X
تبلیغات
زولا



 

نشناخته را  محرم   هر    راز   مکن

قفل دل خود  بر همه کس  باز مکن

در  قلّک  دِل   براى     آینده  خویش

جز عشق خدا و دین پس‏انداز  مکن

 


 

چگونه میتوان محبت اهل بیت ع را در دل نهادینه کرد؟

 

آنچه از قرآن و کتب روایی و همچنین کلام ائمه معصومین ع بدست می آید این است که هر شخصی از طریق راههای متعددی  میتواند محبت اهل بیت ع را در دل خود و فرزندان خود ایجاد کرده و آنرا برای همیشه حفظ نماید:

 

1- دوران پیش از کودکى


آنچه در ساختن شخصیت یک انسان مؤثر است، خیلى پیشتر از مدرسه و جامعه آغاز مى‏شود و به مسأله تغذیه، شیر مادر، روحیات والدین، شرایط ایّام باردارى، انعقاد نطفه و... هم مربوط مى‏شود و موضوع وراثت نیز، در جاى خود مهمّ است.
اهل معرفت و انسانهاى دقیق و ارزشى، در به وجود آوردن نسلى پاک، نجیب، باایمان و اهل صلاح و فلاح، به این نکات و ریزه‏کاریها هم توجّه مى‏کنند.
در زندگى‏نامه بسیارى از بزرگان دین یا شهیدان اسلام مى‏خوانیم و مى‏شنویم که مادرانشان آنان را با وضو شیر داده‏اند، ایام باردارى و شیردادن، مواظب حالات روحى خود، غذاى حلالى که مى‏خورده‏اند، مجالسى که شرکت مى‏کرده‏اند، کتابهایى که مى‏خوانده‏اند و... بوده‏اند. این مراقبت‏ها در روحیه و خصلت‏هاى کودک تأثیر مى‏گذارد. اینکه مادر در ایام باردارى یا هنگام شیر دادن، چه صداها و نوارهایى بشنود (ترانه یا تلاوت قرآن یا نوحه و مداحى و...) و چه تصاویر و فیلمهایى ببیند، در چه جلساتى شرکت کند، با چه کسانى معاشرت داشته باشد، در تکوین شخصیت معنوى فرزند بى‏اثر نیست. برخى از سفره امام حسین(ع) و اطعام ایام عاشورا و غذاهاى نذرى، به قصد تبرک استفاده مى‏کنند. این ایمانها و عقیده‏ها به نوزادهم منتقل مى‏شود.
آنچه در آداب و سنن اسلامى در مورد کودکان و نوزادان است (از قبیل: از خداوند فرزند صالح خواستن، دایه صالح گرفتن براى شیر دادن، توجه به انتقال اخلاق دایه به فرزند، کام نوزاد را با آب فرات و تربت کربلا برداشتن، هنگام تولد و نامگذارى در گوش او اذان و اقامه گفتن، نام نیک بر او نهادن، از نام ائمه بر فرزندان گذاشتن، یاد دادن قرآن و حدیث اهل بیت به فرزندان و آموختن نماز و واداشتن به روزه و... ) همه نشان دهنده تأثیر اینگونه امور در خلق و خوى کودکان است.
از على(ع) روایت است که فرمود: من از خداى خود فرزندانى زیباروى و خوش قامت نطلبیدم، بلکه از پروردگارم خواستم فرزندانى به من عطا کند که مطیع خدا و خائف از او باشند، تا هر گاه به آنان مى‏نگرم که مطیع خدایند، چشمانم روشن گردد.(1)
امام سجّاد(ع) نیز در دعاى مخصوص فرزندان، بیشتر نکته‏هاى معنوى و دینى و اخلاقى و صلاح و فلاح و تقوا و بصیرت و اطاعت خدا و محبّت اولیاى الهى و دشمنى با دشمنان خدا مى‏طلبد:
«وَ اجعلهم اَبراراً اَتْقیاءَ بُصَراءَ سامعینَ مُطیعینَ لک وَلِاَولیائک مُحبّینَ مُناصِحینَ و لجمیعِ اَعْداءِک مُعاندینَ و مُبغِضینَ».(2)
پس دوران کودکى، فصل تربیت دینى و تربیت ولایى کودکان است و محبت اهل بیت هم یکى از شاخه‏هاى همین «تربیت دینى» است.

من غم و مهر حسین، با شیر از مادر گرفتم

روز اوّل کامدم، دستور تا آخر گرفتم

بر مشام جان زدم یک قطره از بوى حسینى

سبقت از مشک و گلاب و نافه و عنبر گرفتم

حضور ما در جلسات حسینى و اشک ریختن در سوگ اباعبداللَّه(ع) و شنیدن حرف و حدیث امامان و اهل بیت، در روح کودکى که در رحم یا در آغوش دارد، تأثیرگذار است.
«... در حسینیه دلمان، مرغهاى محبّت سینه مى‏زنند و اشکهاى یتیم در خرابه چشم، بیقرارى مى‏کنند. سینه ما تکیه‏اى قدیمى است، سیاهپوش با کتیبه درد و داغ. درب آن با کلید «یا حسین» باز مى‏شود و زمین آن با اشک و مژگان، آب و جارو مى‏شود.
ما دلهاى شکسته خود را وقف اباعبداللَّه(ع) کرده‏ایم و اشک خود را نذر کربلا، و این «وقفنامه» به امضاى حسین(ع) رسیده است. این است که زیارت، ترجیع بند ایّام سال ماست.
صبحها وقتى سفره دعا و عزا گشوده مى‏شود، دل روحمان گرسنه عاطفه و تشنه عشق مى‏شود. ابتدا چند مشت «آب بیدارى» به صورت جان مى‏زنیم، تا «خواب غفلت» را بشکنیم. زیارتنامه را که مى‏بینیم، چشممان آب مى‏افتد. «السلام علیک» را که مى‏شنویم، بوى خوش کربلا به مشاممان مى‏رسد. توده‏هاى بُغض در گلویمان متراکم مى‏گردد و هواى دلماى ابرى مى‏شود و آسمان دیدگانمان بارانى.
سر سفره ذکر مصیبت، قندان دهانمان را پر از حبّه قندهاى «یا حسین» مى‏کنیم و نمکدان چشممان دانه دانه اشک بر صورتمان مى‏پاشد. به دهان که مى‏رسد، قند و نمک در کاممان مى‏آمیزد و این محلول شور و شیرین، درمان عشق ماست و نمک‏گیر سفره حسین(ع) مى‏شویم. این است که تا آخر عمر، دست و دل از حسین(ع) بر نمى‏داریم. آنگاه جرعه جرعه زیارت عاشورا مى‏نوشیم و سر سفره توسّل، «ولایت» را لقمه لقمه در دهان کودکانمان مى‏گذاریم.
غذاى ما از عطاى حسین(ع) است. الحمدللَّه... در این خشکسالى دل و قحطى عشق، نم نم باران اشک، غنیمتى است که رواق آینه کارى شده چشمان ما را شستشو مى‏دهد. خدایا ما را به چشمه کربلا و نهر علقمه تشنه‏تر کن و معماراشک را براى آبادى دلهایمان بفرست.
امروز بر سرْدرِ دلهاى ما پرچمى نصب شده که بر آن نوشته است: «السلام علیک یا اباعبداللَّه».(3)
ریشه‏هاى حب اهل بیت، در دوران خردسالى و شیرخوارگى نیرو مى‏گیرد و در جوانى و بزرگسالى میوه و برگ و بار مى‏دهد. آرى...

