کنند. این دست از بازی‌ها سرعت بسیار بالایی دارد و نیازمند تمرکز زیاد هستند و به این ترتیب فرد باید خود را برای دیدن سریع موارد مختلف و تصمیم گیری آنی عادت دهد. این بازی‌ها همچنین موجب تولید هورمون‌های دوپامین و نیز آدرنالین شده که به صورت بالقوه می‌تواند به افزایش توانایی انعطاف‌پذیری مغز کمک کند.

6. تقویت توانایی تصمیم‌گیری 

بیشتر بازی‌های رایانه‌ای نیازمند تصمیم‌گیری و واکنش سریع کاربر هستند. دانشمندان عصب شناس دانشگاه روچستر نیویورک به این نتیجه رسیدند که انجام بازی‌های رایانه‌ای سبب تمرین مغز برای تصمیم‌گیری سریع می‌شود. بازی‌هایی نظیر شبیه‌سازی موقعیت‌هایی که باید در آن به سرعت تصمیم گرفت کاربر را عادت می‌دهد تا به سرعت اطلاعات محیطی را بررسی و بلافاصله به آنها واکنش دهد.

7. افزایش شادی در میان سالمندان

پژوهشگران در دانشگاه کارولینای شمالی به بررسی رابطه بازی‌های رایانه‌ای و سلامت روانی (شادی) افراد سالمند پرداختند. این مطالعه به این نتیجه رسید افراد سالمندی که گهگاه بازی‌های رایانه‌ای انجام می‌دادند شادتر از سایر هم‌سن و سالان خود بوده‌اند و هیجانات مثبت‌تری از خود بروز می‌دادند.

بازی‌های رایانه‌ای علاوه ‌بر زیان‌، فوایدی نیز به دنبال دارند. در این میان توجه به نوع بازی و البته زیاده‌روی نکردن در انجام آن نقش مهمی در استفاده صحیح از این فناوری سرگرم کننده دارد.


ترجمه: صالح سپهری فرد


بازی های رایانه ای – آسیب ها و فرصت ها

بسم الله الرحمن الرحیم

برگرفته از کتاب «آیین شکوفایی» نوشته ی «احمد نباتی» مدیر سایت

بازی­ های رایانه­ ای از بازی ­هایی است که فرزندان ما با آن ها درگیر هستند.   

کارشناسان بر این باروند که این بازی­ ها فوایدی دارد. فوایدی چون: «بالا رفتن هماهنگی میان چشم و دست»، «افزایش اعتماد به نفس» و «رشد خلاقیّت و قوّه­ ی تخیّل». 

اما اعتیاد به این بازی­ ها و نیز بی ­دقتی در انتخاب نوع بازی، می­ تواند مشکلات فراوانی را پیش روی فرزندان ما قرار دهد.

دنیای غرب برای سیطره یافتن بر کشورهای مختلف و استعمار آن ها، از راه ­های مختلفی استفاده می­ کند. یکی از این راه ­ها، تسلّط بر افکار مردم آن کشورها است. وقتی مردم کشوری، مانند غربی­ ها فکر کردند و مانند آن ها زندگی کردند در واقع کشور خود را دو دستی تقدیم آن ها کرده و اختیار کار خود را به آن ها سپرده­ اند. یکی از ابزارهای غرب برای تسلّط بر نسل جوان و مخصوصا کودکان، طراحی و ساخت برخی از «بازی­ های رایانه­ ای» است. پس سعی کنیم در مواجهه با این بازی ­ها با دقّت بیشتری عمل کنیم. 

چند نکته

۱٫ بکشید تا امتیاز بگیرید!   

وقتی فرزندان ما بر بازی مسلّط شده و هر کس و هر چیزی که جلو روی آن ها قرار دارد، می­ کشند و از بین می ­برند، جا دارد این سؤال را مطرح کنیم که چرا فرزندان ما اقدام به این کشتار می­ کنند؟! بازی کامپیوتری در واقع هدف از کشتار را خودش مشخص می ­کند. هدف از کشتار، گرفتن امتیاز و رفتن به مرحله­ ی بعدی است. یعنی بکشید تا بالا بروید. اگر در مسیر موفقیت گام بر می ­دارید، هر شخص، فکر و اندیشه ­ای که جلو روی شما قرار گرفت آن را کنار بزنید و در انجام این کار حتی لحظه ­ای هم تأمّل نکنید!

