X
تبلیغات
رایتل

 عوامل شکل گیری فرقه های متعدد شیعه چیست؟

درباره علل انشعاب شیعه عوامل متعدد سیاسی، جغرافیایی، اقتصادی و جز آن را می توان بر شمرد. مهمترین موضوع محل اختلاف که زمینه انشعاب های جدید را در میان شیعیان پدید آورد، سلسله امامان و چگونگی انتقال امامت و تعیین امام بعدی بود.

نکاتی که در شاخه شاخه شدن تشیع از اهمیت بیشتری برخوردار است عبارتند از:

• انشعابات حاصل از اختلاف بر سر تشخیص مصداق امام؛ مانند گرویدن برخی به محمد بن حنفیه، پس از حسین بن علی (ع) یا اعتقاد به امامت محمد بن اسماعیل پس از امام صادق(ع)
• رسوخ عقیده غلو در میان شیعیان؛ مانند فرقه نصیریه که به الوهیت علی(ع) روی آوردند.
• اعتقاد به مهدویت، و اشتباه بر سر تعیین مصداق مهدی(عج)؛ مانند واقفه که پس از شهادت امام کاظم(ع) به مهدویت آن حضرت معتقد شدند.
مهمترین فرقه ها شیعه کدامند؟

"در فاصله میان قیام مختار تا شهادت امام صادق (ع) یعنی حدود هشت دهه، عملا شاخه های مهم شیعه رخ نمودند و فرقه های کوچکتر نیز از همین شاخه های اصلی سرچشمه گرفت."
ملطی در التنبیه و الرد، فرقه های شیعه را هجده مورد می داند و اشعری در مقالات الاسلامیین شیعه را به سه شاخه اصلی غالیان، رافضه (امامیه) و زیدیه، تقسیم کرده و کیسانیه را از فرقه های امامیه به حساب می آورد.
بر مبنای مطالب ذکر شده در کتاب فرق الشیعه نوبختی شاخه های اصلی شیعه به صورت ذیل پدید آمده اند:

پس از رحلت پیامبر(ص)
قائلین به امامت امام علی(ع) به عنوان امام مفترض الطاعه و منصوب از طرف خدا
قائلین به امامت امام علی(ع) چون اولای بر دیگران به امامت پس از پیامبر(ص) است
اعتقاد به برتری امام علی(ع) بر دیگران و عدم جواز تقدم کسی بر او در امامت

پس از شهادت امام علی(ع)
1) معتقدین به امامت امام حسن(ع) سپس امام حسین(ع) و سپس امام سجاد(ع)
2) غلات شیعه که علی(ع) را زنده پنداشتند (آنان که در مدائن بودند)
3) کیسانیه: قائلین به امامت و مهدویت محمد بن حنفیه :
الف) برخی مستقیما پس از امام علی(ع) به این امر معتقد شدند
ب) برخی پس از شهادت امام حسین(ع)

پس از شهادت امام سجاد(ع)
1) قائلین به امامت ابوجعفر محمد بن علی الباقر(ع)
2) قائلین به امامت زید بن علی، که معتقد شدند هر علوی که قیام کرد امام است: جارودیه - عجلیه - حسینیه - مغیریه

پس از شهادت امام باقر(ع)
1) قائلین به امامت ابوعبدالله جعفر بن محمد الصادق(ع)
2) قائلین به امامت محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن(ع) که از او با عنوان نفس زکیه یاد می شود و حتی مهدویت او

پس از شهادت امام صادق(ع)
1) قائلین به امامت موسی بن جعفر(ع)
2) قائلین به امامت اسماعیل که پیش از وفات پدر درگذشت، و از این رو آنان معتقد شدند امامت به محمد بن اسماعیل رسیده است.
3) قائلین به مهدویت و زنده بودن امام صادق(ع) که ناووسیه نامیده می شوند.
4) قائلین به امامت محمد بن جعفر الصادق(ع)
5) قائلین به امامت عبدالله بن جعفر مشهور به عبدالله افطح که فرقه فطحیه خوانده می شوند.