به جام جان نریخت مهر دیگرى

از آن دمى که دل شد آشناى تو

این مرحله، به مراقبتها و رفتارهاى والدین در دوران شیرخوارگى و نوزادى فرزندان مربوط مى‏شود.
امّا... اینک ماییم و کودکان و نوجوانان موجود در جامعه و ضرورت و اهمیّت تربیتِ ولایى و دینى آنان.
در اینکه چگونه مى‏توان جوانان و نوجوانان را «مُحبّ آل محمد» و دوستدار اهل‏بیت(ع) بارآورد، راههاى مختلفى وجود دارد. برخى از این راهها جنبه ذهنى و تئورى دارد، یعنى طرح موضوعات و مباحثى که نتیجه آن ایجاد کشش و جذبه نسبت به خاندان پیامبر است. عمدتاً بیان فضایل و مناقب و مقامات و شرح حال و سیره اولیاء الهى، حتّى ذکر شمایل و اوصاف ظاهرى آنان، از این بخش است. بعضى حتى از راه تصاویر و عکسهاى منسوب به پیامبر و امامان، به آنان علاقه پیدا مى‏کنند و تصویر، گذرگاه و معبرى براى ورود به دنیاى زیبا و دوست‏داشتنىِ اولیاى دین مى‏شود. برخى هم جنبه عملى و کاربردى است، یعنى اجراى برنامه‏ها یا توجّه به نکات اجرایى و کاربردى که نتیجه آن جاى گرفتن محبّت اهل‏بیت(ع) در دل کودکان و جوانان است و این کار، عمدتاً از سوى پدران و مادران، اولیاء و مربّیان، برنامه‏سازان، مسؤولان فرهنگى و تربیتى کشور و چهره‏هاى مورد توجّه و علاقه نسل نوجوان در جامعه است.
اینک برخى از این راهها و شیوه‏ها برشمرده مى‏شود:

2- پیوند با آب فرات و خاک کربلا


استفاده از نمادها و سمبلهایى که به نوعى ارتباط با اهل بیت دارد، این رابطه را تقویت مى‏سازد. «عاشورا» برجسته‏ترین مظهر خطّ ولایت نسبت به این خاندان است.
«شهادت» و «عطش» نیز دو جلوه مهمّ عاشوراست.
«آب فرات» یادآور تشنگى امام و اهل بیت او و وفاى عباس(ع) است و «تربت» سیدالشهدا، خاک آمیخته به خون «ثاراللَّه» است و این دو، فرهنگ عاشورا و حب اهل بیت را با خود دارند.
در تعالیم شیعه، از سنتهاى مؤکّد مذهبى، برداشتن کام نوزاد هنگام تولّد، با تربت سیدالشهدا و آب فرات است یعنى اندکى از این یا آن، به کام نوزاد مالیدن، یا در دهان او چکاندن.
این کار، هم پیوند دادن نوزادان از همان بدو تولد با این خاندان و عاشوراست، هم نشانِ عشق والدین به ایجاد این رابطه است، هم تأثیر طبیعى این «آب و خاک» در سرشت و طینت و خلق و خوى فرزندان است. همچنان که طبق احادیث بسیار، خداوند در تربت سیدالشهدا «شفا» و خاصیت درمانى قرار داده است،(4) اثر ایجاد محبّت و امنیّت هم در این تربت و آن آب نهاده است. پس، از راههاى عملى، یکى هم عمل به این سنت دینى است. اثر ایجاد محبت در روایات مربوط به آن هم بیان شده است. امام صادق(ع) فرمود:
«حَنّکوا اولادَکم بماء الفراتِ».(5)
کام نوزادان خود را با آب فرات بردارید.
امام صادق(ع) به سلیمان بن هارون بجلّى فرمود:
«ما اَظُنُّ احداً یُحَنِّکُ بماء الفراتِ الاَّ احبَّنا اهلَ البیت».(6)
گمان نمى‏کنم که کسى با آب فرات، کام نوزاد را بردارد مگر آنکه ما خاندان را دوست بدارد.
آن حضرت، فرات را نهرى بهشتى مى‏داند که به خدا ایمان آورده است و روزى یک قطره از بهشت در آن مى‏چکد. و نیز فرمود:
«مَن شَرِبَ مِن ماء الفراتِ وَحنَّکَ به فهو محبّنا اَهْلَ البیت».(7)
هر کس از آب فرات بنوشد، یا کام کودک را با آن بردارد، یقیناً دوستدار ما خاندان خواهد بود.
على(ع) فرمود:
«اِنّ اهلَ الکوفةِ لَوْ حَنَّکوا اولادَهم بماء الفراتِ لکانوا شیعةً لنا».(8)
اگر کوفیان، اولاد خودرا باآب‏فرات، کام برداشته بودند، شیعه ما مى‏شدند.
امام صادق(ع) فرمود:
«ما احدٌ یَشربُ من ماء الفراتِ وَ یُحنِّکُ به اذا اولَدَ الّا اَحبَّنا، لِأنَّ الفراتَ نهرٌ مؤمِنٌ».(9)
هیچ کسى نیست که از آب فرات بنوشد، یا وقتى فرزند آورد، کام او را با آب فرات بردارد، مگر آنکه دوستدار ما شود، چرا که فرات، نهرى مؤمن‏است.
آن حضرت، در مورد کام برداشتن نوزادان با تربت سیدالشهدا هنگام تولّد، چنین دستور داده است:
«حَنِّکوا اولادَکم بِتُربةِ الحسینِ، فانّها اَمانٌ».(10)
فرزندان خود را با تربت حسین(ع) کام برگیرید، چرا که مایه ایمنى است.
البته در روایات، تأکید شده است که این بهره‏گیرى درمانى از تربت، وقتى است که انسان به این نکته باور داشته باشد که خداوند در تربت آن حضرت، این نفع و خیر را قرار داده است.(11)
سنّتِ آمیختن آب یا شربت به تربت سیدالشهدا و نوشیدن و نوشاندن آن به دیگران جهت درمان، زمان ائمّه هم رواج داشته است.(12) امروز نیز میان معتقدان و شیفتگان این مکتب، رایج است.(13)