۲٫ بازی با لباس دشمن!

در زمان جنگ تحمیلی، بچّه­ ها تفنگی در دست می ­گرفتند و به اصطلاح جنگ بازی می ­کردند. آن ها خود را در جبهه­ ی اسلام و ایران می ­دیدند و دشمن فرضی خود را در جبهه ­ی کفر و نفاق. بعد هم به او حمله می ­کردند تا باطل را از بین ببرند و اسلام را به پیروزی برسانند. اما در بازی­ های کامپیوتری فرزندان ما سربازان آمریکایی هستند و در لباس آن ها می ­جنگند. حال با که می­ جنگند؟! با هر کسی که مقابل آن ها بایستد!

به عبارت دیگر در برخی از بازی ­های کامپیوتری فرزندان ما مقابل فرهنگ اسلامی، ایرانی ما قرار می­ گیرند و سعی دارند آن را از بین ببرند تا به امتیاز بالاتری دست یابند. توجه داشته باشیم که چنین فاجعه ­ای را در برخی از اسباب ­بازی ­های جنگی که منقش به پرچم یا آرم­ های ارتش آمریکا است می­ توان مشاهده کرد!  

۳٫ حمله به نمادهای اسلامی!

برخی از طراحان بازی ­های کامپیوتری پا را فراتر گذاشته و در خود بازی «نمادهای اسلامی» را مقابل فرندان ما قرار می ­دهند تا آن ها را هدف قرار دهیم. تکرار این کارها در فرزندان ما موجب می­شود تا در دنیای واقعی هم خود را مقابل دین و اسلام ببینند و سعی کنند با آن مبارزه کنند.

۴٫ دوری از دنیای واقعی

فرزندان ما در دنیای مجازی بازی­ های رایانه ­ای، هر دستوری بدهند اجرا می­شود و کسی نمی ­تواند از اجرای دستور آن ها تمرّد کند. اعتیاد به این بازی­ ها موجب می­ شود تا فرزندان ما به تدریج از دنیای واقعی فاصله گرفته و غرق در دنیای مجازی شوند. آن ها گمان می ­کنند در دنیای واقعی هم باید همان اتفاق بیفتد و هر دستوری که می ­دهند و هر تصمیمی که می­ گیرند باید اجرا شود. این مسأله موجب می­شود تا فرزندانمان دچار توهّم و در نتیجه تعارض شوند. و دست آخر که با مشکلات زندگی مواجه شدند، مبتلا به دست ­پاچگی و افسردگی گردند.

۵٫ ورود به عالم توهّم

بازی ­های کامپیوتری به جای اینکه بچّه­ ها را وارد دنیای عقل و خرد کند، در عالم توهّم و خیال­ بافی نگاه می ­دارد. در این صورت کاملا سطحی­ نگر شده و مبتلا به احساسات نا به جا می­ گردند.

توجه داشته باشیم که تنها عامل اصلی برای پذیرش دین در وجود بشر، عقل و خرد است و بزرگترین خیانت دنیای غرب به بشریت، تضعیف قوّه ­ی تعقّل، و تقویت قوّه­ی توهّم در آن ها است. روی همین اساس است که می ­بینیم برخی از بچّه ­ها به طور مرموزی غیر منطقی و دین ­گریز شده و از اطاعت دستورات الهی سر باز می­ زنند.

۶٫  مانعی برای خلاقیت

هیجان بالا و جذابیّت این بازی­ ها از یک طرف و یکّه ­تازی بازی ­کن از طرف دیگر، موجب می ­شود تا فرزندان ما بازی ­های رایانه ­ای را به بازی با هم­ سالان خود ترجیح دهند و از مزایای بسیار زیاد بازی با هم ­سالان خود محروم شوند. لذا اگر فرزندانمان را به این بازی ­ها بسپاریم، سعی می­ کنند همه­ ی وقت خود را صرف این بازی ­ها کرده و جز این بازی­ ها به چیز دیگری نیندیشند. این امر موجب می­ شود تا فرزندانمان از کارهای مهمتر باز مانده خلاقیت­ های آن ­ها شکوفا نشود.