پس از شهادت امام کاظم(ع)
1) قائلین به امامت علی بن موسی الرضا(ع)
2) قائلین به مهدویت و زنده بودن موسی بن جعفر(ع) که از آنها به واقفیه یاد می شود.

پس از شهادت امام رضا(ع)
1) قائلین به امامت محمد بن علی بن موسی الرضا(ع)
2) قائلین به امامت احمد بن موسی
3) بازگشت عده ای به عقیده واقفه

پس از شهادت امام جواد(ع)
1) قائلین به امامت علی بن محمد الهادی(ع)
2) اندکی به امامت موسی بن محمد معتقد شدند که به سرعت از آن بازگشتند.

پس از شهادت امام هادی(ع)
1) قائلین به امامت حسن بن علی بن محمد(ع)
2) عده ای از غلات، پیرو محمد بن نصیر نمیری شدند.
3) قائلین به امامت و مهدویت محمد بن علی الهادی که در زمان پدر درگذشته بود.

پس از شهادت امام حسن عسکری(ع)
1) قائلین به مهدویت فرزند امام حسن عسکری
2) قائلین به مهدویت امام حسن عسکری
3)قائلین به امامت جعفربن علی الهادی(ع)
4) برخی فرقه های بسیار کوچک دیگر

فرقه اسماعیلیه به چه زمانی بر می گردد؟ شاخصه های این فرقه چیست؟
"اسماعیلیه نام عمومی فرقه هایی است که بعد از حضرت امام جعفر صادق(ع) به امامت فرزندش اسماعیل یا نواده اش محمد بن اسماعیل اعتقاد دارند و گاه در بلاد مختلف به نام های گوناگون مانند باطنیه، (به اعتبار اعتقاد آنان بر معانی باطنی متون دینی) تعلیمیه، سبعیه، حشیشیه، ملاحده و قرامطه خوانده شده اند"فرقه مشهور اسماعیلیه، باطنیه تعلیمیه هستند.
ابوالخطاب محمد بن ابی زینب یا مقلاص بن ابی الخطاب، شخصیتی است که در منابع اسماعیلیه از آن به عنوان شخصی که در امامت اسماعیل دست داشته است نام برده اند. تفصیل عقاید ابوالخطاب در ام الکتاب که کتاب سری اسماعیلیان است ذکر شده.
بنابر اعتقاد اسماعیلیان، امام صادق(ع) در زمان حیات خودشان اسماعیل را به عنوان امام بعدی معرفی کردند اما اسماعیل در زمان حیات پدرش بدرود حیات گفت. مرگ اسماعیل قبل از به امامت رسیدن باعث به وجود آمدن تشتت و اختلاف در تعیین امام بعدی شد. برخی از این رو که اعتقاد داشتند سخن امام(ع) نباید تغییر کند گفتند اسماعیل هنوز زنده است و روزی به عنوان قائم(عج) ظهور خواهد کرد. برخی هم از این بابت که معتقد بودند امامت به استثنای حسن و حسین(ع) از طریق برادری منتقل نمی شود، به انتقال امامت از اسماعیل به فرزندش محمد روی آوردند. برخی نیز قائل به بداء شده، و همراه با سایر شیعیان به امامت موسی بن جعفر(ع) معتقد شدند. سلسله امامان شیعه اثنی عشری از طریق گروه اخیر ادامه می یابد.