3- استفاده از علاقه به محبوبیّت


هر کس دوست دارد مورد علاقه و محبّت دیگران باشد و مورد توجّه قرار گیرد. در جذب افراد، اظهار علاقه خیلى مؤثر است، بخصوص آن طرفى که انسان مورد علاقه او باشد اگر شخصیّتى معروف، مهم و معتبر باشد، مورد رغبت بیشترى است. تا چه رسد به اینکه آن طرف، خدا و حضرت رسول(ص) و ائمّه اطهار(ع) باشند. باید چنین القا کرد که رشته محبت و علقه ولایى با اهل‏بیت(ع) موجب مى‏شود انسان محبوب خدا و رسول خدا (ص) گردد و چه موهبتى بالاتر از این؟ طرح این مسأله که ائمّه(ع) دوستدارانشان را دوست دارند، ایجاد محبّت مى‏کند. روایت در این زمینه بسیار است، از جمله این حدیث:
کسى به محضر امام على(ع) رسید و گفت: السلام علیکَ یا امیرالمؤمنین و رحمةاللَّه و برکاته، کیفَ اصبَحْتَ؟ سلام (و رحمت و برکات خدا) بر تو اى امیر مؤمنان. چگونه صبح کردى و چگونه‏اى؟
حضرت سر بلند کرد و پاسخ سلامش را گفت و فرمود:
«اصبحتُ مُحِبّاً لِمُحِبِّنا و مُبغِضاً لِمَن یُبغِضُنا»(14)
صبح کردم، در حالى که دوستدارِ دوستدارمان هستم و دشمن کسى که با ما دشمنى دارد.
طرح مسأله حبّ متقابل و رضایت طرفینى میان خدا و بنده یا پیامبر(ص) و امّت، کارساز است. قرآن هم نمونه‏هایى دارد، همچون: «2م و رَضُواعنه»،(15) «فَسوفَ یأتى اللَّهُ بقومٍ یُحِبُّهم و یُحِبّونه».(16) که در مورد اهل ایمان و عمل صالح و متعهدان به دین و ثابت قدمان در راه خداست.
با طرح این‏که خدا چه کسانى را دوست مى‏دارد؟ و پاسخ این که محبّان اهل بیت را، و نتیجه‏گیرى این که پس محبوب خدا شدن هم در سایه مودّت اهل‏بیت است، علاقه‏ها را به این خاندان مى‏افزاید.
هم دوست داشتن برگزیدگان افتخار است، هم محبوب آنان بودن ارزش است. در زیارت «امین‏اللَّه»، در حرمهاى ائمه معصومین از خداوند چنین درخواست مى‏کنیم:
خدایا! دل و جان مرا شیفته اولیاى برگزیده‏ات قرار بده و مرا در زمین و آسمانت محبوب گردان:
«مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ اولیاءک، مَحبوبةً فى أَرضِک و سماءک».(17)
دوستى با اهل‏بیت(ع) انسان را با این خانواده همخون و همدل مى‏سازد و عضو این خانواده الهى مى‏گرداند. همچنان که سلمان فارسى را رسول خدا(ص) از این دودمان دانست و فرمود: «سلمانُ مِنّا اهلَ البیت»(18) «سلمان از ما خاندان است».
چنین تعبیرى را پیامبر اکرم(ص) درباره ابوذر غفارى هم فرموده است و امام صادق(ع) نیز درباره فُضیل بن یسار(19) و یونس بن یعقوب‏(20) فرموده است که اینان از ما خاندان هستند.
این موهبت بزرگى است که انسان از خاندان پیامبر محسوب شود. محبّت اهل‏بیت، چیزى است که این امتیاز را براى دوستدار مى‏آورد. به این دو حدیث توجه کنید (که یکى محبّت و دیگرى تقوا و عمل صالح را زمینه‏ساز عضویت در مجموعه اهل‏بیت مى‏داند):
امام باقر(ع): «مَنْ اَحَبَّنا فهو مِنّا اَهل البیتِ»(21) «هر که ما را دوست بدارد از ما خاندان است».
امام صادق(ع): «مَنِ اتّقى‏ مِنکم وَ اَصْلَحَ فهو منّا اهلَ البیت».(22) «هر کس از شما که تقوا پیشه‏کند و در پى صلاح و اصلاح باشد، او از ما اهل‏بیت است».
توجّه به این نکته مهمّ است که محبّت به تنهایى، بدون تقوا و صلاح و اصلاح، چندان کارساز نیست و محبّت واقعى به همان همسویى مى‏کشد.