حکایت این بازی ­ها در مقایسه با بازی­ های دیگر، حکایت «پفک» و «نان و پنیر» است. خودتان قضاوت کنید! اگر سر سفره­ ی صبحانه، در یک  طرف «پفک» و در طرف دیگر «نان و پنیر» بگذاریم، کودک ما دست خود را جلو کدام یک از آن ها دراز می­کند؟! آیا آن ­ها این توانایی را دارند که پفک را کنار بزنند و دست به سوی نان و پنیر ببرند؟ مسلما این گونه نیست. پس اگر برای فرزندانمان بازی ­های مناسب رایانه ­ای تهیه کرده ­ایم، حتما زمان استفاده از آن را هم برای کودک مشخص کنیم و اجازه ندهیم که بیش از حدّ  پای رایانه بنشیند.   

۸٫ زیان های دیگر

تکبّر و خودمحوری، انزوای اجتماعی، عدم تحرّک و تنبلی، از بین رفتن احترام به بزرگترها، خشونت و عصبیّت، زورگویی و انحصارطلبی و رعایت نکردن حریم­ های اجتماعی از دیگر زیان ­های اعتیاد به بازی ­های رایانه ­ای است.



نکته های راه گشا در تربیت کودک

بسم الله الرحمن الرحیم 

برگرفته از کتاب «آیین شکوفایی» نوشته ی «احمد نباتی» مدیر سایت

از شما پدر و مادر عزیز و دلسوز که نسبت به تربیت دینی کودک خود دغدغه­ ی مقدسی دارید، کمال تشکر و قدردانی را دارم. امیدوارم نتیجه­ی این تلاش صادقانه­ ی شما، فرزندانی باشد که همواره در صراط مستقیم الهی بوده و آبروی دنیا و آخرت شما باشند. در پایان تقاضا دارم به نکات کلیدی ذیل هم توجّه فرمایید: 

۱٫ توکّل بر خدا

اگر چه در تربیت دینی کودک باید دقّت زیادی داشت و با تکنیک­ های آن به خوبی آشنا بود؛ امّا توجّه داشته باشیم که تنها مؤثّر در عالم هستی خدای متعال است و تا او نخواهد، هیچ نوع کار تربیتی، تأثیر مبارکی نخواهد داشت. به همین دلیل در تربیت کودک، خدا را در نظر بگیریم و به او توکّل کنیم. توکّل به خدای متعال نشان­ دهنده ­ی اطمینان و ایمان به او است و موجب می ­شود تا تلاش­ هایمان به ثمر نشسته و نتیجه ­ی مبارکی داشته باشد. 

۲تربییت دینی کودک . هم اندیشی دینی . تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار!

با تکیه بر خدای متعال و توسل به معصومین (علیهم ­السلام) در کار تربیت کودک، هیچ هراسی به دل راه ندهید و با امید به آینده ­ای روشن پیش روید. هر از چند گاهی دست نیاز به درگاه الهی بلند کرده و از او بخواهید که در این راه نورانی پشتیبانتان باشد و به شما کمک کند

۳٫ شکر نعمت، نعمتت افزون کند

وقتی در کار تربیت کودک به توفیقی رسیدیم پیش از هر چیز، پیشانی شکر بر زمین گذاشته و از خدای متعال که ربّ العالمین است تشکر کنیم. حتی گاهی اوقات دو رکعت نماز صبح بخوانیم و از این که کودکی سالم به ما عنایت فرموده تشکر کنیم. وقتی در مقابل چنین نعمتی خدا را شکر کردیم، خداوند هم که خود بهترین شاکر است در مقام تشکّر از ما، رحمت و توجّه خود در مورد ما را مضاعف کرده و کار تربیت فرزندان ­مان را سهل ­تر خواهد کرد.

۴٫ فرزندانمان را دعا کنیم

دعای پدر و مادر ـ مخصوصا پدر ـ در حق فرزند به اجابت نزدیک است و توفیقات زیادی برای فرزند فراهم می­ کند. چنین دعایی می ­تواند راه سعادت را برای فرزندانمان فوق ­العاده هموار نماید و زندگی را برای آن­ ها سهل و آسان کند. حتی هنگام انعقاد نطفه ـ که سرنوشت ­سازترین لحظه برای کودک است ـ دعا را فراموش نکرده و از خدا بخواهید که اگر تقدیر است این نطفه تبدیل به کودکی شود، کودکی زیبا و سالم باشد، کودکی باشد که بنده­ی خوبی برای خدا بوده و زینت دنیا و آخرت شما باشد.  