شاخه های اسماعیلیه
بر اساس تقسیم بندی کتاب اطلس شیعه، فرقه های اسماعیلیه به صورت ذیل تقسیم می شوند:
اسماعیلیه خالصه: که مدعی شدند چون امامت اسماعیل از طرف پدر ثابت است و امام جز حق چیزی نمی گوید پس معلوم می شود اسماعیل در حقیقت نمرده و (قائم) اوست.
اسماعیلیه مبارکیه: که بر این باور بودند که امام صادق(ع) پس از اسماعیل، محمد بن اسماعیل، نوه خود را به امامت منصوب کرد. زیرا که امامت از برادر (اسماعیل) به برادر (امام کاظم) منتقل نمی شود و این موضوع تنها در مورد امام حسن(ع) و امام حسین(ع) صدق می کرده است. این فرقه به مناسبت نام موسس آن _مبارک_ به مبارکیه شهرت یافته است.
قرامطه بحرین: همزمان با گسترش سریع دعوت اسماعیلیه، افتراق مهمی در سال ۲۸۶ در نهضت اسماعیلیه پدیدار گشت. حمدان قرمط که همچنان ریاست محلی دعوت را از ۲۶۰ در عراق و نواحی مجاور بر عهده داشت و با رهبران سلمیه به طور مرتب مکاتبه داشت، در ۱۸۶ زمانی که عبیدالله رهبر اسماعیلیان گشت برای خود و اجدادش که رهبران مرکزی قبلی بوده اند ادعای امامت نمود. حمدان با سلمیه و رهبری مرکزی قطع رابطه کرد و از داعیان فرمانبر خود خواست دعوت را در نواحی زیر نظرشان متوقف کنند. اندکی پس از این وقایع، حمدان ناپدید گردید و عبدان (شوهر خواهرش) نیز با توطئه زکرویه بن مهدویه، یکی از داعیان عراق که ابتدا به عبیدالله و اصلاحاتش در عقاید وفادار بود به قتل رسید. در همین سال، ابوسعید جنابی که توسط حمدان و عبدان به بحرین گسیل شده بود آنجا را پایگاه اصلی قرامطه و مانعی موثر ر راه گسترش نفوذ سیاسی فاطمیان در شرق (تا ۴۷۰) قرار داد. پایگاه اصلی پیروان عبیدالله در یمن بود که البته در آنجا علی بن فضل به جناح قرمطی پیوست و خود را مهدی موعود نامید، اما ابن حوشب تا آخر عمر به عبیدالله وفادار ماند. زکرویه که ابتدا به عبیدالله وفادار مانده بود، بعدها به قرامطه پیوست و شورشهای قرمطی را در شام و عراق سازماندهی نمود و حتی در سال ۲۹۰ به مقر عبیدالله در سلمیه نیز حمله کرد. جناح قرمطی در مناطق مختلف از جمله جبال، خراسان و ماوراء النهر، فارس و... گسترده شد.

فاطمیان مغرب و مصر (۵۶۷-۲۹۷) : توسط عبیدالله مهدی ابتدا در رقاده، سپس قیروان و بعدها قاهره تشکیل شد. با شروع خلافت عبیدالله مهدی دوره امامان مستور در تاریخ اسماعیلیان نخستین به پایان رسید. این دولت توسط صلاح الدین ایوبی منقرض شد.
دروزی ها: این مذهب در سال ۴۰۸ توسط چند داعی در قاهره (مسجد ریدان) پی افکنده شد. اما موسس واقعی این مذهب را باید (حمزه بن علی بن احمد زوزنی) معروف به (الباد) دانست. آنان معتقد به الوهیت (الحاکم بامرالله) و حتی خلفای سابق فاطمی از القائم به بعد بودند. این مذهب بیشتر در وادی تیم، واقع در منطقه حاصبیا در شمال بانیان و در حلب غربی، کوه هرمن و در کوه حوران در کشور امروزی سوریه و لبنان رو به رشد و گسترش نهادند. به تدریج از سال ۴۳۵ به بعد دعوت دروزیان به صورت یک جامعه بسته درآمد که، نه گرونده جدیدی را می پذیرفت و نه اجازه ارتداد به صاحبان خود می داد.
نزاریان: با مرگ مستنصر فاطمی در ۴۸۷ انشقاقی در فاطمیان ایجاد شد، آنانی که به جانشینی نزار _باتوجه به نص امامت مستنصر بر فرزندش نزار_ قائل بودند به نزاریه معروف گشتند.
مستعلویان: پس از مرگ مستنصر فاطمی در سال ۴۸۷، آنانی که به امامت مستعلی معتقد شدند به نام مستعلویه معروف شدند.
حافظیان (مجیدیه): در سال ۵۲۶ یکی از عموزادگان آمر مقتول به نام (عبدالمجید) و با لقب (الحافظ) بر تخت خلافت نشست که آخرین خلفای فاطمی تا سال ۵۶۷ از نسل او بودند. امامت این خاندان در مصر و سوریه پیشرفت زیادی کرد اما در یمن آخرین خلفای فاطمی را فقط امیران عدن و چندتن از حاکمان صنعا به رسمیت شناختند. از این فرقه اثری در اسماعیلیه بر جای نمانده است.

