X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

محتوای آموزشی

 

 

 

کتاب دین و زندگی 2 ( نسخه pdf )

 

کتاب دین و زندگی 3 ( نسخه pdf )

 

کتاب دین و زندگی 4 ( نسخه pdf )

 

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 

پیام آیات دینی 2 ( نسخه word )

 

پیام آیات دینی 2 ( نسخه pdf )

 

پیان آیات دینی 3 ( نسخه word )

 

پیام آیات دینی 3 ( نسخه pdf )

 

پیام آیات دینی 4 ( نسخه word )

 

پیام آیات دینی 4 ( نسخه pdf )

 

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 

ترجمه منظوم آیات دینی 2 ( نسخه word )

 

ترجمه منظوم آیات دینی 2 ( نسخه pdf )

 

ترجمه منظوم آیات دینی 3 ( نسخه word )

 

ترجمه منظوم آیات دینی 3 ( نسخه pdf )

 

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 

سؤالات امتحان نهایی دینی 3 ( نسخه word )

 

سؤالات امتحان نهایی دینی 3 ( نسخه pdf )

 

پرسشهای امتحانهای نهایی دین و زندگی 3 همراه با پاسخ آنها ( نسخه word )

 

پرسشهای امتحانهای نهایی دین و زندگی 3 همراه با پاسخ آنها ( نسخه pdf )

 

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 

اندیشه و تحقیق دین و زندگی 3 ـ چاپ 1391 ( نسخه word )

 

اندیشه و تحقیق دین و زندگی 3 ـ چاپ 1391 ( نسخه pdf )

 

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 

پرسشهای امتحانهای نهایی دین و زندگی 4 ( نسخه word )

 

پرسشهای امتحانهای نهایی دین و زندگی 4 ( نسخه pdf )

 

سؤالات امتحان نهایی دین و زندگی 4 همراه با پاسخنامه ( نسخه word )

 

سؤالات امتحان نهایی دین و زندگی 4 همراه با پاسخنامه ( pdf )

 

 

پاورپوینت دین و زندگی سال چهارم متوسطه

( پیش دانشگاهی )