۵٫ دیگران را تحقیر نکنیم

اگر دیگران در تربیت دینی کودک خود توفیق چندانی نداشته ­اند، به آن ­ها به دید عبرت بنگریم؛ امّا هرگز به خود اجازه ندهیم که به آن ­ها به دید حقارت نگاه کنیم. اگر چنین کردیم ممکن است با غضب خداوند مواجه شده و برخی از توفیقات خود در راه تربیت کودک را از دست بدهیم.

این نوشتار در سال­روز شهادت صدّیقه­ ی طاهره، فاطمه ­ی زهرا (سلام ­­الله­ علیها) به اتمام رسید. امید که به برکت آن بانوی دو عالم، بتوانیم امانت ­دار خوبی برای غنچه­ های زندگی خود باشیم و بتوانیم در کانون خانواده، بهترین بستر را برای شکوفایی این غنچه­ های بهشتی فراهم آوریم.   

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :

بازتاب اعمال ما در میان فرزندان

بسم الله الرحمن الرحیم  

برگرفته از کتاب «آیین شکوفایی» نوشته ی «احمد نباتی» مدیر سایت

اعمالی که انسان انجام می­دهد علاوه بر آن که تعیین ­کننده­ ی جایگاه او در عالم آخرت است، در زندگی دنیوی فرزندان و نسل او هم تأثیرگذار خواهد بود. اگر این اعمال، صالح باشد، طبعا نسل او هم از برکات دنیوی این عمل برخوردار خواهند شد و اگر این اعمال، اعمالی ناصحیح باشند، نسل او در زندگی دنیوی، دچار زحمت و مشقّت خواهد شد.   

پیامبر اکرم (صلی­ الله ­علیه ­و ­آله) فرمود: «وقتی بنده ­ای از بندگان صالح خداوند از دنیا می ­رود، خداوند، جانشین او در میان خانواده و فرزندانش خواهد شد و جای او را پر خواهد کرد، هر چند که خانواده ­ی او، زشت کردار و گنه­ کار باشند.»[۱]

شعاع بازتاب اعمال آدمی، آن قدر زیاد است که ممکن است به یک یا دو نسل هم بسند ه نکند و نسل­ های دور او را نیز فرا گیرد. امام صادق (علیه ­السلام) فرمود: «خداوند تا هزار سال، فرزندانی را که از نسل مؤمن هستند، حفظ می­ کند[۲] 

تربییت دینی کودک . هم اندیشی دینینمونه­ ی عینی این روایت داستان حضرت خضر با حضرت موسی (علیه­ السلام) بود. وقتی این دو بزرگوار در ادامه­ ی سفر خود، گرسنه و تشنه به روستایی رسیدند و از مردم آن روستا تقاضای آب و غذایی کردند، مردم از پذیرایی این دو ولیّ خدا امتناع کردند و آن ها به ناچار در کنار دیواری به استراحت پرداختند.

ناگهان حضرت خضر رو به موسای کلیم کرده و گفت: «خوب است این دیوار را تعمیر کنیم!» بعد هر دو مشغول تعمیر دیوار شدند. بعدها حضرت خضر در باب حکمت این کار فرمود:

«این دیوار متعلق به دو کودک یتیم بود که پدر آن ها گنجی در آن پنهان کرده بود. اگر این دیوار را به حال خود رها می­ کردیم، به زودی خراب می­شد و دیگران با مشاهده­ ی گنج، اموال این دو کودک را غارت می ­کردند. به همین دلیل آن را تعمیر کردیم تا وقتی خودشان به سنّ رشد رسیدند، و برای تعمیر دیوار اقدام کردند آن ثروت به خودشان برسد.»

حضرت خضر در ادامه فرمود: «علّت این خدمتی که به آن دو کودک کردیم آن بود که پدر آن ها مرد صالحی بود.»

