X
تبلیغات
رایتل
مهمترین فرق انشعاب یافته از تشیع دو مذهب زیدیه و اسماعیلیه می باشند. این دو مذهب به واسطه ی جدا شدن از شیعه اثنی عشری دارای اشتراکات(عمدتا در اعتقادات) و افتراقاتی با شیعه ی امامیه می باشند که ما به شکل مختصر به برخی از آنان اشاره می نمائیم:


الف) زیدیه:

زیدیه فرقه اى است که پس از امام على و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) به امامت زید فرزند امام سجاد (علیهما السلام) معتقد بوده و امام سجاد (علیه السلام) و سایر امامان بعدى شیعه اثنى عشریه را تنها به عنوان پیشوایان علم و معرفت از اهل بیت (علیهم السلام) پذیرفته اند.

امامان و عالمان زیدی هر چند به سیره عملى و نوشته هاى زید توجه خاصی داشته اند؛ اما در عقاید گرایش به مکتب معتزله و در فقه گرایش به مذهب فقهی حنفی پیدا نموده اند؛ هر چند می توان چنین برداشتی را نیز داشت که آرای زیدیه در اعتقادات و فروع احکام حد فاصلی میان مذهب شیعه و اهل سنت است؛ لذا به واسطه ی چنین امری فقه زیدی آمیخته ای از آرای فقهی ابو حنیفه و فقه اهل بیت (علیهم السلام) است که البته چنین امری ثمره ی مصادر استنباط احکام شرعی در نزد آنان است؛‌ زیرا در این فقه علاوه بر قرآن و سنت و عقل؛ ‌اجماع و قیاس و مصالح مرسله نیز از مصادر استنباط حکم شرعی به شمار رفته که به واسطه ی چنین امری نتیجه ی آرای فقهی آنان در مواردی همچون فقه اهل سنت است.

برای نمونه ما به مواردی اشاره می نمائیم:

موارد اشتراکی:

1) ‌اذان در نزد زیدیه همانند اذان در نزد شیعه می باشد و آنان بر خلاف اهل سنت قائل به جزئیت (حی علی خیر العمل)، می باشند.[1]

2) زیدیه تصویب در اذان (در اذان نماز صبح بعد از فقره ی حی علی الفلاح گفته شود: الصلاة خیر من النوم)، را غیر مشروع می دانند.[2]

3) زیدیه تکتف(دست بسته نماز خواندن) را عملی غیر مشروع دانسته و قائل به حرمت این عمل شده اند.[3]

4) ‌تشهد و سلام در نزد زیدیه شبیه صیغه ی تشهد در فقه شیعه است؛ هر چند آنان در وجوب و یا استحباب آن اختلاف نظر داشته و ادای آنرا به شکل صیغه ی نقل شده از سوی اهل سنت را نیز جایز دانسته اند.[4]

5) زیدیه در سفر قائل به وجوب قصر نماز بر مسافر می باشند. (وظیفه ی مسافر آن است که نمازهای چهار رکعتی را شکسته بخواند).[5]

6) زیدیه مسح نمودن بر خفین(نوعی پوشش از چرم نازک که همانند کفش پا را می پوشاند) را جایز نمی دانند.[6]

7) زیدیه ازدواج با اهل کتاب را جایز نمی دانند.[7]

8) زیدیه ذبیحه ی غیر مسلمان را حرام می دانند.[8]

برخی از موارد اختلافی:


1) کیفیت وضو گرفتن در نزد زیدیه همانند وضو گرفتن اهل سنت می باشد؛ آنان قائل به مسح جمیع سر به همراه مسح دو گوش و شستن پاها تا کعبین می باشند.[9]

2) زیدیه همچون اهل سنت،‌ در قرائت نماز بعد از حمد خواندن سه سوره از قرآن را کافی می دانند.[10]

3) در فقه زیدی اقتدای به امام جماعتی که دارای مذهب دیگری است، جایز شمرده شده است.[11]

4) زیدیه ازدواج موقت(متعه) را همانند اهل سنت حرام می دانند.[12]

ادامه دارد.