4-توجه به عنایت اهل بیت به شیعه


پیروان و دوستداران اهل بیت(ع)، مورد عنایت و توجّه و تقدیر خاندان پیامبرند. توجه داشتن و توجه دادن به این عنایت و محبت و تکریم، محبت آنان را در دلها ایجاد مى‏کند یا مى‏افزاید. اهل بیت، هوادارانشان را دوست دارند، آنان را مى‏شناسند، آنان را شاخ و برگ درختى مى‏دانند که به خودشان مربوط مى‏شود، در دنیا گرفتارى‏هایشان را حل مى‏کنند، در آخرت از آنان شفاعت مى‏کنند و محبّان خویش را از یاد نمى‏برند.
در این زمینه احادیث فراوانى است که به چند نمونه اشاره مى‏شود:
1 - حُذیفة بن اُسَید غفارى گوید: امام حسن مجتبى(ع) وقتى با معاویه صلح کرد و به مدینه برمى‏گشت همراهش بودم. پیش او یک بار شتر بود که همواره همراه آن بود و جدا نمى‏شد. روزى گفتم: این بار چیست که از تو جدا نمى‏شود؟
فرمود: مى‏دانى چیست؟ گفتم: نه. فرمود: «دیوان» است. گفتم: دیوان و دفترِ چیست؟ فرمود: دفتر شیعیان ماست، نامهایشان در آن است: «دیوانُ شیعتِنا فیه اَسماؤهُم».(23)
2 - امام صادق(ع) به ابوبصیر فرمود:
«... وَ عَرفْنا شیعتنا کَعِرفانِ الرّجُلِ اهلَ بیته».(24)
ما شیعیان خود را مى‏شناسیم، همانگونه که یک فرد، خانواده خود را مى‏شناسد.
3 - امام سجاد(ع) فرمود: ما هر کس را ببینیم، مى‏شناسیم که مؤمن حقیقى است یا منافق. شیعیان ما ثبت شده‏اند و نامهایشان و نامهاى پدرانشان معروف است، خدا از ما و از آنان پیمان گرفته است، هر جا که ما وارد شویم آنان نیز وارد مى‏شوند:
«اِنَّ شیعتَنا لمکتوبُونَ مَعْرُوفون بِأسمائِهِم و اسماء آبائهم، اَخَذَ اللَّه المیثاقَ علینا و عَلَیهم، یَرِدونَ مَوارِدَنا وَ یَدخُلون مَداخِلَنا».(25)
4 - امام کاظم(ع) در مورد آیه «وَمِمَّنْ هَدَیْنا وَ اجْتَبَیْنا»(26) فرمود:
«فَهُم وَاللَّهِ شیعَتُنا الّذین هَداهُمُ اللَّهُ لِمَوَدَّتِنا وَاجْتَباهُمْ لِدینِنا...».(27)
به خدا قسم آنانند شیعیان ما، آنان که خداوند بر مودّت و دوستى ما هدایتشان کرده و براى آیین ما آنان را برگزیده است.
این که انسان توفیق مودّت و پیروى این خاندان را داشته باشد، توفیق ارزشمندى است که نصیب همه نمى‏شود و بر این نعمت معنوى باید خداوند را سپاس گفت. عنایت دیگر ائمه، در مورد حساب و شفاعت شیعه جلوه‏گر است که در حدیث بعد آمده است.
5 - امام صادق(ع) در ذیل آیه «اِنّ اِلَینا اِیابَهُم ثُمّ اِنّ عَلینا حِسابَهُم»(28) فرمود:
«اِذا کانَ یَومَ القِیامَةِ جَعَلَ اللَّهُ حسابَ شیعَتِنا عَلَینا...».(29)
چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حسابرسى شیعیان ما را برعهده ما مى‏گذارد.
و در حدیث دیگرى از آن حضرت است:
«نَشْفَعُ لِشیعَتِنا فَلا یَرُدُّنا رَبُّنا».(30)
ما براى شیعیان خود شفاعت مى‏کنیم، خداوند هم شفاعت ما را ردّ نمى‏کند.
6 - امام صادق(ع) فرمود:
«اَیْنَما نَکُونُ فَشیعتُنا مَعَنا».(31)
ما هر جا که باشیم، پیروان ما با مایند.
حتى در ورود به بهشت نیز این همراهى وجود دارد، على(ع) فرموده است: از هشت درِ بهشت، پنج در است که شیعیان و دوستداران ما اهل بیت از آن وارد مى‏شوند:
«... و خمسةُ ابوابٍ یَدخُل مِنها شیعتُنا وَ مُحبّونا».(32)
7 - امام صادق(ع) در مسجد، گروهى از شیعیان را دید، به آنان نزدیک شد و سلامشان داد و فرمود: به خدا قسم من بوى شما و روح شما را دوست دارم، ما را با تقوا و تلاش، یارى کنید. شما یاران دین خدایید، شما پیشتازان به سوى بهشتید، ما بهشت را براى شما تضمین کرده‏ایم، هر چیزى شرفى دارد، شرافتِ دین، شیعه است. هر چیزى ستونى دارد، ستون دین، شیعه است. هر چیزى سروَرى دارد، و بهترین مجالس و سرور آنها، مجالس شیعه است:
«وَاللَّهِ اِنى لَاُحبُّ ریحَکُم وَ ارواحَکم... اَنتمُ السّابِقونَ الى الجنّة، قد ضَمِنّا لکم الجنانَ بِضَمانِ اللَّهِ وَ رَسُولِه... اَلا وَ اِنّ لِکُلِّ شَى‏ءٍ شَرَفَاً وَ شرفُ الدینِ الشیعةُ، اَلا اِنّ لِکُلِّ شئٍ عِماداً وَ عِمادُ الدّینِ الشیعةُ، اَلا و انّ لکُل شئٍ سَیّداً وَ سیّدُ المجالسِ مجالسُ شیعَتِنا».(33)
8 - امام باقر(ع) درباره «شجره طیّبه» که در قرآن است، فرمود: آن درخت، حضرت رسول(ص) است، تنه آن، على(ع) است، شاخه‏اش فاطمه(س) است، میوه‏هایش فرزندان فاطمه زهرایند و شیعه، برگهاى آن درخت‏اند (وَ اوراقُها شیعتُنا) هرگاه یکى از شیعیان ما از دنیا برود، برگى از آن درخت افتاده و هرگاه نوزادى براى شیعه به دنیا آید، به جاى آن برگ، برگى مى‏روید.(34)
9 - امیرالمؤمنین(ع) فرمود:
«اِنَّ اللَّه تعالى اِطّلَعَ اِلَى الأرضِ فاختارَنا وَاختار لنا شیعةً یَنصرونَنا و یَفْرَحُونَ بِفَرَحِنا وَ یَحزَنُون لِحُزْنِنا وَ یَبْذِلُونَ اَنْفُسَهم وَ اموالَهُم فینا، فاولئک مِنّا وَ اِلَینا وَهُم مَعَنا فِى الجِنَان».(35)
خداوند بر زمین اشراف و عنایت و نگاه کرد پس ما را برگزید و براى ما پیروانى برگزید که ما را یارى مى‏کنند، با شادى ما شاد مى‏شوند، بر اندوه ما اندوهگین مى‏شوند و جانها و مالهایشان را در راه ما خرج مى‏کنند، پس آنان از ما و به سوى مایند و آنان در بهشت با ما خواهند بود.
این نیز عنایت خدا و اهل بیت به پیروان این خاندان و برگزیدگى و منتخب بودن صاحبان این محبت و ولایت را مى‏رساند. این عنایات خاص، موجب ازدیاد محبت انسان به این خاندان جود و کرم مى‏شود و دلبستگى و دلدادگى مى‏آورد.
درباره جایگاه و منزلت شیعه نزد ائمّه اطهار و توجه خاصّى که به موالیان خود دارند و مقامى که خدا براى سیراب‏شدگان از چشمه محبت و ولاى آل اللَّه قرار داده، آن قدر حدیث است که از شمار بیرون است. نقل آنها کتابى قطور خواهد شد. امّا براى آشنایى با مضامین گوشه‏اى از این احادیث، عنوانِ بعضى از این فضیلتها و ویژگیها را مى‏آوریم:(36)
شیعیان على(ع) در قیامت سیراب، و رستگار و کامیابند. شیطان بر پیروان على(ع) سلطه ندارد. شیعیان على شیعه خدایند، شیعیان على، آمرزیده‏اند، در قیامت به دست على(ع) از کوثر سیراب مى‏شوند، پیروان او در دنیا و آخرت منصورند و برگه عبور از آتش مى‏گیرند و ایمن‏اند، اگر شیعه نبود، دین خدا استوار نمى‏شد، آنان بهترین بندگان و بر صراط حقّ‏اند و دین اهل بیت را گرفته‏اند، شیعیان ما به خدا و به عرش خدا و به ما نزدیکتر از دیگرانند، پیروان ما گواه و شاهد بر مردم دیگرند، ما و شیعه ما «اصحاب الیمین» هستیم، شیعیان ما هدایت یافته، صابر، گرانقدر، صادق و رها از سلطه و نفوذ شیطانند، پیروان ما هنگام رستاخیز، با چهره‏هاى نورانى از قبرها برانگیخته مى‏شوند و سواره به محشر مى‏آیند، با نور خدایى مى‏نگرند، از سرشت ما آفریده شده‏اند، هم ما برگزیده‏ایم هم شیعیان ما، آنان از شعاع نور ما خلق شده‏اند. خداوند در دنیا شیعه ما را از گناهانشان پاک مى‏کند، خداوند از شیعیان ما میثاق ولایت گرفته است، ما گواه بر شیعیانیم و شیعیان شاهد بر دیگرانند، شیعیان ما مى‏توانند نسبت به خانواده خود هم شفاعت کنند، شهید شیعه بر شهداى دیگر برترى دارد، پیروان با ایمان ما با پیامبر خویشاوندند و... صدها کرامت و فضیلتِ ارجمند.
البته این اوصاف و فضایل و جایگاه والا، به همان اندازه که قیمتى و محبّت‏آور و دوست داشتنى است، مسؤولیت و تعهّد و مراقبت و دیندارى بیشترى مى‏طلبد، تا انسان شایسته این همه مقام و رتبه شود (به نکایات پایانى این جزوه دقت کنید).