درس دوم

درس هفتم

درس نهم

درس دهم



تاریخ : شنبه 13 آذر‌ماه سال 1395 | 11:40 ب.ظ | چاپ | نویسنده: . | نظرات (0)
پرسشهایِ امتحاناتِ نهایی دین و زندگی (3) به تفکیکِ دروس به همراهِ پاسخِ آنها
( بیش از 260 پرسش امتحان نهایی در طول 8 سال تحصیلی )
* مطابقِ کتاب دین و زندگی (3) چاپ 1391   * علائم اختصاری : ( خ ـ خرداد ) ، ( ش ـ شهریور ) ، ( د ـ دی )
درس اوّل :
1ـ ترجمه و پیام آیۀ : « قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى » ( طه ،50 ) [ش 85 - د 86 ]
گفت : پروردگارِ ما آن کسی است که هر چیزی را حیات بخشیده و سپس هدایت کرده است .
ـ این آیه به چه مطلبی در موردِ « هدایت » اشاره دارد .
خداوند هر مخلوقی را هدایت می‌کند . ( هدایت یک اصلِ عامّ و همگانی در نظامِ خلقت است ) .
2ـ پیام آیۀ : « سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الأعْلَى * الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّى * وَ الَّذِی قَدَّرَ فَهَدَى » ( اعلی ، 3-1 ) [د 87]
هرموجودی ساماندهی و تقدیرِ خاصّی دارد . هدایتِ هر موجودی متناسب با ساماندهی و تقدیرِ آن موجود است .
3ـ ترجمه کنید : « ... وَ قَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَ مَا کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ ... » (اعراف ، 43) [د90] 
و گفتند : سپاس برای خداست ما را بر این راه هدایت کرد و هرگز هدایت نمی­شدیم اگر خدا هدایتمان نمی­کرد .
4ـ چرا پاسخ به نیازهای بنیادین انسان باید « همه جانبه » باشد ؟ [خ 89]
هر پاسخی که به نیازهای بنیادین داده می­شود باید جامع و شامل باشد به طوری که راه رسیدن به یک نیاز نه تنها با رسیدن به نیازهای دیگر متضادّ نباشد بلکه مکمّل و سهل­کنندة آنها باشد .
5ـ چرا پاسخ به نیازهای بنیادینِ انسان باید کاملاً درست و قابلِ اعتماد باشد ؟ [ش 88- ش90-خ92]
 زیرا هر پاسخِ احتمالی و مشکوک نیازمندِ تجربه و آزمون است تا کارآیی آن مشخّص شود درحالی که عمرِ محدود آدمی برای این تجربه کافی نیست .
6ـ چه رابطه­ای میانِ نیاز به « کشفِ راه درستِ زندگی » با سایرِ نیازهای بُنیادینِ بشر وجود دارد ؟ [خ 85 - د87]
این نیاز در حقیقت ، جامعِ نیازهای دیگر است چرا که راهِ درستِ زندگی راهی است که بتواند والاترین هدف را نشان دهد . پشتیبانِ شکست‌ناپذیر را معرّفی کند ، از آینده تصویری روشن به دست دهد . رضایت و امید را به ارمغان آورد ، راهِ رشد و تعالی را نشان دهد و برنامة زندگی اجتماعی عادلانه و کرامت‌بخش را عرضه کند . پس نیازهای بُنیادین انسان با یکدیگر پیوند دارند و در یک نیازِ جامع یعنی شناختِ راه صحیح زندگی به هم می‌رسند .
7ـ کدام یک از نیازهای بنیادینِ انسان جامعِ نیازهای دیگر است ؟ [ش90] کشفِ راهِ درستِ زندگی
8ـ وسیلة فهم پیام الهی چیست ؟ [خ 85] عقل وسیلة فهمِ پیامِ الهی است .
9ـ دو چراغِ راه که خداوند برای تشخیصِ درستِ هدف به انسان داده است ، کدامند ؟ [ش 89 ]
عقل ـ پیامبران یا فرستادگانِ الهی
10ـ منظور از حجّتِ آشکار و حجّتِ نهان در کلامِ امام کاظم (ع) چیست ؟ [د 85-  خ 88]
منظور از حجّتِ آشکار ، رسولان و انبیا و ائمّه‌اند و منظور از حجّتِ نهان ، همان عقلِ انسان‌هاست .
11ـ چرا هدایت یک اصلِ عامّ و همگانی در نظامِ خلقت است ؟ [خ86]
خدای جهان ، خالقِ حکیم است . هیچ موجودی را بیهوده و عَبَث خلق نمی‌کند . خلقِ بی‌هدف ، نشانة‌ نقص و ضعف و ناآگاهی است و این ویژگی‌ها نمی‌تواند در خداوند باشد . هر مخلوقی را برای هدفی حکیمانه آفریده است و آن را به سوی هدفش هدایت می‌کند . پس هدایت یک اصلِ عامّ و همگانی در نظامِ خلقت است .
12ـ هدایتِ عمومی را تعریف کنید . [د90]
خدای جهان آفریدگاری حکیم است . یعنی ؛ هر موجودی را برای هدفی مُعیّن خَلق می­کند و برای رسیدن به آن هدف هدایت می­کند . آفرینشِ بی­هدف نشانة نقص و ضعف و ناآگاهی است و این ویژگیها نمی­تواند در خداوند باشد . پس ، هدایت یک اصلِ عامّ و همگانی در نظامِ خِلقت است .   
13ـ خدای جهان ، خالقی ( آفریدگاری ) حکیم است ، یعنی چه ؟ [خ90]
یعنی ؛ هیچ موجودی را بیهوده و عَبَث خلق نمی­کند .
14ـ دو ویژگی انسان که در هدایتِ او تأثیر دارند ، کدامند ؟ [ش 87] تفکّر و تعقّل ـ اختیار و انتخاب
15ـ درستی یا نادرستی گزارة­ زیر را  با (ص/ غ) مشخّص کنید .
ـ انسان به کمکِ عقلِ خود بسیاری از مجهولات و مسائل را در می­یابد و پاسخ می­دهد . [ش90] ص
16ـ اگر در موضوعی اطّلاعاتِ صحیح ولی ناقص در اختیارِ دستگاهِ تفکّر قرار گیرد نتیجه چه خواهد بود ؟
انسان به نظری کامل و جامع نمی­رسد . 
17ـ ویژگیهایی که سببِ تمایزِ بُنیادینِ انسان با سایرِ موجودات می­شود را به طورِ کامل شرح دهید . [د 88]
یکی از این ویژگیها توانایی تفکّر و تعقّل است . قرآنِ کریم در بیشترِ مواردی که به هدایت اشاره دارد از این قوّه به نامهای تفکّر/ تعقّل/ تدبّر و تفقّه یاد می­کند و رسیدن به حقیقت را به کمک این ابزار ممکن می­داند . ویژگی دیگر قدرتِ اختیار و انتخاب است . اگر می­گوییم حَرَکَتِ انسان اختیاری است بدان معناست که می­تواند هدفِ درست را تشخیص دهد ، آن را برگزیند و به سویش حَرَکَت کند .
18ـ سه مورد از نیازهایِ بنیادینِ انسان را نام ببرید . [د90]
درکِ هدف زندگی ـ درکِ آیندة خویش ـ کشفِ راه درستِ زندگی
19ـ چگونه « کشفِ راه درست زندگی » جامعِ نیازهای بنیادین است ؟
راه درست زندگی آن راهی است که بتواند والاترین هدف را نشان دهد ، از آینده تصویری روشن به دست دهد ،  رضایت و امید به ارمغان آورد ، راه رشد و تعالی را نشان دهد و برنامة زندگی اجتماعی عادلانه و کرامت­بخش را عرضه کند . در واقع نیازهای بنیادین انسان با یکدیگر پیوند دارند و در یک نیاز جامع ـ یعنی شناختِ راه صحیح زندگی ـ به هم می­رسند .
20ـ نیازهای بُنیادین انسان با یکدیگر پیوند دارند و در یک نیازِ جامع یعنی ( کشفِ راه درستِ زندگی یا چگونه زیستن یا شناختِ راهِ صحیحِ زندگی ) به هم می­رسند .
21ـ چرا « احساسِ امنیّت و آرامش در زندگی » یکی از نیازهای بُنیادین انسان است ؟
هریک از ما به دنبالِ آرامش درونی و امیدواری و رضایت از زندگی هستیم از اضطراب و تشویش گریزانیم . می­دانیم که دلهره و ترس و ناامیدی زندگی را تلخ و ناخوشایند می­کند و رضایت از زندگی و امید به آدمی نشاط و شادابی و چالاکی می­بخشد . سرچشمة شادیها احساسِ رضایت و آرامش درونی است .
درس دوم :
1ـ عللِ آمدنِ پیامبرانِ متعدّد را نام ببرید . [خ85 - د86]
1ـ پایین بودنِ سطحِ درکِ انسان‌های اوّلیه
2ـ از بین رفتنِ تعلیماتِ پیامبرِ قبل یا تحریفِ کلّی آن تعلیمات
3ـ استمرار در دعوت و ترویجِ پیوستة‌ آن
2ـ از عللِ آمدنِ پیامبرانِ متعدّد « از بین رفتن یا تحریفِ تعلیماتِ پیامبرِ پیشین » را توضیح دهید . [خ 90- د90]
به علّتِ ابتدایی بودنِ سطحِ فرهنگ و زندگی اجتماعی و عدم توسعة کتابت ، تعلیماتِ انبیاء به تدریج فراموش می­گردید یا به گونه­ای عوض می­شد که دیگر با اصلِ آن شباهتی نداشت . بر این اساس پیامبران بعدی می­آمدند و تعلیماتِ اصیل و تحریف نشده را بارِ دیگر به انسانها ابلاغ می­کردند .
3ـ حدیثِ « نَحنُ مَعاشِرَ الاَنبیاءِ اُمِرنا اَن نُـکَلِّمَ النّاسَ عَلیَ قَدرِ عُقولِهِم » به کدام یک از عللِ آمدنِ پیامبرانِ متعدّد اشاره دارد ؟ [خ89] پایین بودنِ سطحِ درکِ انسانهای اولیه
4ـ مصونیّت از گناه و خطا در پیامبران به چه صورتی است ؟ توضیح دهید . [ش85]
پیامبران با وجودِ مقام و منزلتی که دارند ، انسان‌اند و کارهای خود را با اختیار انجام می‌دهند امّا با بهره‌مندی از الطافِ الهی به چُنان مرتبه‌ای از علم ، ایمان و تقوا رسیده‌اند که هیچ‌گاه به سوی گناه نمی‌روند همچُنین از چُنان بینشِ عمیقی برخوردارند که به خطا و اشتباه گرفتار نمی‌شوند .
5ـ آیا مصونیّت از گناه در پیامبران به دلیلِ یک مانعِ بیرونی است یا با اختیار به سمتِ گناه نمی­روند ؟ توضیح دهید. [خ 87]
پیامبران با وجودِ مَقام و منزلتی که دارند انسان­اند و کارهای خود را با اختیار انجام می­دهند و با بهره­مندی از الطافِ الهی چُنان مرتبه­ای از ایمان و تقوا را دارند که هیچ گاه به سوی گناه نمی­روند . و از چُنان بینش عمیقی برخوردارند که به خطا و اشتباه گرفتار نمی­شوند .
6ـ چرا عصمت در حوزة مسئولیّتهای مربوط به رسالت ضروری است ؟ ( ذکر 2 مورد ) [خ 86]
ـ اگر پیامبری در دریافت و ابلاغِ وحی معصوم نباشد ، دینِ الهی به درستی به مردم نمی‌رسد و امکانِ هدایت از مردم سَلب می‌شود .
ـ اگر پیامبری در مقامِ تعلیم و تبیینِ دین معصوم نباشد . امکانِ انحراف در تعالیمِ الهی پیدا می‌شود و اعتمادِ مردم به دین از دست می‌رود .
ـ اگر پیامبری در هنگامِ اجرای فرمانِ الهی معصوم نباشد ، امکان دارد کارهایی مخالفِ دستورهای الهی انجام دهد و مردم نیز از او سرمشق بگیرند و به گمراهی و انحراف مبتلا شوند .
7ـ وحـی را تعریف کنید . [ش87- ش88- د89]
القای معانی و معارف به قلبِ پیامبر (ص) از سوی خداوند و سخن گفتنِ جبرئیل با اوست .
8ـ عالی­ترین درجة وحی مخصوص چه کسانی است و به چه معناست ؟ [ش86]
عالی‌ترین درجة وحی مخصوص پیامبران است ، به معنی القای معانی و معارف به قلب پیامبر از سوی خداوند و سخن گفتن خداوند و جبرئیل با اوست .  
9ـ از عواملِ جاودانگی شریعتِ پیامبرِ اکرم (ص) « حفظِ قرآن کریم از تحریف » را توضیح دهید . [ش86]
در پرتو عنایتِ الهی و ارادة خداوندی و با اهتمامی که پیامبر اکرم (ص) در جمع‌آوری و حفظ قرآن داشت و نیز در پی رشدِ انسان‌ها و با تلاش و کوشش مسلمانان در دوره‌های مختلف ، این کتاب دچارِ تحریف نشد و هیچ کلمه‌ای بر آن افزوده یا از آن کم نگردید .
10ـ معجزه ( اعجاز) را تعریف کنید . [خ85 - د86]
پیامبران به اذنِ خدا کارهای خارق‌العاده که مخالفان از مقابله با آن عاجز بودند ، انجام می‌دادند این کارها که در حُکمِ نشانه‌های نُبُوّت ایشان بود را معجزه می‌گویند .
11ـ اگر خداوند یک دین برای انسانها فرستاده است ، پس چرا اکنون ادیان الهی مختلفی در جهان وجود دارد ؟ (ذکر یک مثال) [د85 ش90] منشأ اختلاف و چند دینی آن دسته از مبلّغانِ دینی و مذهبی بوده­اند که با آمدنِ پیامبرِ جدید در مقابلِ دعوتِ او ایستاده و او را به عنوانِ پیامبر نپذیرفته­اند .
12ـ منشأ اصلی اختلاف و چند دینی از نظرِ قرآنِ کریم چیست ؟ [خ91]
رهبرانِ دینی که برای حفظِ مقام و موقعیّتِ خود در برابرِ دعوتِ پیامبران ایستادند .                 
13ـ از محورهای اصلی برنامه « دیـنِ واحـد » دو مورد را بنویسید . [ش 87]
ایمان به خدای یگانه و دوری از شرک  ـ ایمان به معاد و سرای آخرت ـ اعتقاد به عادلانه بودنِ نظامِ هستی ـ ایمان به فرستادگانِ الهی و راهنمایانِ دین ـ عبادت و بندگی خداوند با انجام دادنِ فرایض ـ کسبِ مکارمِ اخلاقی ـ دوری از رزایل و زشتیهای اخلاقی ـ برپایی نظام اجتماعی بر اساسِ عدل
14ـ توضیح دهید چرا قرآنِ کریم به « تکمیل » و « تصحیح » نیاز ندارد ؟  [خ 88]
کتابهای آسمانی گذشته مناسبِ زمانِ خویش بودند و به نیازهای آیندگان پاسخ نمی­دادند در نتیجه لازم بود کتابِ دیگری بیایدکه مناسبِ زمانهای بعد باشد . هم چُنین آن کتابها تحریف می­شدند . به همین جهت می­بایست کتابِ دیگری بیاید که دارای اعتبار باشد امّا قرآنِ کریم هم کامل و شامل برنامه­ای برای همة زمانها و هم مصون و محفوظ از تحریف است پس به تکمیل و تصحیح نیاز ندارد .
15ـ ویژگیهای دینِ اسلام که سببِ انطباقِ آن با نیازهای متغیّرِ زمان می­شود را نام ببرید . [خ89- د90]
اوّل : توجّه به نیازهای ثابت در عینِ توجّه به نیازهای متغیّر       دوم : تقدّم روح و معنا به ظاهر و قالب
سوم : وجودِ قوانینِ تنظیم کننده                                       چهارم : اختیاراتِ حاکم و نظام اسلامی
16ـ عواملی که سبب شد شریعتِ پیامبرِ اکرم (ص) جاویدان باشد را فقط نام ببرید . [ش 89 ]
1ـ آمادگی جامعه برای دریافتِ برنامة زندگی
2ـ حفظِ قرآن از تحریف
3ـ وجودِ امام معصوم (ع )پس از پیامبرِ اکرم (ص)      
4ـ پیش­بینی راههای پاسخگویی به نیازهای زمانه
 