[1] . الإنتصار على علماء الأمصار، الإمام المؤید بالله یحیى بن حمزة بن إبراهیم بن علی الحسینی المتوفى سنة 749 هـ، ج2، ص562، مکتبة الشاملة:«فی صفة الأذان وصفته ظاهرة، وهی: اللّه أکبر، اللّه أکبر، اللّه أکبر، اللّه أکبر، أشهد ألا إله إلا اللّه، أشهد ألا إله إلا اللّه، أشهد أن محمداً رسول اللّه، أشهد أن محمداً رسول اللّه، حی على الصلاة، حی على الصلاة، حی على الفلاح، حی على الفلاح، حی على خیر العمل، حی على خیر العمل، اللّه أکبر، اللّه أکبر، لا إله إلا الله. هذا تمهید الفصل».

[2] . الإنتصار على علماء الأمصار، ج2، ص585:« وهل یکون مشروعاً فی الأذان أم لا؟ فیه مذهبان: المذهب الأول: أنه غیر مشروع، وهذا هو رأی أئمة العترة، ومحکی عن الشافعی فی الجدید».

[3]. البحر الزخار الجامع لمذاهب علماء الأمصار، الإمام أحمد بن یحیى المرتضى(علیه السلام)- زیدیة،‌ج3، ص420:« وَوَضْعُ الْیَدِ عَلَى الْیَدِ بَعْدَ التَّکْبِیرِ غَیْرُ مَشْرُوعٍ ، لِقَوْلِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ { اُسْکُنُوا فِی الصَّلَاةِ }».

[4] . الإنتصار على علماء الأمصار، ج3، ص283.

[5] . شرح التجرید فی فقه الزیدیة، الإمام النَّظار المؤید بالله أحمد بن الحسین الهارونی،ج1، ص415:«‌فرض المسافر رکعتان إلاَّ المغرب».

[6] . الإنتصار على علماء الأمصار،ج1،ص849:«...لا یجوز المسح على الخفین، وهذا هو رأی أئمة العترة القاسمیة والناصریة لا یختلفون فی ذلک، ومحکیٌّ عن الإمامیة، والخوارج، وأبی بکر بن داود من أهل الظاهر...».

[7] . شرح التجرید فی فقه الزیدیة، الإمام النَّظار المؤید بالله أحمد بن الحسین الهارونی ،‌ ج3، ص11:« ولا یحل للمسلم نکاح الذمیة، ولا للذمی نکاح المسلمة».

[8] . التاج المُذْهَب لأحکام المَذْهَب، القاضی أحمد بن قاسم العنسی، بَابُ الذَّبْحِ بِالْکَسْرِ: «وَأَمَّا ذَبِیحَةُ الْکَافِرِ وَالْکِتَابِیِّ وَلَوْ صَغِیرًا ذِمِّیًّا کَانَ أَمْ حَرْبِیًّا فَلَا تُجْزِئُ وَهُوَ مَذْهَبُ الْهَادِی وَالْقَاسِمِ وَالنَّاصِرِ وَإِحْدَى الرِّوَایَتَیْنِ عَنْ زَیْدِ بْنِ عَلِیٍّ وَهُوَ الْمُخْتَارُ لِأَهْلِ الْمَذْهَبِ».

[9] . التاج المُذْهَب لأحکام المَذْهَب، القاضی أحمد بن قاسم العنسی: ( الْفَرْضَ الثَّامِنَ ) وَهُوَ ( غَسْلُ الْقَدَمَیْنِ ) فَإِنَّهُ وَاجِبٌ عِنْدَنَا ( مَعَ الْکَعْبَیْنِ ).

[10] . شرح التجرید فی فقه الزیدیة، ج1، ص298:«ومن فرضها قراءة فاتحة الکتاب وثلاث آیات معها مرة واحدة».

