X
تبلیغات
رایتل

دروزیه فرقه ای هستند که نامشان از کلمه درزی به معنی خیاط گرفته شده است زیرا مؤسس این طایفه محمد بن اسماعیل درزی مکنی به ابوعبدالله است . و برخی او را نشتکین (انوشتکین) نوشته اند و گویند ایرانی الاصل و اهل بخارا بوده است، نامبرده در سال 407ه، ق وارد مصر شد و به خدمت الحاکم بامرالله خلیفه فاطمی درآمد و برای او کتابی تصنیف کرد که در آن آمده است:

 

«روح آدم به علی بن ابی طالب علیه السلام انتقال یافت و از او به اسلاف «الحاکم بامرالله » حلول کرد تا به خود وی رسید» .

 

ابوعبدالله درزی در این بدعت با حمزة بن علی همداستان گردید و فرقه ای با همیاری مؤذنی به نام علی بن احمد حبال پدید آورد . از آنجا که عقاید وی با غلو و خرافات توام بود و با فرهنگ اسلامی مغایرت داشت، مردم مصر بر علیه او شوریدند و نامبرده از بیم رسوایی به سرزمین شام مهاجرت کرد تا این که به تحریک رقیبش حمزة بن علی زوزنی توسط غلامان ترک کشته شد، عده ای هم گفته اند: الحاکم او را برای نشر دعوت به سوریه و لبنان کنونی فرستاد و وی در نبردی که با مغولان داشت، به سال 411ه، ق به قتل رسید (5) .

 

در مورد ضبط این کلمه فرهنگ نویسان عرب گفته اند، صحیح آن درزی به فتح اول است و منسوب است به درزه به معنی دوزنده و جولا، اما گروهی لقب دروزی را به آنان داده اند (6) . گرچه دروزی ها خود را به اسماعیل درزی نسبت می دهند، اما از وی اکراه دارند زیرا او به اموری قائل بود که مخالف اعتقادات آنان می باشد . برخی نسبت آنان را به طیروز از بلاد فارس دانسته اند (7) . بنیامین تعلیلی اهل اندلس (متوفی به سال 1173م) می نویسد:

 

«دروز از سلاله ایتورائیائی هستند که در عهد جانشینان اسکندر به کشتار و غارت اشتهار داشتند و رومیان ایشان را در کوههای لبنان اسکان دادند و در قرن هفدهم دروزی ها از بقایای نصارای لاتین بودند که از کشتار اشرف سلطان مصر در عکا نجات یافتند» .

 

اما مورخان جدید این روایت را درست نمی دانند (8) .

 

در مجموع می توان گفت: دروزیه فرقه ای انشعابی از اسماعیلیان است که اساس آن را ترکیبی از باورهای شیعه، زرتشتی، مسیحی و باورهای اساطیری متاثر از فرهنگ بومی و اقلیمی منطقه که در طی قرون، تحولاتی داشته و اضافاتی را پذیرفته تشکیل می دهد، آنان آداب و رسوم ویژه ای دارند و چنانکه گفته شد، و در باب انتساب آنان و اصالت نژادی این فرقه اختلاف وجود دارد که جمع بین این نظرها به جهاتی مشکل است (9) . رنگ موی آنان تیره و قهوه ای، رنگ تخم چشمشان زرد روشن می باشد، اگرچه پرمو هستند، ولی موی سرشان از دوران جوانی شروع به ریزش می کند . غالبا به اهالی باوارایای آلمان و ایتالی شباهت دارند ولی در عین حال با مردم مدیترانه آمیخته اند و یک نژاد دورگه تشکیل داده اند، اگرچه مردمان خالص مدیترانه هم در قلمرو آنان مشاهده می گردد (10) ، آنان نه تنها در لبنان، بلکه در سوریه و فلسطین اشغالی نیز به سر می برند . آنان در مناطق کوهستانی سکنی می گزینند، و خود را موحدون می خوانند و در مقایسه با ارمنی ها، جامعه ای بومی تلقی می گردند، پنج شنبه شب ها در خانه های مخفی کوچکی به نام خلوت به صورت انجمن های مذهبی دور هم جمع می شوند و اماکن مقدس محلی را زیارت می کنند، عقاید آنان به طور موفقیت آمیزی مخفی مانده و معمولا جامعه ای کاملا بسته و غالبا روستایی را تشکیل می دهند . آنان در کنار مارونی ها در بخش جنوبی و مرکزی جبل لبنان، خاصه در نواحی شوف و متن (18% و 24% از سکنه این نواحی) زندگی می کنند . زمانی شمار دروزی ها در این نقاط چنان زیاد شد که این منطقه جبل الدروز نام گرفت . علاوه بر آن، دروزی ها در شیب های غربی جبل هرمون و در قسمت بالای وادی تیم متمرکز شده اند . در این منطقه 37% از جمعیت شهرستان ریاق را دروزی ها تشکیل می دهند، جمعیت اندکی از آنان در بیروت استقرار دارند اما در دیگر نقاط لبنان عملا حضور ندارند (11) . در حدود 270000 نفر دروز در لبنان و در حدود همین میزان در سوریه و 000/50 نفر نیز در اراضی اشغالی فلسطین به سر می برند (12) .