17ـ درستی یا نادرستی گزاره­­های زیر را  با ( ص/ غ ) مشخص کنید .
ـ پیامبران از چُنان بینشِ عمیقی برخوردارند که به خطا و اشتباه گرفتار نمی­شوند . [ش90] ص
ـ محتوای اصلی دعوتِ پیامبران یکسان بوده است و همة آنها آورندة یک دین بوده­اند . [خ92] ص
18ـ توضیح دهید چرا تعدّد پیامبران به معنای تعدّد و اختلافِ دین و اصول دعوت آنان نیست ؟
تعدّد پیامبران به معنای تعدّد و اختلاف در دین و اصولِ دعوتِ آنان نیست بلکه از تبلیغ و اجرای یک دین در شرایط و زمانهای متفاوت حکایت می­کند . یعنی ؛ همه در اصولِ دعوتِ خود مشترک بودند امّا در برخی از احکام و دستورهای فرعی تفاوت داشتند . در حقیقت دینِ همة انبیا یکی بوده امّا شریعتِ متفاوتی داشتند .
درس سوم :
1ـ ترجمه کنید : « وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ ... » ( بقره ،23 ) [ش87- د88 (با پیام)- ش90- د90] و اگر در شکّ بودید از آنچه بر بندة خود نازل کردیم پس یک سوره مانندِ آن بیاورید .
پیام : تَحدّی یا مبارزه طلبی
2ـ ترجمه کنید : « فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ ... »( بقره ،24 ) [خ92]
پس اگر انجام ندادید و هرگز انجام نمی­دهید ، پس بترسید از بترسید از آتشی که هیزمش مردمان و سنگها هستند .
3ـ با توجّه به عبارتِ قرآنی « ... وَ لَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافًا کَثِیرًا . » (نساء ،٨٢) دلیلِ الهی بودنِ قرآن چیست ؟ [خ91] انسجام درونی قرآن در عینِ نزولِ تدریجی آن
4ـ تحدّی را تعریف کنید . [ش85  ـ ش86 - د87 -  خ88 - د89 - ش90]
پیامبرِ اسلام (ص) از مخالفان می‌خواهد اگر در الهی بودنِ کتابِ قرآن شکّ دارند ، یک سوره مانندِ آن بیاورند این دعوت به مبارزه را تحدّی می‌گویند .
5ـ اعجازِ پیامبرِ اسلام اگر به زمانِ خودش اختصاص داشت ، چه مشکلی پیش می­آمد ؟ [د 85]
از آنجا که پیامبرِ اکرم (ص) آخرین پیامبر و تعلیماتِ ایشان برای همة زمان‌ها و دورانِ بعد از اوست ، سندِ نُبُوّت و حقّانیّتِ او نیز به گونه‌ای است که در همة زمان‌ها و دوران‌ها حاضر است و اگر معجزة پیامبرِ اکرم (ص) از نوعِ کتاب و علم و فرهنگ نبود نمی‌توانست شاهدی حاضر بر نُبُوّت ایشان باشد .
6ـ توضیح دهید چگونه قرآن کریم « در عینِ نزولِ تدریجی ، انسجامِ درونی » دارد ؟ [خ86]
با اینکه 6236 آیه قرآن کریم در طول 23 سال نازل شده و دربارة موضوعاتِ متنوّعی مانندِ توحید ، معاد ، انسان ، نظامِ خلقت ، سرگذشتِ پیامبران ، نظام اجتماعی ، اخلاق و احکام سخن گفته است . با وجود این ، نه تنها میانِ آیاتِ آن تعارض و ناسازگاری نیست ، بلکه دقیق‌تر از اعضای یک بدن یا اجزای یک درخت هماهنگ و مؤیّد یکدیگرند .
7ـ جنبه­های اعجازِ قرآنِ کریم را نام ببرید . [ش86- د87]
نشانه‌های لفظی و ظاهری ـ نشانه‌های محتوایی و معنایی
8ـ « تازگی و شادابی دائمی » از ویژگیهای محتوایی و معنایی قرآن را توضیح دهید . [د86]
معمولاً افکار و اندیشه­ها به ترویج کهنه می­شوند و با پیشرفت فرهنگ و دانش بشری همه یا قسمتی از آنها جای خود را به اندیشه­های جدید می­دهند . امّا قرآنِ کریم نه تنها با پیشرفت زمانه کُهنه نمی­شود بلکه افقهای جدیدی از حکمت و معرفت را به روی جویندگان می­گشاید این کتاب ، کتابِ دیروز و امروز و فرداهای انسانهاست .
9ـ چرا قرآنِ کریم کتابِ دیروز ، امروز و فرداهای انسانهاست ؟ [ش88]
معمولاً افکار و اندیشه­ها به تدریج کهنه می­شوند و با پیشرفتِ فرهنگ و دانشِ بشری همه یا قسمتی از آنها جای خود را به اندیشه­های جدید می­دهند امّا می­بینیم قرآنِ کریم نه تنها با پیشرفتِ زمانه کُهنه نمی­شود بلکه اُفُق­های جدید از حکمت و معرفت را به روی جویندگان می­گُشاید . این کتاب ، کتابِ دیروز ، امروز و فرداهای انسانهاست . هر چه زمان بگذرد و انسانها به درجاتِ عالی­تری از فرهنگ و دانش برسند درخشندگی و شادابی قرآن بیشتر نمایان خواهد شد .
10ـ توضیح دهید آیا قرآن که پانزده قرن پیش نازل شده می­تواند پاسخگوی نیازهای بشرِ امروزی باشد ؟ [خ 87]
قرآنِ کریم با وجود اینکه حدودِ پانزده قرن پیش و در جامعه­ای به دور از فرهنگ و دانش نازل شده در مورد همة مسائل مهمّ و حیاتی که انسان در هدایت بدان نیاز دارد ، سخن گفته و چیزی را فروگذار نکرده است . این کتاب فقط از امورِ معنوی و آخِرت و رابطة انسان با خدا سخن نمی­گوید بلکه از زندگی مادّی ودنیوی انسان ، مسئولیّتهای سیاسی و اجتماعی او ، رابطة وی با انسانهای دیگر سخن می­گوید و برنامه­ای جامع و همه جانبه را در اختیارش قرار می­دهد .
11ـ از ویژگیهای محتوایی و معنایی قرآنِ کریم « جامعیّت و همه­جانبه بودن » را شرح دهید . [ش89 ]
قرآنِ کریم با وجود اینکه حدودِ پانزده قرنِ پیش در جامعه­ای به دور از فرهنگ و دانش نازل شده در موردِ همة  مسائل مهمّ و حیاتی که انسان در هدایت بدان نیاز دارد سخن گفته و چیزی را فروگذار نکرده است . این کتاب فقط از امورِ معنوی یا آخِرت و رابطة انسان با خدا سخن نمی­گوید بلکه از زندگی مادّی و دنیوی انسان ، مسئولیّتهای سیاسی و اجتماعی او و نیز رابطة وی با انسانهای دیگر سخن می­گوید و برنامه­ای جامع و همه جانبه را در اختیارش قرار می­دهد .
12ـ « موزون بودن در کلمات و رسایی در تعبیرات » مربوط به کدام یک از جنبه­های اعجازِ قرآنِ کریم است ؟ [خ88-خ91]  نشانه­های لفظی و ظاهری
13ـ کامل کنید : [خ89]
ـ نفوذِ خارق­العادّة قرآنِ کریم در افکار و نفوس از نشانه­های ( لفظی و ظاهری ) اعجازِ این کتاب آسمانی است .
14ـ ویژگی مهمّ قرآن کریم را بنویسید . [خ90]
1ـ دلیل و سندِ نُبُوّت پیامبر اکرم (ص) است .        2ـ جاودانه و همیشگی است .
15ـ چرا خداوند معجزة پیامبرِ اسلام (ص) را از نوعِ کتاب قرار داده است ؟ [د90]
چون پیامبرِ اکرم (ص) آخِرین پیامبر و تعلیماتِ ایشان برای همة زمانهای بعد از اوست ، سندِ نُبُوَّت و حقّانیّت او نیز به گونه­ای است که در همة زمانها حضور دارد و هم اکنون نیز مخالفان را به آوردنِ سوره­ای مانندِ سوره­های خود دعوت می­کند . اگر معجزة پیامبرِ اکرم (ص) از نوعِ کتاب و علم و فرهنگ نبود ، نمی­توانست شاهدی حاضر و دائمی بر نُبُوَّت ایشان باشد .
درس چهارم :
1ـ ترجمه کنید : « لَقَد مَنَّ اللهُ عَلَی المؤمِنینَ اِذ بَعَثَ فیهِم رَسولاً مِن اَنفُسِهِم » ( آل عمران ، 164) [خ 88]
به یقین خداوند بر مؤمنان منّت گذاشت آنگاه که در میانِ آنان فرستاده­ای از خودشان برانگیخت .
2ـ ترجمه کنید : « ... و لَن یَجْعلَ اللّهُ لِلْکافرینَ علی المؤمنینَ سَبیلاً . » ، ( نساء ، 4 / 141 )
و هرگز خداوند قرار نمی‌دهد ، برای کافران راهی ( راه تسلّط ) بر مؤمنان .
3ـ قلمروهای رسالت پیامبر (ص) را نام برده ، بنویسید آیه « ... یَتلو عَلَیهِم آیاتِهِ و یُزَکِّیهِم و یُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ و الحِکمَةَ ... » به کدام یک از آنها اشاره دارد ؟ [ش85]
1ـ دریافت و ابلاغِ وحی
2ـ مرجعیّتِ علمی
3ـ ولایت و رهبری جامعه
4ـ ولایتِ معنوی
و آیه اشاره به « مرجعیّتِ علمی » دارد .
4ـ قلمروهای رسالتِ پیامبر (ص) را نام ببرید . [د 85- ش87- ش90]
1ـ دریافتِ وحی و رساندنِ آن به مردم
2ـ تعلیم و تبیینِ تعالیمِ دین(مرجعیّت علمی)
3ـ ولایت و سرپرستی جامعه برای اجرای قوانینِ الهی(ولایتِ ظاهری)
4 ـ ولایتِ معنوی 
 