[11] . التاج المذهب لأحکام المذهب، أحمد بن یحیى بن المرتضى – زیدیة،‌باب صلاة الجماعة.

[12] . شرح التجرید فی فقه الزیدیة، ج3، ص55:« ونکاح المتعة حرام، وهو أن یتزوج الرجل المرأة إلى أجل مضروب».



ب) معرفی برخی از ائمه و بزرگان زیدیه:

1.قاسم رسّى از نوادگان امام حسن(علیه السلام) در سال 169 هجرى در منطقه رسّ (نزدیک مدینه) به دنیا آمد. وى فقه را نزد علماى حنفى و کلام را نزد معتزله فراگرفت و با تأثیرپذیرى از معتزله، زمینه ساز پذیرش دیدگاه هاى معتزله توسط زیدیان یمن گردید. از کتب وى مى توان الرد على الزندیق ابن المقفع، الرد على النصارى، الرد على الرافضه، الرد على المجبره، تثبیت الامامه و الطهاره را نام برد.

2. امام هادى مؤسس حکومت زیدیه یمن، از پدربزرگش قاسم رسّى متأثر بود و دیدگاه هاى وى را تبیین دوباره نمود. وى امام على(علیه السلام) را افضل صحابه و احق به خلافت مى دانست و پس از آن حضرت معتقد به امامت امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) بوده. او به صحابه نیز نگاه مثبت داشته است.

3. ناصر اطروش بسیارى از زرتشتیان گیلان را مسلمان نمود. او در کلام متبحر و در فقه نیز صاحب مکتب است. اندیشه هاى کلامى و فقهى او به امامیه نزدیک است. وى امامت دو امام در یک زمان را نیز مى پذیرد.

4. عالمان سلفی زیدی:

«از قرن نهم هجرى به بعد در زیدیه یمن، اندیشمندانى ظهور یافته که به تفکر سلفى گرایش پیدا کرده و کم کم از زیدیه معتزلى یا زیدى اهل بیتى فاصله گرفتند. این افراد به ردّ و نقض افکار مطرح در زیدیه پرداخته و اندیشه و افکار اهل حدیثِ اهل سنّت را به زیدیه وارد کردند.

زیدیه که تا آن زمان در فقه و کلام گرایش عقلى داشت با ظهور این افکار به سوى اهل سنّت گرایش پیدا کرده، مروّج افکار احمدبن حنبل، ابن تیمیه و وهابیت گردید و این چنین به احادیث مروى از طریق اهل سنّت متمایل شد.
این چرخش از ابن الوزیر در قرن هشتم و نهم هجرى شروع شد و در قرون بعد به وسیله فرزندان و شاگردان وى ادامه یافت.

در قرن یازده حسن بن احمد جلال این راه را ادامه داده و در قرن دوازدهم این فکر تجدید حیات دوباره یافت. در این قرن دو نفر از بزرگان زیدیه با نام هاى صالح بن مهدى مُقبلى و محمدبن اسماعیل معروف به ابن الامیر به دفاع از تفکر سلفیه پرداخته و حتى ابن الامیر رساله اى در تأیید دیدگاه هاى محمد بن عبدالوهاب نوشت.


این گرایش در قرن سیزدهم با ظهور محمدبن على شوکانى به اوج خود رسید و در اصول و فروع به حنابله نزدیک گردید. مدرسه شوکانى تاکنون در یمن پایدار مانده و اکنون دو طیف مختلف در زیدیه وجود دارد.

یکى از آنها، همان خط اصیل زیدیه قاسمیّه است که افکار اندیشمندان سابق زیدیه را ترویج مى کند که مى توان از این با عنوان «زیدیه اهل بیتى» یا «زیدیه معتزلى متشیّع» از آن یاد کرد و دیگرى جریان زیدیه سلفى یا زیدیه سنّى است که به وسیله عربستان در حال تقویت است».[1]


[1] . زیدیه تاریخ و عقاید، تالیف مهدی فرمانیان، سید علی موسوی نژاد.