 

گرچه تنها بزرگان و افراد صاحب شان دروزی از تفصیل و شرح عقاید این فرقه آگاهی دارند، اما باید خاطرنشان ساخت که این فرقه با التزام به رسوم مذهبی و مباحث کلامی، خود را از سایر مذاهب اسلامی تفکیک کرده اند . ارکان اعتقادی در نزد آنان عبارت است از راستگویی، حفظ دوستان، ترک جمیع ادیان، اجتناب از شرک و بهتان، اقرار به وحدانیت خداوند و رضا و تسلیم در برابر او در همه حال، اعتقاد به تناسخ و حلول .

 

رسم ازدواج با محارم با آنکه شرعا نزد آنان منع دارد، اما در عمل بین دروزی ها اتفاق می افتد، تمایلات اباحی گری که این فرقه بدان متهم شده اند، در واقع نزد آنها مرسوم و مشهور است . رنگ عقاید باطنیه، در عقاید، سنن و کتب آنها جلوه گر است . اگرچه خود را از اسماعیلیه جدا می دانند و عقاید آنها را مردود می شمارند، اما الحاکم بالله، خلیفه فاطمی را زنده می دانند و مرگش را انکار می کنند . دروزی ها نسبت به امیر یا کارگزاری که بر آنها حکومت می کند، فرمانبرداری واقعی و توام با نوعی معنویت و قداست دارند مقدسات مذهبی در نزد آنان بر پنج رکن استوار است:

 

الف: عقل کلی و آن علة العلل است که او را امام اعظم حمزة بن علی بن احمد زوزنی می دانند . نامبرده نزد دروزیان امام الموحدین لقب دارد و قائم الزمان نیز نام گرفته است . حمزه زوزنی منسوب به زوزن ایران است . او در سال 405ه، ق به مصر آمد و در سن سی و سه سالگی دعوت خود را به همراه گروهی از یارانش آغاز کرد (13) . این امر مسلم است که سازمان دهنده اصلی دعوت دروزی حمزة بن علی زوزنی بوده است . او در خفا پرستشگاهی برای عبادت الحاکم خلیفه فاطمی ترتیب داد، تشکیلات تبلیغاتی محکمی پدید آورد و رهبران آن را به پیروی از سلسله مراتب اسماعیلی عناوین لاهوتی بخشید . مرکز فعالیتش مسجد ریدان در حوالی باب السفر در بیرون شهر قاهره (مرکز مصر) بود .

 

ب: نفس کلیه و او کسی است که دانش و معرفت را از حمزة بن علی آموخت و به ادریس زمان اخنوخ اوان و شیخ ملقب گردید . او همان ابوابراهیم اسماعیل بن محمد بن حامد تمیمی، داماد یا پدر زن حمزه زوزنی می باشد .

 

ج: کلمه و او سفیر قدرت، شیخ رضی، فخرالموحدین، بشیر المؤمنین و عماد المستجیبین ابوعبدالله محمد بن وهب قرشی است .

 

د: بال سمت راست (جناح الایمن) نظام المستحبین و عز الموحدین ابوالخیر سلامة بن عبدالوهاب سامری است .

 

ه: بال سمت چپ، شیخ مقتنی، زبان اهل ایمان و سند موحدان بهاءالدین ابوالحسن علی بن احمد سموقی مشهور به الضیف (مهمان) .

 

دروزیه کتب و رسائل مقدسی دارند که تعداد آنها به 111 جلد می رسد و نسخه های خطی متعددی از آنها در کتابخانه های اروپایی نگاهداری می شود، آنان عقیده دارند خداوند در وجود آدمیان حلول می کند . همچنین به تناسخ قائلند و می گویند نیکان به صورت زیبا متناسخ می شوند اما افراد بدکار به شکل سگ ها درمی آیند . مراتب مبلغ دینی آنها دو طبقه است: اول داعی که به او فاتح گویند، دوم ماذون یا نقیب یا مکاسر و او کسی است که باب مرید را می گشاید .

 

به اعتقاد این فرقه معرفت ذات خداوند و صفات و تجلیات او در هفت رکن جای می گیرد:

 

1 . حب الحق (دوست داشتن مؤمنان طریقت خودشان) .

 

2 . تبری از عقاید درزی که بنیان گذار مذهبشان بود و او را شیطان خوانند .

 

3 . اعتراف به وجود مبدا لات به ناسوت در هر زمان .

 

4 . خشنودی و تسلیم به افعال ربنا (خلیفه الحاکم بامرالله فاطمی) .

 

5 . خضوع کامل در برابر وی .

 

6 . تسلیم بدون قید و شرط در مقابل اراده ربنا .

 

7 . انجام این قواعد بر هر مرد و زن دروزی واجب است (طائفة الدروز تاریخها و عقایدها، دکتر کامل حسین، طبع مصر، اضواء علی مسلک التوحید الدروزیه، سامی نسیب و مکارم، بیروت، دارصادر، 1966م، مذاهب الاسلامیین، دکتر عبدالرحمان بدوی، طبع بیروت، ج 2، ص 509 - 635، دائرة المعارف الاسلامیة، طبع مصر، ج 9، ص 193 - 194 و ص 214 - 222 .