5-بیان فضیلت حبّ آل پیامبر(ص(

فعّال ساختن کانال تبلیغ محبّت اهل بیت(ع)، در جذب دیگران اثر دارد. گفتن و مطرح کردن خوبیهاى آنان مؤثّر است. به عنوان یک دستور کار، باید فضیلت، آثار و برکات محبّت اهل بیت(ع) را بصورت پیوسته طرح کرد. به هر حال در عدّه‏اى اثر مى‏گذارد و مردم به دنبال یک موج تبلیغاتى در رسانه‏ها یا مراکز فرهنگى، به سمت و سویى گرایش مى‏یابند. در این باره احادیث فراوان است. به عنوان نمونه: پیامبر اکرم(ص) فرمود:
اَلا وَ مَنْ ماتَ عَلى‏ حُبّ آلِ محمّدٍ ماتَ شهیداً،
اَلا و من مات على حبّ آل‏محمّدٍ ماتَ مغفوراً له،
اَلا و من مات على حبّ آل‏محمّدٍ ماتَ مؤمناً مُستکمِلَ الأیمان،
اَلا و من مات على حبّ آل‏محمّدٍ بَشَّرهُ ملکُ الموتِ بالجَنّة،
اَلا و من مات على حبّ آل‏محمّدٍ فُتِحَ‏له‏فى‏قبره بابان‏اِلَى‏الجنّة،
اَلا و من مات على حبّ آل محمّدٍ جَعلَ اللَّهُ قبَرهُ مَزارَ ملائکةِ الرّحمة...(37)
هر کس با محبّت آل محمد بمیرد، شهید مرده است، آمرزیده مى‏شود، با توبه مى‏میرد، با ایمان کامل مى‏میرد، فرشته مرگ او را به بهشت مژده مى‏دهد، در قبرش دو در به روى بهشت گشوده مى‏شود، قبر او زیارتگاه فرشتگان رحمت الهى مى‏شود.
چنین روایاتى فراوان است. ذکر اینها دلها را تکان مى‏دهد و شیفته اهل‏بیت(ع) مى‏سازد. از جمله نکاتى که در فضیلت این محبت در روایات فراوان آمده است اینهاست:
- حبّ اهل بیت، اساس دین و نظام دین است.(38)
- حبّ اهل بیت، حبّ خداست.(39) به قول مولوى:

این محبّت از محبّتها جداست

حبّ محبوب خدا، حبّ خداست

- حبّ اهل بیت، حب رسول خداست.(40)
- حبّ اهل بیت، هدیه الهى است.(41)
- حب اهل بیت، برترین عبادت است.(42)
- حبّ اهل بیت، باقیات الصالحات است.(43)
پس وقتى حب اهل بیت(ع) این همه فضیلت دارد، باید ظرف دل را از محبّت آنان پر کرد و عشقها و علاقه‏ها را نثار آنان نمود که شایسته‏ترین افراد براى دوست داشتن و عشق ورزیدن‏اند و ارزش دل به عنوانِ یک ظرف، بستگى به محتواى محبّتى دارد که در آن است. قیمت انسان، به عشقى است که در ظرفِ دلش جاى مى‏گیرد. هر چه آن معشوق و محبوب، ارزشمندتر و نفیس‏تر باشد، انسان هم قیمتى‏تر و پربهاتر مى‏شود.
رسول خدا(ص) فرمود: اى مردم! پیوسته مودّت ما خاندان را داشته باشید و از آن جدا نشوید، هر کس خدا را در حالى ملاقات کند که مودّت ما را داشته باشد، با شفاعت ما وارد بهشت مى‏شود.(44)