امام صادق (علیه ­السلام) فرمود: «منظور از پدر آن ها، یکی از اجدادشان بود که هفتصد سال قبل زندگی می­کرد.»[۳]     

در بیانی دیگر امام صادق (علیه ­السلام) برای توجه دادن به آثار و تبعات اعمال مثبت و منفی می ­فرماید:

«زمانی که حضرت خضر آن دیوار را تعمیر کرد، خداوند متعال به حضرت موسی (علیه ­السلام) چنین  وحی کرد: “من با فرزندان، با توجه به اعمال و رفتار پدرانشان رفتار می­ کنم. اگر رفتار والدین خوب باشد، با فرزندان آن ها هم همانند رفتار پدرشان رفتار خواهم کرد و اگر رفتار والدین ظالمانه و زشت باشد، با فرزندانشان هم همان گونه رفتار خواهم کرد.” [بعد فرمودند:] «زنا نکنید که اگر چنین کردید، همسرانتان نیز زنا خواهند کرد.» [و در ادامه، حضرت به این قاعده­ اشاره کردند که:] به هر صورتی که رفتار کنید با شما همان­گونه رفتار خواهد شد.»[۴] 

همچنین امام صادق (علیه ­السلام) فرمود:

«کسی که به یتیمی ظلم کند، خداوند، کسی را بر او  مسلّط می­کند که به او یا به فرزندان و یا به فرزندان فرزندانش ظلم کند.»[۵]

راوی می ­گوید: اگر پدر ظلم می­کند، چرا فرزند جزای ظلم پدر را بدهد!

امام صادق (علیه­ السلام) فرمود: خداوند در قرآن می ­فرماید:

«و باید بترسند (از مکافات عمل خود) کسانى که اگر کودکان ناتوان از خود باقى مى ‏گذارند بر آنان بیم دارند، پس باید از خدا بترسند و (در حقّ ایتام مردم) سخن به اصلاح و درستى گویند.»[۶]

تذکر:

۱٫ یکی از حکمت ­های این کار، جنبه ­ی بازدارندگی آن است. یعنی خداوند به همه هشدار می­ دهد که مبادا به قدرت و تمکّن خود غرّه شوید و به دیگری ظلم کنید! چرا که حتما جزای ظلم خود را در همین دنیا خواهید دید؛ یا شما و یا جگرگوشه ­های شما. پس دست از ظلم و سرکشی بکشید.

۲٫ عقابی که در این آیات و روایات مطرح است، عقاب اخروی نیست؛ بلکه منظور سختی شرایط زندگی دنیوی است. پس خداوند متعال به خاطر گناه والدین، هیچ کس را مؤاخذه نخواهد کرد. منتهی سنّت خداوند بر این امر است که در تعیین نوع زندگی دنیوی افراد (که کاری با آخرت ندارد) اعمال و رفتار والدین را هم دخیل بداند. 

۳٫ ممکن است کسی بپرسد اگر والدین گناه می ­کنند، فرزند آن ­ها چه گناهی کرده که به پای آن­ ها بسوزند؟! در جواب این نکته را ذکر می­ کنیم که عالم خلقت، عالم علت و معلولی است و در چنین عالمی هر کاری اثری خواهد داشت. به عنوان مثال اگر کسی در رانندگی بی ­احتیاطی نماید، ممکن است صدمات جبران­ ناپذیری به دیگری وارد کند. حال، آیا اینجا می­ پرسیم: «کودکی که به خاطر بی ­احتیاطی دیگری، یک عمر زمین ­گیر شده چه گناهی کرده؟!» مسلّماً نه!

این کودک هیچ گناهی نکرده و تنها مشکل، بی ­احتیاطی راننده است که باید جواب ­گوی او باشد. هر چند که اگر خود کودک به خاطر این مشکل صبوری کند، همین صبوری می ­تواند اجری بزرگ برای او داشته و در آخرت از آن بهره ببرد. اعمال ما هم از این قاعده­ ی عمومی مستثنی نیست و اثر خاص خود را خواهد داشت و ممکن است اثر اعمال ما در زندگی فرزندانمان نمایان شود و آن ­ها را به زحمت بیندازد. در چنین صورتی هم او گنه ­کار نبوده و اگر صبوری کند می ­تواند ثواب بزرگی ببرد.

آیت الله جوادی آملی می ­فرمایند:[۷] «چنین فرزندی که به خاطر ظلم پدر خود، مورد ظلم و تعدّی قرار می ­گیرد، اگر خود مُنظلم و ستم ­پذیر نباشد و خودش با اعمال و رفتارش موجبات این ظلم را فراهم نکرده باشد، نزد خداوند متعال، مأجور است؛ اما اگر خود او موجب آن باشد، مأجور نیست. بنابراین، صلاح و فساد افراد، موجب تکریم و توهین به فرزندان و اِعقاب آن ها خواهد بود. از این رو گفته­اند: «یُکرَمُ الرّجلُ فی ولده.»[۸] 


[۱]. نور الثقلین، جلد۳، صفحه ­ی۲۹۰، حدیث۱۹۱٫

[۲]. نور الثقلین، جلد۳، صفحه­ ی۲۸۹، حدیث۱۸۷٫

[۳]. همان. 