 

جامعه دروز خود را در بین مسلمانان از مسلمانان; و در بین مسیحیان، خود را نصارا می شمارند و به همین دلیل آمیزه ای از عناصر اسلامی و مسیحی در آداب فرقه ای آنان قابل مشاهده است، تنها عده کمی از مردانی که مراسم عبادت را فرا می گیرند، پایشان به برگزاری آیین های نهانی و سری باز می شود، دروزی ها اماکن مشخص و معینی برای عبادت ندارند، بزرگان خود را عقال و عوام را جهال نام دارند . جمعیت دروز به ده خانواده بزرگ تقسیم می شوند که بر هر یک رئیسی فرمان می راند (سرزمین و مردم سوریه، ص 55، فرهنگ فرق اسلامی، ص 194، لغت نامه، دهخدا، ص 10684) .


دروزیان

اما دروزیه، از مهم‌ترین انشعابات اسماعیلیه است که در نیمۀ اول سدۀ پنجم، بر مبنای اعتقاد به الوهیت الحاکم بامرالله، ششمین خلیفۀ فاطمی شکل گرفت. محمد بن اسماعیل درزی، اخرم و حمزة بن علی زوزنی مهمترین داعیان دروزی هستند. البته دروزیان خود را موحدون می‌نامند. در لبنان دروزیان بیشتر در جبل لبنان و وادی التیم و شوف ساکن‌اند، و تعداد کمی نیز در بیروت منطقۀ عالیه زندگی می‌کردند که در سال‌های اخیر شمار آنان به سرعت رو به فزونی گذاشته است. رهبر سیاسی دروزیان لبنان در حال حاضر ولید جنبلاط و رهبر مذهبی آنان شیخ نعیم حسن است. تعداد جمعیت دروزیان بنابر برخی گزارش‌های غیررسمی حدود ۴۰۰هزار نفر است.


دروزیه چه مذهبی است ؟ آیا ازدواج شیعه اثنی عشری با آنها جایز است؟

پاسخ اجمالی
دروزیه؛ در اوایل قرن پنجم قمری و با حمایت‌های ششمین خلیفه فاطمی، «الحاکم بامر الله» در مصر به وجود آمد و امروزه اکثراً در کشور لبنان سکونت دارند.
برخی از باورهایی که به این گروه نسبت داده می‌شود، بر خلاف معتقدات اسلامی است، از جمله:
الف. الوهیت حاکم بأمرالله؛
ب. اعتقاد به تناسخ و حلول؛
ج. عدم ایمان به نبوت و پیامبران.
بر این اساس آنها از شیعیان نبوده و فقهای شیعه ازدواج دختر شیعه با آنان را جایز نمی‌دانند و اگر انتساب موارد فوق به آنان صحیح باشد، آنان از مسلمانان نیز به شمار نخواهند آمد.البته، برخی رهبران فعلی این طایفه، چنین انتساباتی را نپذیرفته و خود را معتقد به خدای واحد و پیامبر اسلام(ص) می‌دانند که در این صورت، از مسلمانان به شمار خواهند آمد.

پاسخ تفصیلی
فرقه دروزیه که در حقیقت انشعابی از مذهب اسماعیلیه است، در اوایل قرن پنجم قمری و با حمایت‌های ششمین خلیفه فاطمی، «الحاکم بامر الله» در مصر به وجود آمد. از جمله رهبران این گروه، حمزة بن علی بن احمد زوزنی (خادم مخصوص الحاکم) و محمد بن اسماعیل نشتکین دروزی می‌باشند.[۱]چگونگی پیدایش
یکی از عوامل مهم در پدید آمدن فرقه دروزیه کارهای عجیبی بود که از «الحاکم بامر الله» سر می‌زد. او بر خلاف دیگر حاکمان، با مردم مهربان و اغلب در میان آنها بود. او تمام بردگان را آزاد کرد و تمام املاک دولتی را به مردم واگذار نمود. حاکم در سال‌های قحطی نهایت کوشش را برای یاری مردم به عمل آورد و با تثبیت قیمت‌ها و بخشش‌های بی‌دریغ موفق به انجام این کار شد. بخشش‌های او از حد گذشت، به طوری که خزانه‌دار او در انجام فرمان حاکم مردد ماند، خلیفه با خط خود نگاشت: مال و ثروت متعلق به خداست و مردم بندگان خدایند و ما امین خدا در زمین هستیم، حق مردم را به آنان بازگردان و آن‌را از ایشان دریغ مدار.[۲]این‌گونه رفتارهای حاکم تأثیر زیادی در اطرافیانش گذاشت تا جائی که حمزة بن علی و محمد بن اسماعیل دروزی این اندیشه را نزد حاکم مطرح کردند که ادعای خدایی کند و حاکم نه تنها آنها را سرزنش نکرد، بلکه در خفا آنان را تشویق نمود.[۳]یکی از چیزهایی که این اندیشه را تشدید نمود، زهدگرایی شدید حاکم در سال‌های واپسین حکومتش و غایب شدن او بود، چرا که در یکی از گردش‌های متداولش در اطراف شهر ناپدید گشت و مرگ او همانند زندگی‌اش معمایی شد.[۴]البته گفته شده، ناپدید شدن حاکم از توطئه‌های حمزة بن علی بوده و جسدش را در نهایت احتیاط پنهان ساختند تا بتوانند از ناپدید شدن اسرار آمیز خلیفه، برای مقاصد خویش بهره جویند.دروزی‌ها ناپدید شدن حاکم را به استتار ارادی وی که آغاز غیبت او محسوب می‌شود، تعبیر کردند.[۵]امروزه جامعه دروزی به دو بخش یا طبقه تقسیم شده است:۱٫ طبقة عقّآل (عاقلان)؛ که همان عالمان دینی می‌باشند و در رأس آنها «شیخ عقل» است. اکنون (ابتدای قرن بیست و یکم) شیخ عقل این طائفه «محمد ابو شقراء» است.۲٫ طبقه جهّال یا مردم عادی؛ که گروه اکثریت جامعه دروزی را تشکیل می‌دهد.رهبری دینی این طایفه با شیخ عقل و رهبری سیاسی با شخص دیگری است. در حال حاضر «ولید جنبلاط»، فرزند کمال جنبلاط رهبری سیاسی این فرقه را در لبنان بر عهده دارد.[۶]