6- طرح نیازمندى و بهره‏مندى از این محبّت


انسان معمولاً مجذوب کسى یا جایى مى‏شود که گره از کار او بگشاید و بهره برساند. در رابطه‏هاى اجتماعى افراد، به وضوح این مسأله دیده مى‏شود. در زندگى ممتد و مستمرّ ما که تا آخرت ادامه مى‏یابد، کجاها گیر مى‏کنیم و نیاز به کمک داریم؟ هنگام مرگ، در برزخ، در رستاخیز، هنگام عبور از صراط و... که بشدّت نیازمند و گرفتاریم، به کارسازى محبّت اهل‏بیت(ع) آگاه مى‏شویم. در این زمینه هم حدیث بسیار است از جمله این چند حدیث مشهور رسول خدا(ص):
1 - «حُبّى و حُبُّ اهلِ بیتى نافعٌ فى سَبعةِ مَواطِنَ اَهوالُهُنَّ عظیمةٌ: عندَ الوفاةِ و فى القبر و عندَ النُّشورِ و عندَ الکتابِ و عندَ الحسابِ و عندَ المیزانِ و عند الصِّراط».(45)
حبّ من و محبت اهل بیت من در هفت جا سود مى‏بخشد، هفت جایى که هول و هراس آنها عظیم است: هنگام مرگ، در قبر، هنگام برخاستن از قبر، هنگام تحویل نامه اعمال، هنگام حساب و بررسى اعمال، هنگام سنجش عملها و هنگام عبور از صراط.
2 - «سَأل رَجُلٌ رسولَ اللَّهِ عَنِ السّاعة، فقال: ما اَعْدَدْتَ لها؟ قال: ما اعدَدْتُ لها کبیراً، اِلّا انّى اُحِبُّ اللَّهَ و رسولَه. قال: فَاَنْتَ مَعَ مَنْ اَحْبَبْتَ (المرءُ مَعَ مَن اَحَبّ) قال انسٌ: فما رأیتُ المسلمینَ فَرِحُوا بعدَ الأسلام بِشى‏ءٍ اَشَدَّ مِن فَرَحِهِم بِهذا».(46)
مردى از پیامبر پرسید که قیامت کى است و چگونه است؟ حضرت پرسید: براى قیامت چه آماده کرده‏اى؟ گفت: چیز مهمّى آماده نکرده‏ام، جز اینکه خدا و پیامبرش را دوست دارم. حضرت فرمود: تو با کسى هستى که دوست مى‏دارى (انسان با کسى محشور مى‏شود که دوستش دارد). انس گوید: من ندیدم که مسلمانان، پس از اسلام به چیزى بیش از این سخن خوشحال شوند.
3 - على(ع): «مَن اَحَبَّنا کانَ مَعَنا یومَ القیامة، ولو اَنَّ رَجُلا اَحَبَّ حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَهُ».(47)
هر کس ما را دوست بدارد، در روز قیامت با ما خواهد بود، اگر کسى یک سنگ را دوست بدارد، خداوند او را با آن سنگ محشور مى‏سازد.
این مژده بزرگى است که علاقه‏مند به اهل‏بیت(ع) بداند که در آخرت هم با آنان محشور خواهد بود. وقتى محبّت تا این اندازه کارساز است، چرا این گنج را نداشته باشیم؟
امام صادق(ع) مى‏فرماید: دم مرگ، وقتى که جانتان به گلوگاه مى‏رسد، بیشترین نیاز را به محبّت ما دارید. اگر حبّ ما در دلتان بود، فرشته مژده‏رسان مى‏آید و مى‏گوید: هراسى نداشته باش، که ایمن شدى.(48)
آثار محبت اهل بیت(ع) در روایات، بسیار فراوان ذکر شده است، جمع‏بندى این آثار و منافع، بخصوص براى مرحله آخرت، در این عنوانها مى‏گنجد:(49)
- موجب از بین رفتن گناهان مى‏شود.(50)
- دل را پاک مى‏سازد.(51)
- در دل، حکمت جارى مى‏سازد.(52)
- کمال دین است.(53)
- موجب برخوردارى از شفاعت است.(54)
- نور در قیامت است.(55)
- ایمنى در قیامت است.(56)
- موجب ثبات در صراط است.(57)
- از آتش دوزخ نجات مى‏دهد.(58)
- موجب محشور شدن با اهل بیت است.(59)
- انسان را بهشتى مى‏سازد.(60)
- موجب خیر دنیا و آخرت و نجات از عذاب قبر است.(61)
حضرت رسول(ص) فرمود: خداوند به هر کس محبت امامان از اهل‏بیت مرا روزى کند به خیر دنیا و آخرت رسیده و بى‏شک اهل بهشت است و در حبّ اهل‏بیت من بیست خصلت و فایده است، ده تا در دنیا و ده تا در آخرت.(62)
توجّه به آثار و برکات این محبّت، سبب شیفتگى انسان به اهل بیت(ع) مى‏شود و این گوهر گرانبها را در نظر افراد، ارزشمند مى‏سازد. نمونه‏هاى متعدّدى نقل شده از کسانى که به خواب زندگان آمده‏اند و چون از اوضاع و احوال پس از مرگ از آنها سؤال شده، در پاسخ گفته‏اند: بازار عمل خیلى کساد است، آنچه ما را نجات داد، محبّت خاندان پیامبر بود. این نیز بخشى از نیازمندى ما را به محبّت و کارساز بودن مودّت اهل‏بیت نشان مى‏دهد.

7- ارزش جلوه دادن محبّت اهل بیت(ع)


وقتى کارى مورد تقدیر و تشویق قرار مى‏گیرد و به عنوان «الگو» مطرح مى‏شود، در دیگران هم جذبه و کشش ایجاد مى‏کند. ارزشگذاران جامعه، مسؤولان فرهنگى هنرى، برگزارکنندگان مسابقات، جایزه‏دهندگان، اینها همه در ارزش به شمار آمدن این محبّت نقش دارند. وقتى کسى به خاطر شعر گفتن یا قصّه نوشتن یا کتاب خواندن در مورد ائمّه(ع) تشویق شود، هم محبّت پیدا مى‏کند و هم به خاطر این پیوند، احساس عزّت و سربلندى دارد. چون مى‏داند که این کیف و چادر و کتاب و جایزه را به خاطرِ این موضوع جایزه گرفته است و از آن قضیّه، خاطره شیرینى به یادش مى‏ماند که در پدید آوردن این جذبه، مؤثر است.
افراد نسبت به هر چه مورد تشویق و احترام قرار مى‏گیرند، از جمله گرایشهاى مذهبى و علاقه به اهل‏بیت، به آنها علاقه بیشترى پیدا مى‏کنند و اگر بى‏توجهى و برخورد سرد ببینند، دلسرد و زده مى‏شوند. در این زمینه، بخصوص تشویق در حضور دیگران مؤثرتر است. البته باید دقت کرد که تشویق، حالت «رشوه» پیدا نکند.
در جامعه به هر چه بها داده شود، هم نسبت به آن گرایش پیدا مى‏شود و هم طرفداران، با غرور و افتخار آن را مطرح مى‏کنند. مثلاً وقتى از جوانها مى‏پرسند: درباره چه چیزى شعر مى‏گویید، اغلب مى‏گویند: عشق، بهار، دوستى، زندگى، گل و بلبل و... وقتى از نوجوانان و جوانان پرسیده مى‏شود: چه کتابهایى مى‏خوانید، مى‏گویند: رمان، کتابهاى علمى، داستانهاى تخیّلى و...
گویا سختشان است بگویند که درباره خدا و نماز و ائمّه(ع) شعر مى‏گوییم یا کتابهاى مربوط به اهل‏بیت(ع) و کتب دینى مى‏خوانیم. چون از این جهت مورد تشویق قرار نمى‏گیرند و با نام اینها آب دهانشان راه نمى‏افتد و احساس غرور شخصیت و بالیدن و فخر فروختن نمى‏کنند.
باید شرایطى پیش آورد که اگر کسى درباره اهل بیت(ع)، شعر گفت، شعر حفظ کرد، حدیث حفظ کرد، کتاب خواند، قصّه نوشت، فیلم ساخت، تابلوى هنرى کشید، یا حتى نام ائمّه(ع) را داشت یا نام اهل‏بیت(ع)را روى فرزند خود گذاشت، احساس افتخار و سربلندى کند و این را ارزش احساس کند و ارزنده تلقّى کند. حبّ اهل‏بیت، لطف و موهبت ویژه الهى است که در دلهاى شایسته جاى مى‏گیرد. به فرموده حضرت رضا(ع):
«یَهدِى اللَّهُ لِولایتنا مَنْ اَحَبَّ».(63)
خدا هر که را دوست بدارد، به ولایت ما راهنمایى مى‏کند.
به قول شهریار:

چه شاعران که هم اهل صفا و مردِ رهند

ولى «مقام ولایت» به هرکسى ندهند

معمولاً اشخاصى که به خاطر مثلاً نام على، مهدى، فاطمه، حسین و... در مناسبتهاى ویژه امامان، جایزه مى‏گیرند، نسبت به این نام‏ها و صاحبان آنها علاقه پیدا مى‏کنند و دیگران هم آروز مى‏کنند که کاش چنین نامهایى داشتند و به مواهب و هدایایى نایل مى‏شدند. به این نکته باید چنان ظریف عمل شود که شوقِ داشتن چنین نامهایى در دل ایجاد شود، نه آنکه به خاطر نداشتن این اسامى، عقده و بدبینى و احساس حقارت پدید آید و اثر منفى به بار آورد. این محبت باید چنان نفیس و قیمتى معرفى شود که دارنده آن، به داشتنش افتخار کند و آن را کوچک نشمارد. توصیه امام صادق(ع) است که: مودّت و دوستى ما را کوچک نشمارید، چرا که از باقیات صالحات است.(64)