[۴]. نور الثقلین، صفحه ­ی۲۸۷، حدیث۱۷۷٫

حفظ ناموس اهمیت ویژه ­ای برای غیرتمندان دارد. به همین دلیل اگر مردی امانت ­دار ناموس دیگران باشد، خداوند متعال که خود بهترین شاکر است، ناموسش را از تعدّی دیگران حفظ خواهد کرد. در مقابل اگر کسی به ناموس دیگران خیانت کند و به آن ها با نگاه غریزی بنگرد و یا این که خدای ناکرده قدم را فراتر نهد، خداوند، ناموس او را مجبور به زنا و امثال آن نخواهد کرد، بلکه آن عصمتی که مخصوص ناموس امانتداران است، از ناموس او برمی­دارد. حال اگر ناموس او خودش اهل عفّت و مراقبت نباشد، با اختیارِ خود، مبتلا به گناه خواهد شد. و اگر اهل عفّت و تقوی باشد، همچون گذشته ایمان خود را حفظ خواهد کرد و مبتلا به زنا و امثال آن نخواهد شد. همچنین این خانم در مقابل این امتحان، نزد خداوند متعال مأجور خواهد بود. 

روزی مردی که معلوم بود خیلی عصبی و دست ­پاچه است، تماس گرفت و سؤال ­هایی در همین باب می ­پرسید. وقتی از حقیقت کار جویا شدم گفت: «حقیقت این است که من با زنی زنا می­ کردم. چند وقت پیش همسرم نزدم آمد و گفت: می­ خواهم حقیقتی را به تو بگویم چون خیلی عذاب وجدان دارم.» به او گفتم: «اشکالی ندارد بگو!» همسرم گفت: «مدّتی است که یکی از مردهای فامیل با من زنا می­ کند و من هم به خاطر آبرویم جرأت مقاومت نداشتم!»

توجه داشته باشیم که در این روایت موضوع زنا فقط به عنوان مثال بیان شده است اگر کسی به نامحرم نگاه کند، به ناموسش نگاه خواهند کرد. اگر کسی به دیگری تعدّی کند به خودش یا به جگرگوشه ­هایش تعدّی خواهند کرد و …

[۵] . تفسیر عیاشی، جلد۱، صفحه ­ی ۲۲۳٫

[۶]. نور الثقلین، جلد۱، صفحه ­ی۴۴۷، حدیث۷۵٫

[۷]. نقل به مضمون.

[۸]. ادب فنای مقربان، جلد۲، صفحه­ ی۲۴۷٫ 

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :

احترام به بزرگترها – راه کارها و موانع

بسم الله الرحمن الرحیم

برگرفته از کتاب «آیین شکوفایی» نوشته ی «احمد نباتی» مدیر سایت

احترام به بزرگترها از جمله رفتارهایی است که قبل از دین، عقل هر انسانی آن را کاری پسندیده می­ داند و ترک آن را هم نشانه­ ی بی ­ادبی و پستی شخص می­ شمارد. یکی از مهم ­ترین علّت ­های بی ­ادبی کودکان در حقّ بزرگ ­ترها، بی­ اهمیّتی والدین نسبت به آموزش این امر مهم است. جهت آموزش این امر مهم به کودکان­ توجه به  نکات ذیل ضروری است: 

۱٫ احترام متقابل

اگر توقّع داریم که کودکان­ به بزرگترها احترام بگذارند باید دقت داشته باشیم که بزرگترها به آن ها توهین نکرده و احترامشان را حفظ کنند. روی همین اساس باید با کودکانمان محترمانه رفتار کنیم و مراقب رفتار دیگران هم با آن ها باشیم. اگر متوجّه شدیم که به کودکانمان بی ­احترامی می ­کنند، با ظرافت به آن ها تذکر دهیم که چنین کاری نکنند. 