عقاید و باورهای دروزیه
آنچه امروزه به عنوان اندیشه کلامی دروزیه مطرح است، برگرفته از عناصر مختلفی است که در طول زمان وارد باورهای فکری و اعتقادی آنان شده و چندان شباهتی با عقاید شیعه اثناعشریه و حتی سایر مسلمین ندارد؛ در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌شود:

الف. الوهیت حاکم بأمرالله:
از نگاه آنان «الحاکم بأمرالله» صورت ناسوتی الوهیت است و همو است یگانه، صمد و منزّه از شمارش و همسر، لذا یک دروزی چیزی جز طاعت وی نمی‌شناسد. دروزی کسی است که اعتراف کند، هیچ خدایی در آسمان و هیچ امامی در زمین جز حاکم وجود ندارد.[۷]در مصحف دروز آمده است: حمزة بن علی از پیروان خود عهد و پیمان گرفته و از تمام موحدان در طول تاریخ، حفظ و کتابت آن‌را خواسته و به نام «میثاق ولی الزمان» معروف گشته است. قسمتی از متن عهدنامه چنین است: «اینجانب فلان بن فلان در کمال آزادی و سلامت جسمی و عقلی اعتراف می‌کنم که از تمامی مذاهب تبرّی جویم و جز پیروی از مولایم «الحاکم بأمرالله»(ششمین خلیفه فاطمی) چیزی نشناسم و هر گاه از دین مولایم بازگشته، یا با فرمانی از او مخالفت ورزم، از خالق معبودم بیگانه شده، سزاوار کیفرش باشم»، آنگاه تصریح می‌کند که «هر کس اعتراف کند که در آسمان، اله معبودی و در زمین امام موجودی جز مولای حاکم وجود ندارد، موحد رستگار است».[۸]

ب. تناسخ و حلول:
از کتاب‌ها و متون منسوب به این فرقه به دست می‌آید که دروزی‌ها معتقد به انتقال روح از جسم انسان به انسان دیگری می‌باشند؛ زیرا نفس را جاودانه دانسته و می‌گویند: آنچه می‌میرد، پیراهن(جسم) است و وقتی که کهنه شد، نفس انسانی به پیراهن دیگر منتقل می‌شود. دروزیه لفظ تناسخ را به «تقمّص» تبدیل کرده‌اند تا نسخ را شامل نگردد.[۹]حمزه، بنیان‌گذار این فرقه می‌گوید: عذابی که برای گنهکاران است، همین انتقال دنیوی است، از درجه بلندتر به مرتبه نازل‌تر. هرچه این انتقال بیشتر ادامه یابد، جایگاه دینی او فروتر گردد. چنان‌که پاداش نیز با انتقال از درجه‌ای به درجه فراتر در علوم دینی تحقق می‌یابد.[۱۰] از این‌رو؛ ابتلای انسان‌ها به کوری، گنگی، فقر و جهالت، قصاص اعمال گذشته آنان در مراحل پیشین حیات می‌دانند. معتقدند که در تناسخ تمایز جنسی نیز مراعات می‌شود؛ یعنی روح مردان همواره به مردان و روح زنان به جنس خودشان منتقل می‌شود.[۱۱]