مهر تو را به عالم امکان نمى‏دهم

این گنج، پربهاست، من ارزان نمى‏دهم

وقتى از رسانه‏ها، تلویزیون، مسابقات و گزارشها، «الگو» معرفى مى‏شود، تأثیرگذار است و همان الگوى مطرح شده، محبوب دلها مى‏شود، خواه یک فوتبالیست باشد، یا آوازخوان، یا حافظ قرآن، یا مخترع، یا نقاش و شاعر و هرکس در هر زمینه و موردى مورد تشویق و تکریم قرار گیرد، همان «جهت»، مورد توجّه مخاطبان اینگونه برنامه‏ها واقع مى‏شود. تشویق یک هنرپیشه، گرایش به هنر را افزایش مى‏دهد، تشویق یک حافظ قرآن، علاقه به قرآن و قرائت و حفظ، پدید مى‏آورد و بزرگداشت یک دانش‏آموز موفق در المپیادهاى علمى، گرایش علمى جوانان را بالا مى‏برد.
چهره‏ها، شعرها، شاعران و شخصیتهاى علمى، ادبى و هنرى که حتّى در کتب درسى کودکان و نوجوانان مطرح مى‏شود، محبّت و علاقه مى‏آفریند. از این رو در گزینش اینگونه چهره‏ها نیز باید دقت کرد، چون معرفى یک شاعر ولایى و انقلابى، نوعى الگو دادن است و گرایشهاى مذهبى و اهل‏بیتى مى‏آورد.
امام صادق(ع) فرمود:
«یا مَعشرَ الشیعة! ... عَلِّموا اَولادَکُم شِعْرَ العَبدى‏ فَاِنَّهُ عَلى‏ دینِ‏اللَّه».(65)
اى گروه شیعه! به فرزندانتان شعر «عبدى» را بیاموزید، چرا که او بر دین خداست.
این توصیه امام صادق(ع) که شیعیان شعر عبدى کوفى‏(66) را به بچه‏هایشان یاد بدهند، بزرگترین تشویق و الگودهى است. شعر عبدى، از فضیلتهاى اهل بیت(ع)، موج مى‏زد. «سید حِمْیَرى» که از شاعران متعهّد شیعه است مى‏گفت: هر کس حدیثى بگوید از فضایل على(ع) و اهل بیت(ع) که من آن را در شعرم نگفته‏ام، این اسبم را به او مى‏بخشم!
ابوطالب، پدر حضرت على(ع) از موحدان و مؤمنان به پیامبر اکرم بود و در وصف او اشعارى سروده است. نقل است که حضرت على(ع) دوست مى‏داشت که شعرهاى ابوطالب نقل و تدوین گردد و فرمود: آنها را یاد بگیرید و به فرزندانتان هم بیاموزید، چرا که ابوطالب، بر دین خدا بود و در شعر او دانش بسیارى است:
«کانَ امیرُالمؤمنین(ع) یُعجِبُه اَن یُروى‏ شعرُ ابى‏طالبٍ وَانْ یُدَوَّنَ وقال: تَعَلّموهُ وَعَلِّموه اولادَکُم، فانّه کانَ على‏ دینِ‏اللَّه وفیه علمٌ کثیرٌ».(67)
این نیز نمونه دیگرى در الگودهى فرهنگى و ادبى و توجه به محتوا و درونمایه مثبت و سازنده شعر و شاعر است که در انتقال به فرزندان باید مورد توجّه قرار گیرد.
دختر ابو الأسود دوئلى وقتى فهمید که خلیفه، عسل را فرستاده تا محبت اهل بیت(ع) را از دل آنها بیرون کند، آنچه را خورده بود، پس آورد، و نخواست با خوردن عسل، مِهر آل على را از دست بدهد.(68)
معلّمان در این مسائل خیلى مى‏توانند خط دهى داشته باشند و به گرایشها و الگوگیریهاى نوجوانان جهت بدهند. حتى اگر یک دختر و پسرِ غیر متعهّد، به خاطر اینکه اسمشان مهدى یا زینب و فاطمه است جایزه بگیرند، همین تأثیر ضمنى در ایجاد محبّت مى‏کند. اگر اهداى جوایز، در سالروز مناسبتهاى دینى و اهل‏بیتى انجام گیرد، بخصوص ولادتهاى معصومین، در ایجاد زمینه‏هاى گرایش مؤثر است.
در احادیث شفاعت آمده است که روز قیامت، حضرت زهرا(س) شیعیان را شفاعت مى‏کند. آنان که مورد شفاعت قرار گرفته‏اند، از خدا مى‏خواهند که منزلت و قدرشان آن روز معلوم گردد. به آنان خطاب مى‏شود: برگردید و بنگرید، هرکس به خاطر محبّت فاطمه(س) شما را دوست داشته، یا به شما طعام و لباس داده و آب نوشانده، یا از آبروى شما دفاع کرده، دست او را بگیرید و وارد بهشت سازید.(69) این نیز نشان دهنده ارزش این محبّت و اثربخشى آن در قیامت است. برگرفته از کتاب راههای ایجاد محبت اهلبیت به قلم جواد محدثی

 