5ـ از قلمرو‌های رسالتِ پیامبرِ اکرم (ص) تعلیم و تبیینِ تعالیمِ دین را توضیح دهید .
پیامبرِ اکرم (ص) ، تنها رسانندة‌ وحی نبود بلکه وظیفة تفسیر و تبیینِ قرآنِ کریم را نیز بر عهده داشت تا مردم بتوانند به معارفِ بلندِ این کتابِ آسْمانی دست یابند و جزئیاتِ احکام و قوانین را بفهمند و شیوة عمل کردن به آن را بیاموزند از این رو ، گفتار و رفتارِ پیامبر (ص) اوّلین و معتبرترین مرجعِ علمی برای فهمِ عمیقِ آیاتِ الهی است پس ایشان اوّلین و بزرگ‌ترین معلّم قرآن بوده است .
6ـ « ولایتِ ظاهری » از قلمروهای رسالتِ پیامبرِ اکرم (ص) را توضیح دهید . [خ89]
منظور از ولایتِ ظاهری ولایت بر جامعه و پیاده کردنِ قوانینِ اسلام و اجرای قوانین و احکام الهی در جامعه بود . به همین جهت به محضِ اینکه مردمِ مدینه ، اسلام را پذیرفتند و ایشان به مدینه هجرت کرده ، به کمک مردم آن شهر و مهاجرانی که از مکّه آمده بودند حکومتی را که بر مبنای قوانینِ اسلام اداره می­شد پی­ریزی نمود .
7ـ درستی یا نادرستی گزاره­های زیر را  با ( ص/ غ ) مشخّص کنید .
ـ ولایت و سرپرستی جامعه برای اجرای قوانینِ الهی را ولایتِ معنوی می­گویند . [د89]  غ
ـ گفتار و رفتارِ پیامبر (ص) اوّلین و معتبرترین مرجعِ علمی برای فهمِ عمیقِ آیاتِ الهی است . [خ90] ص
8ـ کامل کنید : 
ـ در اسلام ، کسانی را که فرمان و قانونشان نشأت گرفته از قرآن نیست (طاغوت) می­نامند . [ش88]
ـ مراجعة به « طاغوت » و انجام دادنِ دستورهای وی بر مسلمانان ( حرام ) است . [خ90]
ـ برترین و بالاترین قلمرو رسالتِ پیامبرِ اکرم (ص) ( ولایتِ معنوی ) می­باشد .
ـ اوّلین و معتبرترین مرجعِ علمی برای فهمِ عمیقِ آیاتِ الهی ( گفتار ) و ( رفتار ) پیامبر است . [خ91]
9ـ طاغوت را تعریف کنید . [خ 85- خ86- د 86- ش87- د 88- ش89 - د90-خ92]
کسانی که به مردم فرمان می‌دهند و قانون‌گذاری می‌کنند ، در حالی که خداوند آنها را تعیین نکرده و فرمان و قانونشان نشأت گرفته از قرآن ، یعنی برخاسته از فرمانِ الهی نیست طاغوت نامیده می‌شوند .
10ـ دو دلیل از دلایلِ نیازمندی جامعة اسلامی به ولایت و حکومتِ اسلامی را نام ببرید . [ش90]
1ـ جامعیّت دینِ اسلام                                2ـ ضرورت اجرای احکام اسلامی مانندِ عدالت اجتماعی
3ـ ضرورتِ پذیرشِ ولایتِ الهی و دوری از حکومتِ طاغوت
11ـ‌ بالاترین و برترین مقامِ پیامبرِ خدا (ص) چیست و میزانِ درکِ افراد از این مقام به چه چیزی بستگی دارد ؟
ولایتِ معنوی بالاترین و برترین مقامِ پیامبر(ص) است . که ابعادِ آن بر افرادِ معمولی آشکار نیست مؤمنان به میزانی که چشمِ باطنشان باز شود و پرده‌هایی از عالَمِ غیب کنار رود مرتبه‌ای از این ولایت را درک می‌کنند .
درس پنجم :
1ـ ترجمه و پیامِ آیه : « یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ... » ( مائده ، 67 ) [خ85-د87- ش89- د90]
ای پیامبر آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ کن و اگر انجام ندهی پس رسالتِ او را به انجام نرسانده‌ای .
پیامِ آیه : تعیینِ حضرتِ علی(ع) به عنوانِ جانشینِ خود ( اشاره به محتوای حدیثِ غدیر )
2ـ ترجمه و پیامِ آیه : « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الأمْرِ مِنْکُمْ ... » ( نساء ، 59) [د85]
ای کسانی که ایمان آورده‌اید ، خدا را اطاعت کنید و اطاعت کنید پیامبر را و صاحبان امر که از شمایند .
پیامِ آیه : هر مسلمانی ، در هر عصر و زمانی که زندگی می‌کند ، باید در کارهای خود فرمانبردارِ خداوند ، پیامبر اکرم (ص) و ولیّ امر باشد .
3ـ یک پیام آیه : « اِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیتِ و یُطَهِرَکُم تَطهیراً » ( احزاب 34 ) را بنویسید.[خ86- ش87- د88]
این واقعه عصمتِ حضرتِ علی (ع) ، حضرتِ فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم السّلام را اعلام می­کند یا ...
4ـ حدیثِ « مَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلیٌ مَولاهُ » دربارة چه واقعه­ای است ؟ [ش86]
دربارة واقعة بزرگ غدیر و ولایتِ حضرت علی (ع)
5ـ حدیثِ « مَنْ کُنْتُ مَولاهُ ... » را تکمیل کرده و بنویسید دربارة چه واقعه‌ای است؟
فَهذا عَلیٌّ مَوْلاهُ  ـ دربارة واقعة بزرگِ غدیر و ولایتِ حضرتِ علی (ع)
هرکس که من ولیّ و سرپرستِ اویم ، علی نیز ولیّ و سرپرستِ اوست .
6ـ دو مورد از نکاتی را که پیامبرِ اکرم (ص) در ارتباط با قرآن و اهل بیت (ع) در حدیثِ « ثقلین » بیان فرمودند ، بنویسید. [ش85]
1ـ قرآن و اهلِ بیت دو چیزِ گرانبهاست که پیامبر(ص) در میانِ امّت به جا گذاردند .
2ـ قرآن و اهل بیت همواره با هم‌اند و از هم جدا نمی‌شوند .
3ـ چون قرآن همیشگی است وجودِ معصوم نیز در کنارِ آن همیشگی خواهد بود .
4ـ هر کسی به آن دو تمسّک جوید هرگز گمراه نمی‌شود . ( دو مورد کافی است . )
7ـ بر اساسِ حدیثِ ثقلین دو چیز گرانبها که پیامبر (ص) پس از رحلتِ خود برای مردم به جا گذاشتند چه بود و دربارة آنها چه سفارش فرمود ؟ [د86] کتابِ خدا و عترت
و سفارش فرمود : تا وقتی که به این دو تمسّک جویید هرگزگمراه نمی­شوید و این دو هرگز از هم جدا نمی­شوند .
8ـ پیامِ حدیث : « مَن ماتَ وَ لَم یَعرِف اِمامَ زَمانِهِ ماتَ میتَةً جاهِلیَّةً » را بنویسید . [خ 87- ش88]
هرکس بمیرد و امامِ زمانِ خود را نشناخته باشد به مرگِ جاهلی مُرده است .
9ـ نامِ آیۀ : « إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَ هُمْ رَاکِعُونَ . » را بنویسید . (مائده ، 55 ) ( بیانِ مصداق آیه ) [خ 88- د89 ]
آیة ولایت ـ و مصداقِ آیه علی (ع) می­باشد .
10ـ چرا نیاز به امام پس از پیامبر نه تنها از بین نمی­رود ، بلکه بیشتر هم می­شود ؟ [خ90 ]
زیرا با گذشتِ زمان و گسترشِ سرزمینِ اسلامی فرقه­ها و اندیشه­های مختلف مسائل جدید و طرزِ فکرهای گوناگون به وجود می­آید ، همچُنین روابطِ اجتماعی به مرحلة پیچیده­تری وارد می­شود و به احکامِ جدیدی نیاز پیدا می­کند که بدونِ وجودِ یک مفسّرِ معتبرِ وحی پاسخگویی صحیح به این نیازها ممکن نیست .
11ـ آیة زیر را تکمیل نموده و یک پیام از آن استخراج کنید . [خ92 ]
ـ « إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ ... وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا . » ، ( احزاب ، 33 / ٣٣ ) 
« ... لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ ... » این واقعه ، عصمتِ حضرتِ علی ، حضرتِ فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم‌السّلام را اعلام می‌کند . ( یا هر پیام مرتبطِ دیگر )