ج. نبوت و پیامبران الهی از دیدگاه دروزیه:
دروزیان پیامبران الهی را انکار نموده‌اند. حمزه مؤسس و بنیان‌گذار این فرقه، معتقد است که: جنگ با انبیای اولوالعزم و تبرّی جستن از شریعت و عقاید آنان واجب است. در برخی از مدارک آنها آمده است: مراد از ناطق و اساس که به دست حمزه در کنار رکن یمانی کشته می‌شوند، ابلیس و شیطان است. ابلیس نخست در جسم آدم تجلّی کرد، سپس نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد(ص). و شیطان ابتدا در جسم شیث و سام و اسماعیل و یشوع و شمعون و سرانجام در علی بن ابی‌طالب(ع) ظهور یافت. بنابراین، هنگام برپایی قیامت دروزیان، پیامبر و امیر المؤمنین، به دست «الحاکم بأمرالله» کشته می‌شوند.[۱۲]در مورد عقیده دروزیان به قرآن مجید، برخی معتقدند که آنان ادعا دارند که قرآن در واقع بر سلمان فارسی نازل شده و محمد(ص) از او دریافت کرده است.[۱۳]آنچه گذشت، قسمتی از عقاید و باورهای فرقه دروزیه است که هیچ‌گونه شباهت و سنخیتی با عقاید اسلامی ندارند و کاملاً منحرف و بی‌گانه از اسلام است. اگرچه رهبران فعلی این فرقه اصرار دارند که معتقد به دین اسلام‌اند و آنچه در مورد عقاید آنها ذکر می‌شود، دسیسه‌های استعمار و ایادی آنها بوده است. ولی از آن‌جا که دسترسی به منابع اصلی آنان امکان ندارد، قضاوت کردن در مورد عقاید آنان مشکل بوده و آنچه ذکر شد، اگر صحیح باشد می‌توان گفت که آنان از دایره اسلام و حتی ادیان آسمانی خارج هستند.بر این اساس فقهای شیعه آنان را جزو شیعیان نشمرده و ازدواج با فرد دروزی مذهب را جایز نمی‌دانند.ضمائم:پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[۱۴]حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
دروزیه، شیعه نیستند و ازدواج با آنها اشکال دارد.
حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):
دروزیه، جزو شیعیان اثنی عشری محسوب نمی‌شوند و چنانچه قائل به الوهیت بعضی از مخلوقین باشند و یا منکر ضروریات دین باشند مرتد هستند و ازدواج با آنها جائز نیست.
 
[1]. ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، ص ۳۱۴، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
[۲]. نجلام، ابو غر الدین، تحقیقی جدید در تاریخ، مذهب و جامعه دروزیان، ص ۱۲۵، مشهد، آستان قدس رضوی، چاپ اول، ۱۳۷۲ش.
[۳]. فرق و مذاهب کلامی، ص ۳۱۲٫
[۴]. همان.
[۵]. ر.ک: ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، ص ۵۵۸، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول، ۱۳۸۰ش.
[۶]. همان.
[۷]. فرق و مذاهب کلامی، ص ۳۱۱٫
[۸]. مصحف الدروز، ص ۱۱۱، به نقل از: ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، ص ۵۶۲٫
[۹]. ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، ص ۵۶۴٫
[۱۰]. غالب، مصطفی، حرکات الباطنیه فی الاسلام، ص۲۶۳، بیروت، دارالأندلس، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
[۱۱]. ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، ص ۵۶۸٫
[۱۲]. خطیب، محمد احمد، عقیدة الدروز، ص۱۶۷، ریاض، دارالعالم الکتب، چاپ سوم، ۱۹۸۹م.
[۱۳]. ا ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، ص ۵۷۴٫
[۱۴]. استفتا از دفاتر آیات عظام: مکارم شیرازی و نوری همدانی (مد ظلهما العالی) توسط سایت اسلام کوئست.
منبع:
اسلام کوئست

دروزیه دارای چه عقایدی می باشد؟ آیا عقاید مخالف با اسلام هم دارد؟


پاسخ:

قبل از پرداختن به مبانی اعتقادی فرقه (دروزی) لازم است که عناصر تشکیل دهنده اندیشه کلامی این مذهب بیان گردد. آنچه که امروزه به عنوان اندیشه کلامی دروزیه مطرح است، عناصر مختلفی است که در طول زمان وارد باورهای فکری و اعتقادی آنان شده است که بطور کلی به سه بخش تقسیم می گردد:
1. فلسفه نو افلاطونی.
2. احکام حقوقی که از طرف حاکم به مناسبت های مختلف صادر می شده است، مانند ابطال زکات، نسخ شریعت و ....
3. مجموع مناظرات و بحث های اعتقادی که در میان رهبران این فرقه رخ داده است و در مجموعه ای بنام (وسائل الحکمة الشریفه) موسوم است.[1]
بنابر این عقاید و باورهای این فرقه چندان شباهتی با عقاید شیعه اثناعشریه و سایر مسلمین ندارد. در این نوشتار به برخی از آنها اشاره می شود.
الوهیت حاکم بأمرالله:
از نگاه آنان (الحاکم بأمرالله) صورت ناسوتی الوهیّت است و هموست یگانه، صمد و منزّه از شمارش و همسر، لذا یک دروزی چیزی جز طاعت وی نمی شناسد. دروزی کسی است که اعتراف کند، هیچ خدایی در آسمان و هیچ امامی در زمین جز حاکم وجود ندارد.[2]همین عقیده موجب انتقاد شدید سایر فرقه های اسلامی شده است. گرچه حلول خدا در جسم حاکم از کتابهای مقدس دروزیان استفاده می شود، ولکن از صراحت برخوردار نیست، و قابل توجیه می باشد.[3]
در مصحف دروز آمده است که: حمزة بن علی از پیروان خود عهد و پیمان گرفته و از تمام موحدان در طول تاریخ حفظ و کتابت آن را خواسته و بنام (میثاق ولیّ الزمان) معروف گشته است. متن عهد نامه چنین است:(توکّلت علی مولانا الحاکم الاحد الفرد الصّمد، المنزّه عن الأزواج و العدد...). پس می گوید: اینجانب فلان بن فلان در کمال آزادی و سلامت جسمی و عقلی اعتراف می کنم که از تمامی مذاهب تبرّی جویم و جز پیروی از مولایم (الحاکم بأمرالله) جلّ ذکره چیزی نشناسم و هر گاه از دین مولایم بازگشته، یا با فرمانی از او مخالفت ورزم،از خالق معبودم بیگانه شده، سزاوار کیفرش باشم، آنگاه تصریح می کند که هر کس اعتراف کند که در آسمان، اله معبودی و در زمین امام موجودی جز مولای حاکم وجود ندارد، موحد رستگار است).[4]
مراد از حاکم در این تعبیرات (الحاکم بأمرالله) ششمین خلیفه فاطمی، می باشد. بر این اساس دروزیان حاکم بأمرالله را فرزند عزیز یا پدر علی نمی دانند و وجود پدر و فرزند را برای او انکار می کنند.[5]
تناسخ و حلول:
از کتاب ها و متون منسوب به این فرقه بدست می آید که دروزیها معتقد به انتقال روح از جسم انسان به انسان دیگری می باشند. زیرا نفس را جاودانه دانسته و باور دارند: آنچه می میرد، پیراهن است (جسم) و وقتی که کهنه شد، نفس انسانی به پیراهن دیگر منتقل می شود. دروزیه لفظ تناسخ را به تقمّص تبدیل کرده اند تا سنخ را شامل نگردد. آنها تصریح کردند که انتقال نفس آدمی به جسم حیوان که گناهی ندارد، ظلم است. و پاداش و کیفر بر عدل الهی استوار است.[6]
حمزه بنیان گذار این فرقه می گوید: عذابی که برای گنهکاران است، همین انتقال دنیوی است؛ از درجه بلندتر به مرتبة نازل تر؛ هرچه این انتقال بیشتر ادامه یابد، جایگاه دینی او فروتر گردد. چنانکه پاداش نیز با انتقال از درجه ای به درجة فراتر در علوم دینی تحقق می یابد.[7] از این رو ابتلای انسانها به کوری،گنگی، فقر و جهالت، قصاص اعمال گذشته آنان در مراحل پیشین حیات می دانند. و معتقدند که در تناسخ تمایز جنسی نیز مراعات می شود. یعنی روح مردان همواره به مردان و روح زنان به جنس خودشان منتقل می شود.[8]
اعتقاد به حدود خمسه:
یکی از باورهای فرقه دروزیه اعتقاد به (حدود خمسه) می باشد و آنها عبارتند:
حد اول: عقل، علة العلل، قائم الزمان ،اراده، او همان امام اعظم دروزیان حمزه بن علی بن احمد می باشد.
حدّ دوم: نفس، مشیّت،ادریس زمان،اخنوخ اوان، شیخ مجتبی ابوابراهیم اسماعیل بن محمد بن حامد تمیمی داماد حمزه بن علی است.
حدّ سوم: کلمه، سفیر قدرت، فخر الموحدین،بشیر المؤمنین،‌شیخ رضی أبوعبدالله محمد بن وهب قرشی است.
حدّ چهارم: سابق، جناح راست، نظام المستجیبین، غرّالموحدین،عبدالوهاب سامری است.
حدّ پنجم: تالی، جناح چپ، لسان المؤمنین، سند الموحدین، معدن العلوم، شیخ بهاالدین ابوالحسن علی بن احمد سمفوتی معروف به مقتنی است.
چهار حدّ اخیر که به دنبال عقل کل هستند، همان اربعه (حرم) می باشند که در هر زمان با اسما و اشکال متفاوت ظاهر می شوند. مثلاً هنگامی که حمزه در صورت سلمان فارسی ظاهر شد، حدود دیگر در قالب چهار صحابه (مقداد، ابوذر،عمار و نجاشی) آشکار گشتند.[9]
نبوت و پیامبران الهی از دیدگاه دروزیه :
دروزیان تمامی پیامبران الهی را انکار نموده اند. حمزه مؤسس و بنیادگزار این فرقه، معتقد است که: جنگ با انبیای اولوالعزم و تبرّی جستن از شریعت و عقاید آنان واجب است. در برخی از مدارک آنها آمده است که: مراد از ناطق و اساس که به دست حمزه در کنار رکن یمانی کشته می شوند، ابلیس و شیطان است. ابلیس نعوذ بالله نخست در جسم آدم تجلّی کرد، سپس نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد صلی الله علیه و آله- و شیطان ابتدا در جسم شیث و سام و اسماعیل و یشوع و شمعون و سرانجام در علی علیه السلام بن ابی طالب ظهور یافت، بنابراین هنگام برپایی قیامت دروزیان، پیامبر و امیر المؤمنین، به دست (الحاکم بأمرالله) کشته می شوند.[10]
در مورد عقیده دروزیان به قرآن مجید، برخی معتقدند که:آنان ادعا دارند که قرآن در واقع بر سلمان فارسی نازل شد و محمد از او دریافت کرده است.[11]
آنچه ذکر شد، قسمتی از عقاید و باورهای فرقه دروزیه می باشد که هیچگونه شباهت و سنخیت با عقاید اسلامی ندارند و کاملاً منحرف و بیگانه از اسلام است . گرچه رهبران فعلی این فرقه اصرار دارند که: معتقد به دین اسلام اند و آنچه در مورد عقاید آنها ذکر می شود، دسیسه های استعمار و ایادی آنها بوده است. و به دلیل این که دسترسی به منابع آنان امکان ندارد، قضاوت کردن در مورد عقاید آنان را مشکل می نماید و آنچه ذکر شد، اگر صحیح باشد می توان گفت که آنان از دایره اسلام و حتی ادیان آسمانی خارج هستند.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. فرهنگ فرق و مذاهب، جواد مشکور.
2. تاریخ اندیشه های کلامی در اسلام، عبدالرحمن بدوی، ترجمه: حسین صابری.