1 - بحارالانوار، ج‏101، ص‏98.
2 - صحیفه سجّادیه، دعاى 25.
3 - بخشهایى از مقاله «حسینیّه دل»، از نویسنده.
4 - وسائل الشیعه، ج 3، ص 411، بحارالانوار، ج 98، ص 118 .
5 - بحارالانوار، ج 97، ص 230 .
6 - بحارالانوار، ج 97، ص 228 - 230 .
7 - همان.
8 - همان، ج 63 ، ص 448 .
9 - همان، ج 101، ص 114 .
10 - وسائل الشیعه، ج 10، ص 410، بحارالانوار، ج 98، ص 124 و 136 .
11 - بحارالانوار، ج 98، ص 123 .
12 - همان، ص 121 .
13 - از جمله در برنامه‏هاى جنبى «شب شعر عاشورا» که همه ساله در شیراز برگزار مى‏شود، مراسم «تربت نوشانى» به افراد جلسه است، شربت زعفران آمیخته به تربت را در کام همه حضار به مقدار یک قاشق یا نیم استکان مى‏ریزند، این برنامه، نقش عجیبى در ایجاد عشق و علاقه به امام حسین(ع) و تغییر حالتِ روحى افراد دارد.
14 - سفینة البحار (چاپ جدید)، ج‏2، ص‏17.
15 - مائده: 119، توبه: 100، مجادله: 22، بیّنه: 8.
16 - مائده: 54.
17 - مفاتیح الجنان، ص 350 (زیارت امیرالمؤمنین، زیارت امین اللَّه).
18 - مناقب ابن شهر آشوب، ج‏1، ص‏85.
19 - رجال کشى، ج‏2، ص‏473 و 381.
20 - همان، ص‏685.
21 - تفسیر عیّاشى، ج‏2، ص‏231.
22 - همان.
23 - بحارالانوار، ج 26، ص 124 .
24 - همان، ص 146 .
25 - همان، ج 23، ص 313 .
26 - مریم، آیه 58 .
27 - بحارالانوار، ج 26، ص 224 .
28 - غاشیه، آیه 26 .
29 - بحارالانوار، ج 7، ص 203 .
30 - همان، ج 8 ، ص 41 .
31 - همان.
32 - همان، ج 2، ص 206 .
33 - همان، ج 65 ، ص 43 .
34 - همان، ج 9، ص 112 .
35 - میزان الحکمه، ج 5، ص 233 .
36 - براى مطالعه متن این احادیث فراوان مى‏توانید از «المعجم المفهرس» بحارالأنوار، واژه شیعه، بهره بگیرید.
37 - بحارالأنوار، ج‏23، ص‏232.
38 - پیامبر اکرم(ص): «اساس الاسلام حبّى و حبّ اهل بیتى»، (کنز العمّال، ج‏12، ص‏105).
امام باقر(ع): «حبّنا اهل البیت نظامُ الدّین»، (امالى شیخ طوسى، ص‏296).
39 - پیامبر اکرم(ص): «مَنْ احبّنا فقد احبّ اللَّه و من ابغضنا فقد ابغض اللَّه»، (امالى صدوق، ص‏386)؛ در زیارت جامعه کبیره نیز مى‏خوانیم: من احبّکم فقد احبّ اللَّه.
40 - پیامبر اکرم(ص): «... من احبّ هولاء فقد احبّنى و من ابغضهم فقد ابغضنى»، (تاریخ دمشق «ترجمة الامام الحسین»، ص‏91).
41 - امام باقر(ع): «انّى لأعَلَم انّ هذا الحبَّ الّذى تحبّونا لیسَ بشى‏ء صَنعْتُموه ولکنّ اللَّه صنعه»، (المحاسن، ج‏1، ص‏246).
42 - امام صادق(ع): «حبّنا اهل البیت افضلُ عبادة»، (المحاسن، ج‏1، ص‏247).
43 - امام صادق(ع): «لاتستصغروا مودّتنا، فانّها من الباقیات الصّالحات»، (مناقب ابن شهر آشوب، ج‏4، ص‏215).
44 - بحارالأنوار، ج‏27، ص‏193.
45 - میزان الحکمه، ج‏2، ص‏237.
46 - بحار الأنوار، ج‏17، ص‏13؛ میزان الحکمه، ج‏2، ص‏242.
47 - بحار الأنوار، ج 37، ص‏335.
48 - همان، ج‏6، ص 187.
49 - این آثار و عناوین برگرفته از کتاب «اهل البیت فى الکتاب والسنه» محمدى رى‏شهرى است.
50 - پیامبر اکرم(ص): «حبّنا اهل البیت یکفّر الذنوب و یُضاعف الحسنات» (ارشاد القلوب، ص‏253).
51 - امام صادق(ع): «لا یحبّنا عبدٌ حتّى یطهّر اللَّهُ قلبَه» (دعائم الاسلام، ج‏1، ص‏73).
52 - امام صادق(ع): «من احبّنا اهل البیت و حقّق حبّنا فى قلبه جَرَتْ ینابیع الحکمة على لسانه» (المحاسن، ج‏1، ص‏134).
53 - پیامبر اکرم(ص): «حبّ اهل بیتى و ذرّیتى استکمالُ الدّین» (امالى صدوق، ص‏161).
54 - پیامبر اکرم(ص): «شفاعتى لأمتى مَن احبّ اهلَ بیتى و هم شیعتى» (تاریخ بغداد، ج‏2، ص‏146).
55 - پیامبر اکرم(ص): «اکثرکم نوراً یومَ القیامة اکثرکم حُبّاً لآل محمّد»، (بشارة المصطفى، ص‏100).
56 - پیامبر اکرم(ص): «من احبّنا اهل البیت حشره اللَّه تعالى آمناً یومَ القیمة»، (عیون اخبار الرضا، ج‏2، ص‏220).
57 - پیامبر اکرم(ص): «اَثْبَتُکم قَدَمَاً عَلى الصّراط اشدّکم حُبّاً لأهل بیتى»، (فضائل الشیعه، ص‏48).
58 - امام صادق(ع): «واللَّه لایموتُ عبد یحبّ اللَّه و رسولَه و یتولّى الأئمّة(ع) فَتمسَّهُ النار»، (رجال نجاشى، ج‏1، ص‏138).
59 - پیامبر اکرم(ص): «مَن احبّنا اهل البیت فى اللَّه حُشر معنا و اَدْخَلْناهُ مَعَنا الجَنّة»، (کفایة الأثر، ص‏296).
60 - پیامبر اکرم(ص): «اعلى‏ درجات الجنّة لِمَنْ اَحَبّنا بِقلبه و نَصرنا بلسانه و یَده»، (المحاسن، ج‏1، ص‏251).
61 - پیامبر اکرم(ص): «مَن ارادَ اَنْ ینجو مِن عذابِ القبرِ فلیُحبَّ اهلَ بیتى... و من اراد دخولَ الجنّة بغیر حسابٍ فلیحبَّ اهل بیتى فواللَّهِ ما اَحبَّهم اَحدٌ الاّ رَبِحَ الدّنیا والآخرَة»، (مقتل الحسین خوارزمى، ج‏1، ص‏59).
62 - بحارالأنوار، ج‏27، ص‏78.
63 - بحارالأنوار، ج‏16، ص‏356.
64 - همان، ج 23، ص 250 (لا تستصغِرْ مودَّتنا فانّها مِن الباقیات الصالحات).
65 - الغدیر، ج‏2، ص‏295.
66 - نامش سفیان بن مصعب است. وى از شاعران برجسته شیعه و مورد عنایت اهل‏بیت بود که عمده شعر او پیرامون مدح و مرثیه اهل بیت است. در زمان امام صادق(ع) مى‏زیست. براى آشنایى با چهره او، از جمله ر.ک: ماهنامه کوثر، شماره 24 (اسفند 77) و «سفیان بن مصعب» از: سید هاشم محمّد.
67 - مستدرک وسائل الشیعه، ج‏2، ص‏625.
68 - درباره او ر.ک: ماهنامه کوثر، شماره 20 (آبان 77) و «ابوالأسود الدوئلى فى المیزان» از: محمد المنصور.
69 - بحار الأنوار، ج‏8، ص 52.



تاریخ : دوشنبه 30 بهمن‌ماه سال 1396 | 12:01 ق.ظ | چاپ | نویسنده: . | نظرات (0) (0 لایک)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • اریک صدا