12ـ درستی یا نادرستی گزارة زیر را  با ( ص/ غ ) مشخص کنید . [د90]
ـ تعیینِ جانشینِ رسول خدا با هدایت و راهنمایی خدا بوده و خدا ائمّة اطهار (ع) را به این مقام برگزیده است. ص
درس ششم :
1ـ از سخنِ پیامبرِ اسلام (ص) : « من شهر علمم و علی درِ آن است ، هر کس می­خواهد به این علم برسد ، باید از درِ آن وارد شود . » چه نکاتی به دست می­آید ؟ ( ذکر دو مورد) [د90]
ـ حضرتِ علی (ع) پس از رسولِ خدا از همه داناتر است .
ـ حضرتِ علی (ع) در علمِ خود معصوم است و گرنه رسولِ خدا (ص) نمی­فرمود که ؛ همه باید به ایشان مراجعه کنند .
ـ بر مردم واجب است که از دانشِ حضرتِ علی (ع) بهره ببرند و مطابقِ نظرِ ایشان عمل کنند زیرا ایشان راهِ رسیدن به علمِ پیامبر است و بهره­مندی از علمِ پیامبر هم بر همه واجب است .
2ـ « شیعه » در لغت به چه معنا می­باشد ؟ ( ذکرِ دو معنا ) [خ 92]  به معنای پیرو ، یار و طرفدار
3ـ کدام باورهای مشترک زمینه­سازِ وحدت بینِ مسلمانان است ؟ [خ 91]
اعتقاد به خدا ، پیامبرِ اکرم (ص) ، قرآن ، قیامت
4ـ مَقام و منزلتِ حضرتِ علی (ع) در نزدِ خدا و پیامبر به سببِ ( ایمانِ بی­نظیر ) و ( عملِ بی­مانندِ ) ایشان است . [خ 92]
درس هفتم :
1ـ دو مورد از مسایلی که پس از رحلتِ پیامبر(ص) موجبِ تحریف در معارفِ اسلامی و جعلِ احادیثِ ایشان شد را بنویسید . [خ85]
1ـ تفسیر و تبیینِ آیاتِ قرآن و معارفِ اسلامی توسّط برخی عالمانِ وابسته به قدرت و گروهی از علمای اهلِ کتاب مطابق با افکارِ خود یا موافق با منافعِ قدرتمندان
2ـ قدرت دادن به اندیشه‌های انحرافی توسّطِ حاکمانِ ظالم بنی‌امیّه و بنی‌عبّاس
3ـ جعلِ احادیث از سوی دنیا دوستان برای نزدیکی به حاکمان
4ـ نقلِ داستان‌های خُرافی دربارة پیامبران توسّط برخی از علما در مساجد (2 مورد کافی است . )
2ـ تفاوت اساسی حکومت بنی­امیّه و بنی­عبّاس با رهبری رسول خدا (ص) در چه چیزهایی بود ؟ ( ذکر دو مورد ) [ش85- ش90]
1ـ حکومتِ پیامبرِ خدا (ص) بر پایة برابری و مساوات بود و ملاک کرامتِ تقوا بود .
2ـ پیامبر (ص) مردم را به مبارزه و ستم فرا می‌خواند . ( دو مورد کافی است . )
3ـ آنان که نزدِ اشرافِ مکّه و مدینه منزلتِ بالایی نداشتند و بی‌ارزش تلّقی می‌شدند نزدِ پیامبر (ص) صاحبِ منزلت شدند .
امّا در حکومتِ  بنی­امیّه و بنی­عبّاس شخصیّتهای باتقوی و جهادگر منزوی شدند و طالبانِ قدرت و ثروت قُرب و منزلت یافتند و دشمنانِ اسلام با تزویر و نیرنگ خود را در جبهة دوستان قرار دادند و به تدریج شیوة حکومتی قیصران روم و کسرایان ایران را در پیش گرفتند .
3ـ دو مورد از اشکالاتِ اساسی که به سببِ ممنوعیّتِ نوشتنِ احادیثِ پیامبر اکرم (ص) ( نگهداری حدیث از طریق حافظه ) به وجود آمد را بنویسید . [د 85 - ش 86 - ش 87 - ش 89 - ش90-خ92]
  الف ـ احتمالِ خطا افزایش یافت و در نتیجه کلمات جا به جا و برخی عبارت‌ها و گاه خودِ احادیث فراموش می‌شدند .
ب ـ شرایطِ مناسب برای جاعلانِ حدیث فراهم می‌آمد که براساسِ اغراضِ شخصی به جعل یا تحریفِ حدیث بپردازند یا از ذکرِ برخی احادیث خودداری کنند .
ج ـ نوشته نشدنِ حدیث سبب می‌شد که مدرک و منبعی که از طریقِ آن بتوان احادیثِ درست را از نادرست تشخیص داد ، در دست نباشد .
د ـ مهمّ‌تر از همه اینکه مردم و محقّقان از یک منبعِ مهمّ هدایت بی‌بهره می‌ماندند و به ناچار ، سلیقة‌ شخصی را در احکامِ دینی دخالت می‌دادند . ( ذکرِ دو مورد به دلخواه )
4ـ چگونه پس از رحلتِ رسول خدا (ص) ظهورِ شخصیّتها و الگوهای غیرقابلِ اعتماد افزایش یافت؟ [خ87]
هر چه از زمانِ پیامبر فاصله بیشتر می­شد شخصیّتهای اصیلِ اسلامی به خصوص اهل بیتِ پیامبر (ص) به انزوا کشیده می­شدند  و افرادی که در اندیشه و تفکّر یا در عمل و اخلاق یا در هر دو از معیارهای اسلامی به دور بودند در جامعه جایگاهی برجسته پیدا می­کردند . این گونه شخصیّتها در دستگاهِ حکومتِ بنی­امیّه و بنی­عبّاس صاحبِ موقعیّت می­شدند و به شُهرت می­رسیدند .
5ـ دو مورد از مسائل و مشکلات سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی پس از رحلتِ پیامبر (ص) را بنویسید.(4 مورد ) [د 87- ش88- خ90]
 از مسائل و مشکلاتِ سیاسی واجنماعی و فرهنگی عصرِ ائمّه (ع) چهار مورد را بنویسید .
ممنوعیّت از نوشتنِ احادیثِ پیامبر(ص) ـ پیدایشِ مسائلِ جدید با گسترشِ دنیای اسلام ـ تحریف در اندیشه­های اسلامی و جعلِ احادیث ـ ظهورِ شخصیّتها و الگوهای غیرِقابلِ اعتماد ـ تبدیلِ حکومتِ عدلِ نبوی به سلطنت قیصری و کسرایی .
6ـ کدام یک از مشکلاتِ سیاسی ـ اجتماعی باعث شد که با فاصله گرفتن از زمانِ پیامبر اکرم (ص) شخصیّتهای اصیل اسلامی به انزوا کشیده شوند ؟ توضیح دهید . [د 88]
ظهورِ شخصیّتها و الگوهای غیرِ قابلِ اعتماد ـ عمومِ مردم در افکار و اعتقادات و رفتار و عمل دنباله­رو شخصیّتهای برجستة جامعة خود هستند و آنها را اُسوه قرار می­دهند ، اگر این الگوها صاحبِ کمالات و ارزشهای الهی باشند مردم نیز به نسبتِ همّت و استعداد از این کمالات و ارزشها بهره­مند می­شوند و اگر آنها به سوی زشتیها و بدیها بروند بیشترِ مردم نیز از آنها دنباله­روی خواهند کرد .
7ـ چرا ممنوعیّتِ نوشتنِ احادیثِ پیامبر (ص) پیروانِ ائمّه (ع) را از منبعِ مهمِّ هدایت بی­بهره نکرد ؟ [د90]
چون احادیثِ پیامبر نزدِ ائمّه حفظ شده بود و پیروانِ ائمّه این احادیث را از طریقِ این بزرگواران که خود انسانهایی معصوم و به دور از خطا بودند و سخنانشان مانندِ سخنانِ رسولِ خدا معتبر و موثّق بود به دست می­آوردند .   
درس هشتم :
1ـ ترجمه کنید : « ... قُلْ لا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى ... » (شوری ، 23) [د86- خ87] ( فقط پیام آیه)
ترجمه : بگو ازشما برای آن پاداشی نمی­خواهم مگر دوستی با خویشان .
پیام آیه : پیامبر از پیروانش هیچ پاداشی جز دوستی با خاندانش نمی­خواهد .
2ـ تقیّه را تعریف کنید . [خ85- د85 - د87- د88-خ91]    
ـ « تقیّه » از زمانِ کدام معصوم (ع) اجرا شد ؟ و به چه معناست ؟
ائمّه بزرگوارِ ما از زمانِ امامِ سجّاد (ع) تقیّه می­کردند . یعنی ؛ می‌کوشیدند آن بخش از اقدامات و مبارزاتِ خود را که دشمن به آن حسّاسیّت داشت ، مخفی نگه دارند به گونه‌ای که در عینِ ضربه زدن به دشمن ، کمتر ضربه بخورند . این اصل را تقیّه می‌گویند .
3ـ امامانِ بزرگوار ما « در مجاهده برای حکومتِ عدل » از چه اصولی تبعیّت می­کردند ؟ ( نام ببرید . ) [ش85]
1ـ عدمِ تأییدِ حاکمان
2ـ معرّفی خود به عنوانِ امام بر حقّ
3ـ آگاهی­بخشی به مردم
4ـ انتخابِ شیوه‌های درستِ مبارزه 
 