نگاهی مختصر به اسماعیلیه

اسماعیلیه فرقه اى است که پس از شش امام اول شیعیان ، معتقد به امامت فرزند بزرگ امام صادق علیه السلام به نام اسماعیل و یا فرزند اسماعیل (محمد) می باشد.

مهمترین ویژگى این فرقه، باطنى گرى و تاءویل گسترده ی آیات و احادیث است که به واسطه ی چنین امری به اعتقاد همه ی فرق اسلامى، آنها در تاءویل دین راه افراط را طی نموده اند.

این فرقه در طول تاریخ فراز و نشیبهای مختلفی را طی نموده و عقاید گوناگونی نیز از آنان در طول حیاتشان منتشر گردیده و منشعب به انشعابات مختلفی همچون: اسماعیلیه خالصه، مبارکیه، فاطمیان، نزاریه، مستعلیه،‌ حافظیه،‌ طیبیه قاسمیه، آقاخانیه،
گردیدند.

احکام و فقه اسماعیلیه[1]

هر چند که به واسطه ی تنوع اعتقادی این فرقه (که تاثیر گذار در فقه نیز می باشد)، نمی توان به شکل دقیق به چگونگی انجام شریعت در نزد این فرقه پی برد؛ اما در مورد فاطمیون گفته شده که تعالیم ظاهرى آنان با تعالیم امامیه تفاوت چندانى نداشته است.

فقیه بزرگ این فرقه قاضى ابوحنیفه نعمان بن محمد تمیمى مغربى (متوفى 363 ه.ق) است که کتابى به نام «دعائم الاسلام فی ذکر الحلال والحرام والقضایا و الاحکام‏» نوشته که مورد استناد فرقه اسماعیلیه مى‏باشد و این کتاب محکمترین و قوى‏ترین منبع قانونگذارى دولت فاطمیین مصر به شمار مى‏رفته است.

موفق باشید.


[1]. نظر کلى به باورهاى اسماعیلیان

سؤال اول: اشتراکات و افتراقات فرقه ی زیدیه با شیعه چگونه است؟
جواب:
زیدیه فرقه اى است که پس از امام على و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) به امامت زید فرزند امام سجاد (علیهما السلام) معتقد بوده و امام سجاد (علیه السلام) و سایر امامان بعدى شیعه اثنى عشریه را تنها به عنوان پیشوایان علم و معرفت از اهل بیت (علیهم السلام) مى پذیرند.

امامان و عالمان زیدیه هر چند به سیره عملى و نوشته هاى زید توجه خاصی داشته اند؛ اما در عقاید گرایش به مکتب اعتزال و در فقه گرایش به مذهب فقهی حنفی داشته اند. بواسطه ی چنین امری آرای زیدیه در اعتقادات و فروع احکام حد فاصلی میان مذهب شیعه و اهل سنت است؛ لذا فقه زیدی آمیخته ای از فقه ابو حنیفه و مکتب اهل بیت (علیهم السلام) است که البته چنین امری، ثمره ی مصادر استنباط احکام شرعی در نزد آنان است؛‌ زیرا در این فقه علاوه بر قرآن و سنت و عقل، اجماع و قیاس و مصالح مرسله از مصادر استنباط حکم شرعی به شمار رفته که به واسطه ی آن آرای فقهی زیدیه در مواردی همچون فقه اهل سنت است.