۲تربییت دینی کودک . هم اندیشی دینی. الگودهی به کودک

خودمان احترام دیگران را حفظ کرده و با الفاظ تحقیرآمیز دیگران را مخاطب خود قرار ندهیم. این کار علاوه بر آن­که گناه است، کودک ما را هم با چنین رفتاری آشنا می ­سازد. امام صادق (علیه­ السلام) می­ فرمایند: «به پدران خود نیکی کنید تا فرزندان شما در حقّتان نیکی کنند.»[۱]

این روایت گویای این حقیقت مهم است که کودکان ما کاملاً از رفتار ما الگو می­ گیرند. اگر ما به بزرگتر از خود احترام بگذاریم و با آن ­ها محترمانه رفتار کنیم، فرزندانمان هم می ­آموزند تا در برابر بزرگترها چنین رفتاری داشته باشند. توجه داشته باشیم که اگر احترام والدین خود را حفظ نکنیم، به صورت غیر مستقیم به فرزندان­ مان آموخته ­ایم که بزرگترها احترام ندارند. اگر فرزند ما چنین مطلبی را آموخت، به خود ما هم به عنوان بزرگتر، احترامی قائل نبوده و حرمت ما را حفظ نخواهند کرد.

۳٫ والدین احترام یکدیگر را حفظ کنند

یکی از علّت ­های بی ­احترامی فرزند در حق والدین، حرمت شکنی خود والدین است. باید دقّت داشته باشیم که عیوب همسرمان را نزد کودک بازگو نکنیم و نزد کودک از همسرمان شکایت نکنیم. حتی اگر همسرمان کارهای نادرستی انجام می­ دهد تا جایی که ممکن است اشتباهاتش را از دید کودک خود بپوشانیم تا حرمت او نزد فرزند از بین نرود و به او به دید شخصی منفی ننگرد. در عین حالی که با کودک مهربان و صمیمی هستیم یاید مراقب باشیم که این صمیمیّت موجب نشود که کودک احترام ما را حفظ نکرده و به این رفتار بد عادت کند.

۴٫ از دیگران بدگویی نکنیم!

غیبت و تهمت را از زندگی خود کنار بگذاریم و عملا به کودکمان بیاموزیم که دیگران محترم هستند و ما هرگز اجازه نداریم به شخصیّت آن ­ها توهین کرده و یا این­ که عیوب آن­ ها را آشکار کنیم. با توجه به این مطلب ممکن است کودکمان از دیگران بدگویی ­هایی داشته باشد. از دوست خود، همسایه و حتی معلّم. اینجا است که ما باید به او یادآور شویم که هرگز از دیگران بدگویی نداشته باشد و بدی ­های آن­ ها را پیش کسی بازگو نکند.

تذکر: ممکن است برخی از کسانی که فرزندان ما با آن ­ها معاشرت دارند خطاهایی انجام دهند که بازگو نکردن آن ­ها از طرف کودکانمان موجب بروز صدماتی جدّی در اخلاق و رفتارشان شود. لذا باید هنگام نهی کودکانمان از غیبت و  بدگویی دیگران به آن ­ها بگوییم که این کار در صورتی زشت است که بدون جهت باشد. اما اگر فکر می­ کنید که رفتار بد شخصی به شما ضرر می ­زند و موجب می­ شود تا شما هم مبتلا به این رفتارهای بد شوید در این صورت باید مشکل را با ما در میان بگذارید تا برای حل مشکل به شما کمک کنیم.

لازم به ذکر است که اگر کودکانمان از کسی غیبت کردند نباید با آن ­ها با تندی رفتار کنیم، چرا که آن­ ها قبح چنین کاری را نمی ­دانند و هنوز در مرحله­ ی آموزش هستند. از طرفی اگر برخورد تندی داشته باشیم، آن ­ها از ترس برخوردهای بعدی از گفتگوی صمیمی با ما سر باز می­ زنند و اگر هم کسی رفتار ناشایستی با آن ­ها داشت از ترس واکنش ما، آن رفتارها را با ما بازگو نخواهند کرد.          

۵٫ بزرگترها را با احترام خطاب کنند!

ممکن است ما به خاطر صمیمیّتی که با هم سنّ و سالان خود داریم، آن­ ها را با نام کوچک و یا بدون به کار بردن الفاظ تکریمی خاص صدا بزنیم. در چنین صورتی ممکن است فرزندانمان هم با تأسّی از ما آن­ ها را این گونه خطاب کنند. پس باید به آن ­ها بگوییم که اگر ما این گونه با هم صحبت می­ کنیم به خاطر ویژگی سنّی ما است اما شما که کوچک ­تر از ایشان هستید نمی ­توانید با ایشان این گونه صحبت کنید، بلکه باید از کلماتی که دال بر احترام است استفاده کنید. 