4ـ امامان (ع) از دو جهت با حاکمان زمان خود مبارزه می­کردند ، آن دو جهت چیست ؟ توضیح دهید . [خ86]
یا ؛ ائمّة اطهار (ع) در راستای ولایتِ ظاهری از چه جهاتی با حاکمانِ زمان خود مبارزه می­کردند ؟ توضیح دهید . [د90]
اوّل ؛ از آن جهت که رهبری و ادارة جامعه از جانبِ خداوند به آنان سپرده شده بود و لازم بود که برای انجام دادنِ این وظیفه به پا خیزند و در صورتِ وجودِ شرایط و امکانات ، حُکّام غاصب را برکنار کنند .
دوم ؛ از آن جهت که سکوت در مقابلِ ظلم و زیرِ پا گذاشتنِ قوانینِ اسلام را گناه می‌دانستند و معتقد بودند که اگر حاکمی ، حقوقِ مردم را زیر پا گذارد و به احکامِ اسلامی عمل نکند ، براساسِ حُکمِ امرِ به معروف و نهی از منکر ، باید با او مقابله و مبارزه کرد .
5ـ چرا ائمّة معصومین (ع) در مجاهده از اصلِ « آگاهی بخشی به مردم » تبعیّت می­کردند ؟ [ش 86- د87- د 90]
ائمّه علیهم السّلام معتقد بودند که عامل اصلی حکومتِ جباران و ستمگران ، ناآگاهی مرم است ؛ به همین جهت ، در مبارزة خود علیه حاکمان ، بر آگاهی مردم تکیه می‌کردند و به شیوه‌های مختلف برای آگاهی بخشی به مردم می‌کوشیدند .
6ـ درستی یا نادرستی گزاره­ زیر را  با ( ص/ غ ) مشخّص کنید .
ـ ائمّة اطهار راهِ رهایی مسلمانان از دستِ حاکمانِ طاغوتی و مشکلاتِ اجتماعی را آگاهی آنها می­دانستند . [خ91] ص
7ـ نام دو کتابِ حدیث که در آن سخنانِ رسولِ خدا (ص) و ائمّة اطهار (ع) گِرد آمده است را بنویسید . [خ87]
کافی ، من لایحضره الفقیه ، تهذیب ، استبصار  
8ـ گِردآورندگانِ کتابهای حدیثی مقابل را بنویسید . الف) کافی :   ب) الاستبصار :   [خ90]
الف) کافی : مرحوم کلینی   ب) الاستبصار : مرحوم شیخ طوسی
9ـ اقداماتِ مربوط به مرجعیّتِ علمی امامان (ع) را نام ببرید .  [خ 88- ش90-خ92]
تعلیم و تفسیرِ قرآن
اقدام برای حفظِ سخنان و سیرة پیامبر (ص)
پاسخ به مسائلِ جدید و نیازهای نو
تربیتِ شخصیّتهای اسلامی
 