برای نمونه ما به مواردی اشاره می نمائیم:

موارد اشتراکی:

1) ‌اذان در نزد زیدیه همانند اذان در نزد شیعه است و آنان بر خلاف اهل سنت قائل به جزئیت (حی علی خیر العمل)، می باشند.[1]

2) زیدیه تصویب در اذان (در اذان نماز صبح بعد از فقره ی حی علی الفلاح گفته شود: الصلاة خیر من النوم)، را غیر مشروع می دانند.[2]

3) زیدیه تکتف (دست بسته نماز خواندن) را عملی غیر مشروع دانسته و قائل به حرمت و یا لااقل کراهت این عمل می باشند.[3]

4) ‌تشهد و سلام در نزد زیدیه شبیه صیغه ی تشهد در فقه شیعه است؛ هر چند آنان در وجوب و یا استحباب آن اختلاف نظر داشته و ادای آنرا به شکل صیغه ی نقل شده از سوی اهل سنت را نیز جایز می دانند.[4]

5) زیدیه در سفر قائل به وجوب قصر بر مسافرمی باشند. (وظیفه ی مسافر آن است که نمازهای چهار رکعتی را شکسته بخواند).[5]

6) زیدیه مسح نمودن بر خفین (نوعی پوشش از چرم نازک که همانند کفش پا را می پوشاند) را جایز نمی دانند.[6]

7) زیدیه ازدواج با اهل کتاب را جایز نمی دانند.[7]

8) زیدیه ذبیحه ی غیر مسلمان را حرام می دانند.[8]

برخی از موارد اختلافی:


1) کیفیت وضو گرفتن در نزد زیدیه همانند وضو گرفتن اهل سنت است. آنان قائل به مسح جمیع سر به همراه مسح دو گوش و شستن پاها تا کعبین می باشند.[9]

2) زیدیه همچون اهل سنت،‌ در قرائت نماز بعد از حمد خواندن سه سوره از قرآن را کافی می دانند.[10]

3) در فقه زیدی اقتدای به امام جماعتی که دارای مذهب دیگری است، جایز شمرده شده است.[11]

4) زیدیه ازدواج موقت(متعه) را همانند اهل سنت حرام می دانند.[12]

پی نوشت:

[1] . الإنتصار على علماء الأمصار، الإمام المؤید بالله یحیى بن حمزة بن إبراهیم بن علی الحسینی المتوفى سنة 749 هـ، ج2، ص562، مکتبة الشاملة: «فی صفة الأذان وصفته ظاهرة، وهی: اللّه أکبر، اللّه أکبر، اللّه أکبر، اللّه أکبر، أشهد ألا إله إلا اللّه، أشهد ألا إله إلا اللّه، أشهد أن محمداً رسول اللّه، أشهد أن محمداً رسول اللّه، حی على الصلاة، حی على الصلاة، حی على الفلاح، حی على الفلاح، حی على خیر العمل، حی على خیر العمل، اللّه أکبر، اللّه أکبر، لا إله إلا الله. هذا تمهید الفصل».

[2] . الإنتصار على علماء الأمصار، ج2، ص585: «وهل یکون مشروعاً فی الأذان أم لا؟ فیه مذهبان: المذهب الأول: أنه غیر مشروع، وهذا هو رأی أئمة العترة، ومحکی عن الشافعی فی الجدید».

[3]. البحر الزخار الجامع لمذاهب علماء الأمصار، الإمام أحمد بن یحیى المرتضى(علیه السلام)- زیدیة،‌ج3، ص420: « وَوَضْعُ الْیَدِ عَلَى الْیَدِ بَعْدَ التَّکْبِیرِ غَیْرُ مَشْرُوعٍ ، لِقَوْلِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ { اُسْکُنُوا فِی الصَّلَاةِ }».

[4] . الإنتصار على علماء الأمصار، ج3، ص283.

[5] . شرح التجرید فی فقه الزیدیة، الإمام النَّظار المؤید بالله أحمد بن الحسین الهارونی،ج1، ص415: «‌فرض المسافر رکعتان إلاَّ المغرب».

[6] . الإنتصار على علماء الأمصار،ج1،ص849:«...لا یجوز المسح على الخفین، وهذا هو رأی أئمة العترة القاسمیة والناصریة لا یختلفون فی ذلک، ومحکیٌّ عن الإمامیة، والخوارج، وأبی بکر بن داود من أهل الظاهر...».