[1] . ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول، 1380ه‌ ، ص560.
[2] . ربانی گلپایگانی، ‌علی، ‌فرق و مذاهب کلامی، قم، ‌مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، 1377ه‌ ص311.
[3] . اسماعیلیه، ص562.
[4] . مصف الدروز، ص111، به نقل از اسماعیلیه، ص562.
[5] . اسماعیلیه، ص564.
[6] . همان.
[7] . غالب، مصطفی، حرکات الباطنیه فی الاسلام، بیروت، دارالأندلس، چاپ اول، 1416، ص263.
[8] . اسماعیلیه، ص568.
[9] . همان، ص573.
[10] . خطیب، محمد احمد، عقیدة الدروز، ریاض، دارالعالم الکتب، چاپ سوم، 1989م، ص167.
[11] . اسماعیلیه، ص574.
( اندیشه قم )





 




جمعیتی از مردم سوریه و لبنان به دروزیه معروف اند. آنها خود را یکی از فرق اسلامی مستقل می دانند اما دانشمندان آنها را یکی از انشعابات اسماعیلیه می دانند و اشتراکات فکری آنان با اسماعیلیه را تأییدی بر این مدعی می دانند.
به هر حال مؤسس این فرقه که نامش به درستی معلوم نیست معروف به درزی (= خیاط) بوده که نام فرقه از وی مشتق است. وی را در آغاز از باطنیان اسماعیلی می دانند که در اوایل قرن پنجم (408) به مصر رفته و با کمک حمزة بن علی بن احمد زوزنی – که بعدها از بزرگان دروزی شد – بنای این فرقه را نهاد اما پس از مدتی به علت افکار انحرافیش مانند تناسخ و جواز ازدواج با محارم مجبور به فرار از مصر شد و عاقبت در شام کشته شد.
دروزیه دربارۀ یکی از خلفای فاطمی مصر عقیده ای غلو آمیز دارند. آنان منصور بن العزیز بالله بن المغر لدین الله معروف به الحاکم بامر الله را که به اعتقاد دیگران کشته شده، زنده و غایب می دانند و برای او کمالات زیادی قائلند.
( برخی نوشته اند آنان وی را خدا می دانند اما این رأی صحیح به نظر نمی آید ) وی در سال 386ق. خلافت فاطمی را در مصر به دست گرفت و در 27 شوال 411 کشته شد. عموم دروزی ها خود را از نژاد عرب می دانند. آنان به حسب ظاهر پیرو فقه حنفی هستند گرچه در عمل بسیار لاابالی زندگی می کنند. مرحوم دکتر مشکور می نویسد « عقیدۀ تناسخ در بین ایشان شایع است ».
دروزی ها در برهه ای حکومت کوچکی در یکی از کوه های شام که به نام آنان به جبل دروز نامیده شده تشکیل دادند اما این ناحیه در 1921 میلادی جزو حکومت سوریه شد. تعداد آنان طبق آماری که در سال 1956 میلادی در لبنان گرفته شد 88100 نفر و طبق آماری که در 1947 در سوریه گرفته شده 96641 نفر بوده است.
از معروفترین بزرگان آنان امیر سید جمال الدین عبدالله تنوخی (م 884) است که قبر وی در لبنان هر ساله از سوی دروزیان زیارت می شود. از وی آثار متعددی بر جا مانده که غالباً مربوط به اخلاق و آداب معاشرت است.
دروزی ها که 80 هزار نفر را در فلسطین اشغالی تشکیل می دهند، از جمله اعرابی هستند که به اهداف توسعه طلبانه اسرائیل کمک کرده اند. کل جمعیت دروزی ها 300هزار نفر است که در سوریه، لبنان و فلسطین اشغالی زندگی می کنند. گفتنی است ، یک نماینده دروزی پارلمان رژیم صهیونیستی برای اولین بار به مدت یک هفته پست ریاست این رژیم را در دست می گیرد. 