۶٫ بزرگترها احترام خود را حفظ کنند

اگر بزرگترها بیش از اندازه سر به سر کودکانمان بگذارند، ممکن است کودکانمان احترام آن ­ها را حفظ نکرده و رفتار نامناسبی با آن ها داشته باشند. در این صورت ـ اگر امکان دارد ـ از یک طرف، آن شخص را متوجه نوع کارش کنیم و از طرف دیگر، به فرزندمان هم گوشزد کنیم که این کار موجب نشود تا به او بی­احترامی کرده و با الفاظ غیر محترمانه با او صحبت کند.

۷٫ از رفتارهای دیگران غافل نباشیم!

ممکن است برخی از بزرگ ­ترها از کودک ما بخواهند که نسبت به دیگری با بی ­احترامی رفتار کرده و حرف­ های زشت بر زبان جاری کند. توجه داشته باشیم که تداوم این حالت موجب بروز صدمات جبران ­ناپذیری در شخصیّت اجتماعی کودکمان خواهد شد، لذا ضمن این که از او خواهش می­کنیم چنین رفتاری را با فرزندمان نداشته باشد، از کودکمان هم می ­خواهیم که گوش به چنین حرف­ هایی ندهد و هرگز به دیگری توهین نکرده و کلمات زشت بر زبان جاری نسازد.

لازم به ذکر است در صورتی که چنین شخصی از رفتار ناپسند خود دست نکشید باید در نوع معاشرت فرزندمان با او تجدید نظر کنیم. این تجدید نظر بسته به نسبت خویشاوندی او با ما دارد. اگر با او نسبت خویشاوندی نداریم، طبیعی است که ضرورتی برای تداوم چنین معاشرتی وجود ندارد، اما اگر خویشاوند است، سعی کنیم تا جایی که شده معاشرت کودکمان با او، تحت نظارت ما صورت گیرد.

تذکر:

۱٫ از عدم آشنایی کودکانمان با آداب اجتماعی هرگز ناراحت و عصبانی نشویم. اشتباهات رفتاری کودکان، در واقع می ­تواند تجربه ­ای باشند جهت آموزش اصول رفتار اجتماعی. در حقیقت می ­توان گفت در برخی موارد کودکانمان تا اشتباه نکنند نمی­توانند اصول تجربه ­ی صحیحی از برخی از رفتارهای اجتماعی داشته باشند.

البته لازم به ذکر است که حلقه ­ی تجربه ­اندوزی وقتی کامل می­شود که به دنبال اشتباه کودک به شیوه­ای کاملا صحیح به او تذکر دهیم و به او بیاموزیم که در مقابل، چه رفتاری برازنده­ ی او است.  ­

۲٫ همان گونه که غفلت از آموزش آداب اجتماعی کار پسندیده­ای نیست، زیاده ­روی در آموزش آداب اجتماعی هم صدمات زیادی در روحیه ­ی فرزند انجاد می­ کند.

برخی از والدین در معاشرت­ های اجتماعی، به شدّت فرزندان خود را تحت کنترل قرار داده و به آن ­ها اجازه نمی­ دهند تا به راحتی صحبت کنند و نزد دیگران از حقّ خود دفاع کنند. این والدین همیشه کودک خود را محکوم می ­بینند و گمان می­ کنند بچّه ­ی اجتماعی، کسی است که زیر بار هر نوع ظلمی برود و در عین حال از شخص ظالم عذرخواهی هم داشته باشد.

این نوع نگرش به آداب اجتماعی موجب می ­شود تا فرزندانی ترسو داشته باشیم. فرزندانی که به محض مواجهه با تنش ­های اجتماعی به جای آن­ که روی پای حق خود بایستند و آن را مطالبه کنند ترس و دلهره همه­ ی وجودشان را فرا گرفته و مبتلا به اضطراب خواهند شد.      


[۱] . بحارالأنوار، جلد۷۴، صفحه­ ی۶۵، حدیث۳۱٫      

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :




تاریخ : یکشنبه 30 آبان‌ماه سال 1395 | 07:23 ب.ظ | چاپ | نویسنده: . | نظرات (0) (0 لایک)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • اریک صدا