[7] . شرح التجرید فی فقه الزیدیة، الإمام النَّظار المؤید بالله أحمد بن الحسین الهارونی ،‌ ج3، ص11: «ولا یحل للمسلم نکاح الذمیة، ولا للذمی نکاح المسلمة».

[8] . التاج المُذْهَب لأحکام المَذْهَب، القاضی أحمد بن قاسم العنسی، بَابُ الذَّبْحِ بِالْکَسْرِ: «وَأَمَّا ذَبِیحَةُ الْکَافِرِ وَالْکِتَابِیِّ وَلَوْ صَغِیرًا ذِمِّیًّا کَانَ أَمْ حَرْبِیًّا فَلَا تُجْزِئُ وَهُوَ مَذْهَبُ الْهَادِی وَالْقَاسِمِ وَالنَّاصِرِ وَإِحْدَى الرِّوَایَتَیْنِ عَنْ زَیْدِ بْنِ عَلِیٍّ وَهُوَ الْمُخْتَارُ لِأَهْلِ الْمَذْهَبِ».

[9] . التاج المُذْهَب لأحکام المَذْهَب، القاضی أحمد بن قاسم العنسی: ( الْفَرْضَ الثَّامِنَ ) وَهُوَ ( غَسْلُ الْقَدَمَیْنِ ) فَإِنَّهُ وَاجِبٌ عِنْدَنَا ( مَعَ الْکَعْبَیْنِ ).

[10] . شرح التجرید فی فقه الزیدیة، ج1، ص298:«ومن فرضها قراءة فاتحة الکتاب وثلاث آیات معها مرة واحدة».

[11] . التاج المذهب لأحکام المذهب، أحمد بن یحیى بن المرتضى – زیدیة،‌باب صلاة الجماعة.

[12] . شرح التجرید فی فقه الزیدیة، ج3، ص55:« ونکاح المتعة حرام، وهو أن یتزوج الرجل المرأة إلى أجل مضروب».


سؤال دوم: برخی از بزرگان زیدیه را معرفی نمائید.

جواب: برخی از بزرگان زیدیه عبارتند از:
1. قاسم رسّى از نوادگان امام حسن(علیه السلام) در سال 169 هجرى در منطقه رسّ (نزدیک مدینه) به دنیا آمد. وى فقه را نزد علماى حنفى و کلام را نزد معتزله فراگرفت و با تأثیر پذیرى از معتزله، زمینه ساز پذیرش دیدگاه هاى معتزله توسط زیدیان یمن گردید. از کتب وى مى توان :«الرد على الزندیق ابن المقفع»؛ «الرد على النصارى»؛ « الرد على الرافضه»؛ «الرد على المجبرة»؛ «تثبیت الامامه و الطهارة» را نام برد.


2. امام هادى مؤسس حکومت زیدیه یمن، از پدربزرگش قاسم رسّى متأثر بود و دیدگاه هاى وى را تبیین دوباره نمود. وى امام على(علیه السلام) را افضل صحابه و احق به خلافت مى دانست و پس از آن حضرت معتقد به امامت امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) بوده. او به صحابه نیز نگاه مثبت داشته است.

3. ناصر اطروش بسیارى از زرتشتیان گیلان را مسلمان نمود. او در کلام متبحر و در فقه نیز صاحب مکتب است. اندیشه هاى کلامى و فقهى او به امامیه نزدیک است. وى امامت دو امام در یک زمان را نیز مى پذیرد.