10ـ از مسئولیّتهای مقامِ امامت « ولایتِ معنوی امامان (ع) » را شرح دهید .  [خ 89]
ـ از مسئولیّتهای مقامِ امامت « راهنمایی و یاری مردم با ولایتِ معنوی » را شرح دهید .
پس از رسولِ خدا (ص) ائمّه اطهارِ علیهم السّلام واسطة خیر و بَرَکَت و رحمت در جهانِ هستی هستند ، و علاوه بر راهنماییها و یاریهای ظاهری به اِذنِ خداوند از طریقِ معنوی و غیبی نیز به نیازهای مؤمنان پاسخ می­دهند و آنان را به مقصود می­رسانند .
11ـ هریک از عبارات سَمت راست با کدام یک از عبارات سَمت چپ (مسئولیّتهای مقام امامت ) ارتباط دارند ؟ [ش89]
1- اقدام برای حفظ سخنان و سیرة پیامبر (ص) +
الف) اقدامات مربوط به مرجعیّت دینی +
2- پاسخ به نیازهای مؤمنان از طریق معنوی و غیبی ++
ب ) مجاهده در راستای ولایتِ ظاهری +++
3- تربیت شخصیّتهای اسلامی +   
ج ) ولایت معنوی امامان (ع) ++
4- آگاهی بخشی به مردم +++
 