طیبیان (آمریه): با مرگ آمر (جانشین مستعلی) خلیفه فاطمی در سال ۵۲۴، انشعاب بیشتری در دعوت اسماعیلی پدید آمد. آمر پسر هشت ماهه ای به نام طیب داشت که پس از پدر به جانشینی او انتخاب شد اما مسیر خلافت در اختیار یکی از عموزادگان با نام عبدالمجید و لقب (حافظ) در آمد. آنانی که معتقد به خلافت طیب بودند با نام طیبیه معروف شدند. دعوت طیبی را در آغاز عده قلیلی از مستعلویان مصر و شام و نیز جمع کثیری از اسماعیلیان یمن پذیرا شدند که در آن صلیحیون رسما به حقانیت ادعای طیب قائل شدند. ابراهیم حامدی که تا سال ۵۵۷ در صنعا و در جمع امیران غیر اسماعیلی طایفه یام فعالیت می کرد، موسس آیین طیبی بود. به تدریج جماعت طیبی در اندک زمانی در مصر و سوریه ناپدید شدند اما تا زمان حاضر در یمن و هند به حیات خود ادامه داده اند.
بهره ها: داعیان طیبی به مرور زمان موفق شدند پیروان زیادی در هند غربی پیدا کنند. آنان در هند آیین خود را (دعوت هادیه) می نامند و از نام بهره به معنی بازرگان نیز استفاده می کنند. تا مدتها داعی مطلق یمنی برای طیبیان غرب هند نیز مرجع و رهبر محسوب می شد. دعوت فاطمیان را احتمالا یک داعی یمنی موسوم به (عبدالله) به هند برد که گفته می شود در سال ۴۶۰ در گجرات بوده است. جماعت طیبی در سال ۹۹۹ با مرگ داعی مطلق (داود بن عجب شاه) به دو شاخه داودیه و سلیمانیه تقسیم شد.

داودی ها: بهره های طیبی که جانشینی (داود بن برهان الدین) را پذیرفتند به داودیه معروف شدند. رئیس آنها در بمبئی ولی پایگاهشان در سورات است که با عنوان دورهی معروف گشته در حال حاضر بیش از نیمی از بهره های داودی هند در گجرات زندگی می کنند و بقیه عمدتا در بمبئی و نواحی مرکزی هندوستان مسکن گزیده اند، در پاکستان و یمن و کشورهای خاور دور نیز گروههای پراکنده داودی یافت می شوند. آنها جزو نخستین گروههای آسیایی بودند که به زنگبار و سواحل شرقی آفریقا مهاجرت کردند.
سلیمانی ها: بهره های طیبی که جانشینی (سلیمان بن حسن هندی) را پذیرفتند به سلیمانیه مشهور شدند. آنها عمدتا در نواحی شمالی یمن، خاصه حراز و مرز عربستان سعودی متمرکز هستند. گروه های کوچکی از آنها در هندوستان بخصوص در شهرهای بمبئی، بروده، احمد آباد یافت می شوند و در خارج از یمن و هند و پاکستان حضور محسوسی ندارند.
 



تاریخ : یکشنبه 6 اسفند‌ماه سال 1396 | 10:08 ب.ظ | چاپ | نویسنده: . | نظرات (0) (0 لایک)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • اریک صدا