بنی کلب  : مطابق روایات، داییان سفیانی یا بنی کلب،       بهترین متحدان سفیانی می باشند و عجیب اینکه « حوران »  محل  زندگی  « دروز »  یا  همان  « بنی کلب »  روایات  نیز می باشد.

از طرفی ادعا می شود دُروز یک انجمن یا فرقه مذهبی بر پایه علوم خفیه و یکتاپرستی است که پایگاه آن در سوریه، لبنان، اسرائیل و اردن است. دروز در سده ۱۱ میلادی از اسماعیلیان آغاز شد و از گنوستیک و فلسفه نوافلاطونی و فلسفه‌های دیگر تاثیر پذیرفته‌است. آن‌ها خود را اهل التوحید یا الموحدین می‌نامند.!!!!!!!!!!!!!!!!!

مذهب دروزی شاخه‌ای از فرقه اسماعیلیه می‌باشند که نخستین بار در سال ۴۰۸ (قمری) توسط چند داعی در قاهره در مسجد ریدان پایه گذاری شد اما بنیان گذار واقعی این مذهب حمزه بن علی بن احمد زوزنی معروف به لباد می‌باشد این مذهب معتقد به الوهیت (الحاکم بامر الله)و حتی خلفای سابق فاطمی از القائم به بعد بودند و بیشتر در مناطق تیم واقع در منطقه حاصیبا در شمال بانیان و در حلب غربی .کوه هرمن و در کوه حوران در کشور سوریه و لبنان امروزی روبه گسترش نهاد و رشد نمود و بتدریج از سال ۴۳۵ (قمری) به بعد دعوت دروزیان به صورت یک جامعه بسته در آمد بدین صورت که نه گرونده جدیدی می‌پذیرفت و نه اجازه ارتداد و بازگشت از دین را پیروانش می‌داد.

 

درباره اباحه گری و ازدواج با محارم در بهائیت، مقالات بسیاری نوشته شده است؛ لیکن این نوشتار با مروری بر برخی اسناد این احکام، به پیشینه تاریخی اینگونه احکام در جریان دروزیه می پردازیم.
حسین‌علی نوری در باب ازدواج با محارم، تنها ازدواج با زن پدر را حرام می‌داند: «قد حرّمت علیکم ازواج آبائکم»(۲) و دیگر سران بهائیت درباره ازدواج با محارم سکوت کرده‌اند.

عباس افندی دراین‌باره می‌نویسد: «چون امر بهائی قوّت گیرد مطمئن باشید که ازدواج به اقربا نیز نادر الوقوع گردد».(۳) اشراق خاوری نیز از او گزارش می‌کند که نوشته است: «ای بنده بها، از طبقات محرمات سؤال نموده بودید رجوع به آیات نمائید و تا بیت عدل عمومی تشکیل نیابد متفرّعات بیان نگردد مرهون به آن یوم است.»(۴)

همچنین آورده است که گفت: «ولی اقتران اقارب غیر منصوصه راجع به بیت العدل … باری آنچه بیت العدل در این خصوص قرار دهند همان حکم قاطع و صارم الهی است هیچکس تجاوز نتواند.»(۵)

در تاریخ دروزیه درباره ازدواج با محارم آورده اند: «در زمان خلافت و امامت ششمین خلیفه فاطمی (الحاکم بامر الله) عده‌ای از اسماعیلیان به رهبری شخصی به نام درزی، قائم به الوهیت «حاکم» شدند و چون عقاید و اندیشه‌های درزی همچون جواز ازدواج با محارم، الوهیت، حاکم، عقیده به تناسخ، حلول خدا در انسان و … مورد پذیرش مردم مصر قرار نگرفت، او ناچار به ترک مصر و مهاجرت به شام شد. بدین ترتیب فرقه‌ای به نام دروزیه پدید آمد.»(۱)

در یک نگاه کوتاه به این گزارش، شباهتهای فراوانی را می یابیم که میان بهائیت و دروزیه وجود دارد؛ از جمله ازدواج با محارم و ادعای الوهیتی، حلول و … که هم در بهائیت هست و هم در دروزیه.

پانوشت
۱. نصیری، محمّد، مجموعه مقالات اسماعیلیه، ص ۱۲۷.
۲. نوری، حسین‌علی، اقدس، ص ۱۰۴.
۳. افندی، عباس، مکاتیب، ج ۳، ص ۳۷۱.
۴. اشراق خاوری، عبدالحمید، گنجینه حدود و احکام، ص ۱۸۶.
۵. همان، ص ۱۸۵ – ۱۸۶.

منبع: پایگاه جامع شناخت بهائیت

پیگیری مقالات در تلگرام با کلیک روی آدرس زیر:

https://telegram.me/bahaiat_net

https://telegram.me/joinchat/BkW_SUFwlMXotBYfp0OE7A


برگرفته شده از پایگاه شناخت مدعیان معاصر مهدویت (www.almahdyeen.ir)



تاریخ : پنج‌شنبه 10 اسفند‌ماه سال 1396 | 10:51 ب.ظ | چاپ | نویسنده: . | نظرات (0) (0 لایک)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • اریک صدا