4. عالمان سلفی زیدی:
از قرن نهم هجرى به بعد در زیدیه یمن، اندیشمندانى ظهور یافته که به تفکر سلفى گرایش پیدا کرده و کم کم از زیدیه معتزلى یا زیدى اهل بیتى فاصله گرفتند. این افراد به ردّ و نقض افکار مطرح در زیدیه پرداخته و اندیشه و افکار اهل حدیثِ اهل سنّت را به زیدیه وارد کردند.
زیدیه که تا آن زمان در فقه و کلام گرایش عقلى داشت با ظهور این افکار به سوى اهل سنّت گرایش پیدا کرده، مروّج افکار احمدبن حنبل، ابن تیمیه و وهابیت گردید و این چنین به احادیث مروى از طریق اهل سنّت متمایل شد.
این چرخش از ابن الوزیر در قرن هشتم و نهم هجرى شروع شد و در قرون بعد به وسیله فرزندان و شاگردان وى ادامه یافت.
در قرن یازده حسن بن احمد جلال این راه را ادامه داده و در قرن دوازدهم این فکر تجدید حیات دوباره یافت. در این قرن دو نفر از بزرگان زیدیه با نام هاى صالح بن مهدى مُقبلى و محمدبن اسماعیل معروف به ابن الامیر به دفاع از تفکر سلفیه پرداخته و حتى ابن الامیر رساله اى در تأیید دیدگاه هاى محمد بن عبدالوهاب نوشت.

این گرایش در قرن سیزدهم با ظهور محمدبن على شوکانى به اوج خود رسید و در اصول و فروع به حنابله نزدیک گردید. مدرسه شوکانى تاکنون در یمن پایدار مانده و اکنون دو طیف مختلف در زیدیه وجود دارد.
یکى از آنها، همان خط اصیل زیدیه قاسمیّه است که افکار اندیشمندان سابق زیدیه را ترویج مى کند که مى توان از این با عنوان «زیدیه اهل بیتى» یا «زیدیه معتزلى متشیّع» از آن یاد کرد و دیگرى جریان زیدیه سلفى یا زیدیه سنّى است که به وسیله عربستان در حال تقویت است.[1]


[1] . زیدیه تاریخ و عقاید، تالیف مهدی فرمانیان، سید علی موسوی نژاد.



سوال سوم: به شکل خلاصه عقاید و احکام فقهی اسماعیلیه چگونه است؟

جواب: اسماعیلیه فرقه اى است که پس از شش امام اول شیعیان ، معتقد به امامت فرزند بزرگ امام صادق علیه السلام به نام اسماعیل و یا فرزند اسماعیل (محمد) می باشد.

مهمترین ویژگى این فرقه، باطنى گرى و تاءویل گسترده ی آیات و احادیث است که به واسطه ی چنین امری به اعتقاد همه ی فرق اسلامى، آنها در تاءویل دین راه افراط را طی نموده اند.

این فرقه در طول تاریخ فراز و نشیبهای مختلفی را طی نموده و عقاید گوناگونی نیز از آنان در طول حیاتشان منتشر گردیده و منشعب به انشعابات مختلفی همچون: اسماعیلیه خالصه، مبارکیه، فاطمیان، نزاریه، مستعلیه،‌ حافظیه،‌ طیبیه قاسمیه، آقاخانیه،
گردیدند.

احکام و فقه اسماعیلیه

هر چند که به واسطه ی تنوع اعتقادی این فرقه (که تاثیر گذار در فقه نیز می باشد)، نمی توان به شکل دقیق به چگونگی انجام شریعت در نزد این فرقه پی برد؛ اما در مورد فاطمیون گفته شده که تعالیم ظاهرى آنان با تعالیم امامیه تفاوت چندانى نداشته است.

فقیه بزرگ این فرقه قاضى ابوحنیفه نعمان بن محمد تمیمى مغربى (متوفى 363 هـ.ق) است که کتابى به نام «دعائم الاسلام فی ذکر الحلال والحرام والقضایا و الاحکام‏» نوشته که مورد استناد فرقه اسماعیلیه است و این کتاب محکمترین و قوى‏ ترین منبع قانونگذارى دولت فاطمیین مصر به شمار رفته است.[1]

[1] .ر.ک: عقاید و باورهای اسماعیلیان، داود الهامی، فصلنامه کلام، شماره 19.




تاریخ : دوشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1396 | 09:29 ب.ظ | چاپ | نویسنده: . | نظرات (0) (0 لایک)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • اریک صدا