درس نهم :
1ـ بر اساسِ آیۀ : « ... إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ ... » ( رعد ، 11 ) زمینه­سازِ هلاکت و بدبختی یا عزّت و سربلندی یک جامعه چه کسانی هستند ؟ [خ91]  خودِ انسانها ، خودِ افرادِ جامعه
2ـ بر اساس آیۀ : « ... إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ ... » ( رعد ، 11 ) علّتِ غیبتِ امامِ عصر (عج) چیست ؟ [خ86- د90 (ترجمه)]
اگر اکثریّتِ یک ملّت خواستارِ عدالت نباشند و با ظلم مبارزه نکنند همة آنها گرفتارِ حاکمانِ ظالم و ستمگر خواهند شد و از زندگی در جامعه‌ای با قوانینِ عادلانه ، بی­نصیب خواهند ماند به همین جهت قرآنِ کریم می‌فرماید که : تا گروهها ، اقوام و ملّت‌ها تغییر نکنند خداوند نیز اوضاع و شرایطِ زندگی آنان را تغییر نخواهد داد . بنابراین علّت غیبتِ امام عصر (عج) عدمِ آمادگی روح­ِ جمعی جامعه می‌باشد .
3ـ غیبتِ امام زمان (عج) در مقابلِ « ظهور » است یا « حضور » ؟ توضیح دهید . [ش85]
غیبت در مقابلِ ظهور است نه حضور . امام را غایب نامیده‌اند زیرا ایشان از نظرها غایب است نه اینکه در جامعه حضور ندارند . ایشان چون خورشیدِ عالَم‌تاب انوارِ هدایت و رهبری خود را به خصوص بر شیعیان می‌تاباند به عبارتِ دیگر این انسان‌ها هستند که امام را نمی‌بینند ، نه اینکه ایشان در بینِ مردم حضور نداشته باشند .
4ـ چرا غیبتِ امامِ عصر (عج) به « خورشیدِ پُشتِ ابر » تشبیه شده است ؟ [ش86]
ـ چرا حضرتِ مهدی (عج) را « غائب » نامیده­اند ؟ منظور از این « غیبت » را توضیح دهید . [خ92]
زیرا ایشان از نظرها غائبند نه اینکه در جامعه حضور ندارند ایشان چون خورشید عالَمتاب انوارِ هدایت و رهبری خود را به خصوص بر شیعیان می‌تاباند به عبارتِ دیگر این انسان‌ها هستند که امام را نمی‌بینند نه اینکه ایشان در بینِ مردم حضور نداشته باشند .
5ـ امامِ عصر (عج) رهبری خود را در عصرِ غیبت به چه چیز تشبیه کرده­اند ؟ [ش87- ش89 ]
امام عصر (عج) می­فرماید : بهره بُردن از من در عصرِ غیبتم مانند بهره بردن از آفتاب است هنگامی که پُشتِ ابرها باشد . ( به خورشیدِ پشتِ ابر )
6ـ علّتِ غیبتِ امامِ عصر (عج) چیست ؟ توضیح دهید . [د85]
به سببِ قدرناشناسی و ناسپاسی و در خطر بودنِ جان آن حضرت ، خداوند آخرین ذخیره و حجّتِ خود را از نظرها پنهان کرد . خداوند نعمتِ هدایت را با وجودِ انبیا و اولیای خود کامل کرد و راهِ رسیدن به رستگاری را به انسان‌ها نشان داده است علاوه بر این انبیا و امامان نه تنها راهِ سعادت را به مردم معرّفی کردند بلکه در راهِ نجات مردم کوشیدند . امّا ناسپاسی این مردم و قدرناشناسی آنان موجب شهادت یازده تن از ائمّه شد از سوی دیگر حاکمانِ بنی‌عبّاس نیز در صدد بودند که مهدی موعود (عج) را به محضِ تولّد از بین ببرند .
7ـ علّتِ غیبتِ امام عصر (عج) و تداوم آن را بنویسید . [خ88]
 به سببِ قدرناشناسی و ناسپاسی و در خطر بودنِ آن حضرت ، خداوند آخرین ذخیره و حجّت خود را از نظرها پنهان کرد تا امامت در شکلی جدید و از پس پرده غیبت ادامه یابد . تداومِ این غیبت نیز بر اثرِ باقی ماندن همان عوامل و عدمِ آمادگی مردم برای ظهور است .
8ـ آیا می­توان « زمانِ ظهور » امامِ عصر (عج) را تعیین کرد ؟ مختصراً توضیح دهید . [ش 86- ش87]
خیر ، تعیینِ زمانِ ظهور در اختیارِ خداست و از این امور جز خداوند کس دیگری آگاهی ندارد بنابراین کسانی که زمانِ ظهور را تعیین می‌کنند ، دروغگویند .
9ـ غیبتِ امامِ زمان تا چه زمانی ادامه دارد ؟ [خ91]
تا وقتی جامعة انسانی شایستگی درکِ ‌ظهور و بهره­مندی کامل از وجودِ آن حضرت را پیدا کند .
10ـ چرا تعیینِ زمانِ ظهورِ امامِ عصر (عج) تنها در اختیارِ خداوند است ؟ توضیح دهید . [ش89- د90]
 زیرا آنچه برای ظهور لازم است ، احساسِ جهانی برای امدادِ الهی و کمکِ غیبی ، ناامیدی از همة مکاتبِ غیرِالهی وآمادگی لازم پیروان و یارانِ امام برای همکاری با ایشان است و از این امور جز خداوند کسِ دیگری آگاهی ندارد.
11ـ غیبتِ صُغری را تعریف کنید . [د 86- خ87- ش88- ش90- د90]
مرحله اوّل امامت حضرتِ ولی عصر (عج) که از سال 260 پس از شهادت امام حسن عسکری (عج) آغاز شده و تا سالِ329 طول کشیده است غیبت صغری نامیده می­شود .
یا دوره­ای که امام عصر (عج ) از طریقِ نائبان چهارگانه با شیعیان ارتباط داشتند .
12ـ بخشِ اصلی رهبری امامِ عصر (عج) مربوط به کدام قلمرو است و چگونه انجام می­شود ؟ [خ87- خ88] 
بخش اصلی رهبری امام مربوط به قلمرو ولایت معنوی است . ایشان که به اذنِ خداوند از اَعمال انسانها آگاه است به صورتهای مختلف افرادِ مستعدّ به ویژه شیعیان و محبّان خویش را از امدادهای معنوی در جهتِ رشد و تعالی روحی برخوردار می­سازد .
13ـ تغییر و تحوّل در جامعه­ای که گرفتار بی­عدالتی می­باشد ، چگونه امکان­پذیر است ؟ [د88]
در جامعه­ای که گرفتار بی­عدالتی است تصمیمِ یک فرد یا گروهی محدود برای برقراری عدالت اگر از همراهی اکثریت برخوردار نباشد به نتیجه نمی­رسد . برقراری عدالت به تحوّل درونی همه یا بیشتر افراد نیاز دارد یعنی ؛ روحِ جمعی باید آماده و پذیرای آن شود . بنابر این اگر اکثریت خواستارِ عدالت نباشند و با ظلم مبارزه نکنند همة آنها گرفتارِ حاکمانِ ظالم و ستمگر خواهند شد و از زندگی در جامعه­ای با قوانینِ عادلانه بی­نصیب خواهند ماند .
14ـ امام حسن عسکری (ع) در ارتباط با فرزندش حضرت مهدی (عج) چه اقداماتی انجام داد ؟ [خ89]
امام حسن عسگری (ع) در ارتباط با فرزندش دو وظیفه را عهده­دار بود . یکی حفظِ فرزندش از گَزند خلفای عبّاسی و دیگر اثباتِ وجودِ ایشان و اعلامِ امامتش به عنوانِ امامِ دوازدهم .
15ـ نائبانِ چهارگانه در دورة غیبتِ صُغری چه مسئولیّتی بر عهده داشتند ؟ [ش89 ]
این افراد رابطِ میانِ مردم و امام عصر (عج) بودند .
16ـ طولانی بودنِ عمرِ حضرتِ مهدی (عج) چگونه امکان­پذیر است ؟ [د86 – ش87]
برخی امور از نظرِ عقلی امکانپذیر نیستند و محال است در جهان خارج تحقّق پیدا کنند . امّا برخی امور هستند که تحقّق آنها از نظر عقلی امکانپذیر است امّا شرایط عوامل خارجی بسیار زیادی باید دست به دست هم دهند تا آن امور تحقّق یابند . اینها امور غیر عادی­اند نه غیر عقلی . طولانی شدن عمر انسانها از جملة این امور است . از نظرِ عقلی بدن انسان می­تواند هزاران سال زنده بماند و ازآنجا که همة عوامل و شرایطِ طولِ عمر در اختیارِ خداوند است به قدرت و ارادة خود جسمِ مبارک امام عصر (عج) را جوان نگه می­دارد تا آن حضرت به حیات خود ادامه دهد .
17ـ درستی یا نادرستی گزاره­های زیر را  با ( ص/ غ ) مشخّص کنید .
ـ غیبتِ امام مهدی (عج) در دورة غیبت ، در مقابلِ حضور است نه ظهور . [د89- ش90]  غ
ـ عمرِ طولانی امامِ زمان امری غیرِعادی و غیرِعقلی نیست و با قدرتِ الهی عملی می­شود . [خ91] غ
18ـ دو نمونه از مواردِ ولایتِ معنوی ( یاری و دستگیری شیعیان ) توسّطِ امامِ عصر (عج) را بنویسید . [د89 ]
هدایتِ باطنی افراد ـ حلّ بعضی از مشکلاتِ علمی علما ـ خبر دادن از بعضی رویدادها ـ دستگیری از درماندگان ـ شفای بیماران ـ دعا برای مؤمنان
19ـ کامل کنید :
ـ بخش اصلی رهبری امام مهدی (عج) مربوط به قلمرو ( ولایت معنوی ) است. [د88 ـ ش90 ـ د90 ـ خ92]
ـ امام زمان (عج) در دورة غیبتِ صُغری از طریقِ افرادی خاصّ که به ( نُوّاب اَربعه ) معروفند ، با شیعیان ارتباط داشت . [ش90]
ـ رهبری امامِ زمان (عج) در عصرِ غیبت به ( خورشیدِ پُشتِ ابر ) تشبیه شده است . [ش90]
20ـ امام زمان (عج) در دورة غیبتِ صُغری از چه طریقِ پیروانِ خود را رهبری می­کردند ؟ [خ91]
نُوّاب اَربعه یا نُوّاب خاصّ
21ـ‌ آیا غیبتِ امامِ عصر (عج) به معنای عدمِ « حضورِ » ایشان است ، توضیح دهید .
خیر ـ غیبت در مقابلِ ظهور است ، نه حضور . امام را غایب نامیده‌اند ؛ زیرا ایشان از نظرها غایب‌اند ، نه اینکه در جامعه حضور ندارند . ایشان چون خورشید عالَمتاب انوارِ هدایت و رهبری خود را به خصوص بر شیعیان می‌تاباند.
22ـ درعصرِ غیبت فقیهان با تکیه بر چه پشتوانه­هایی باید وظایفِ خویش را انجام دهند ؟
ـ فقیهان بر اساسِ چه پشتوانه­هایی در عصرِ غیبت ، به اجتهاد می­پردازند ؟
پشتوانة اوّل : قرآنِ کریم ـ پشتوانه دوم : سیره و سنّت پیامبر اکرم (ص) و ائمّه اطهار (ع)
درس دهم  :
1ـ پیامِ آیۀ : « وَ لَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الأرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ . » ( انبیاء ، 105 ) [خ87- خ 90 (ترجمه)]
پیام : علاوه بر قرآن در کتابِ زبور آمده است که زمین به بندگانِ صالح و درستکارِ خداوند خواهد رسید .
و در زبور ( بعد از موعظه و پند ) نوشتیم : همانا زمین را بندگانِ شایسته­ام به ارث می­بَرند .
2ـ پیامِ آیه : « وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ . »(قَصَص،5) را بنویسید . [خ85]
پیامِ آیه در موردِ « آیندة تاریخ » : این آیه دیدگاه اسلام را درباره آیندة تاریخ بیان می‌کند و اینکه در نهایت پیشوایی و رهبری از آن مستضعفانِ جهان خواهد بود و خواست و وعدة الهی پیروزی حقّ بر باطل می‌باشد .
3ـ بر اساسِ آیة : « هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ ... » ( توبه ، 33 ) چه آینده­ای برای تاریخِ انسان پیش­بینی شده است ؟ [خ89- ش90 (ترجمه)]
آیندة نهایی جهان از آنِ حقّ خواهد بود و باطل شکست خورده و مغلوب صحنه را تَرک خواهد کرد .
او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دینِ حقّ فرستاد تا دینش را بر هر دینی مسلّط کند .
4ـ چه کسانی می­توانند یارانِ راستینِ امام زمان (عج) باشند ؟ [خ85]
کسانی که قبل از ظهور تمرین کرده و در صحنة‌ درگیری‌های فکری و اجتماعی و نبردِ دائمی حقّ و باطل ، در جبهة حقّ حضوری فعّال داشته باشند و با ایستادگی در مقابلِ شیاطین درون و برون خصائلی چون شجاعت ، عزّتِ نفس ، بلندهمّتی و پاکدامنی را در خود پرورانده باشند .
5ـ توضیح دهید آیا کسانی که فقط با دعا و گریه منتظرِ ظهورِ حضرتِ ولی عصر (عج) هستند می­توانند یارانِ راستینِ امام باشند ؟ [خ86]
خیر ـ زیرا کسانی که در عصرِ غیبت تنها با گریه و دعا سر کنند و در نبردِ حقّ علیه باطل ، عدالتخواهان علیه ستم­پیشگان و پابرهنگان علیه مستکبران حضور نداشته باشند ، چُنین کسانی جوهرة شجاعت ، از جان­گذشتگی و صلابتِ روحی را به دست نخواهند آورد و در نبردِ سهمگین سپاهِ امام علیه ستمکارانِ جهان ، صحنه را ترک خواهند کرد .
6ـ چهار مورد از ویژگیهای یارانِ راستینِ امامِ عصر (عج) را بر اساسِ فرمایشِ حضرتِ علی (ع) بنویسید.[د86- د87-ش88]
در امانت خیانت نکنند . پاکدامن باشند . اهل دشنام و کلمات زشت نباشند . به ظلم و ستم خونریزی نکنند . ساده زیست باشند . لباسهای فاخر نپوشند . به یتیمان ستم نکنند . شراب ننوشند .  ...
7ـ به اعتقادِ جامعه­شناسان « پویایی جامعۀ شیعه » در طولِ تاریخ به چه عواملی وابسته بوده است ؟ [خ 85- خ 89]
الف) گذشتة سرخ : اعتقاد به عاشورا و آمادگی برای ایثار و شهادت در راه عدالتخواهی ، آرمان‌گرایی و حقیقت جویی 
ب) آیندة سبز : باور به مهدویّت و نپذیرفتنِ حکومت‌های طاغوتی و تلاش برای گسترشِ عدالت و انسانیّت در سراسرِ جهان
8ـ پویایی جامعة شیعه در طولِ تاریخ به چه عواملی وابسته بوده است ؟ نام ببرید .
گذشتة سرخ ( اعتقاد به عاشورا ) ـ آیندة سبز ( باور به مهدویّت )
9ـ پیامبران برای « تحقّقِ وعده‌های الهی » در پایانِ تاریخ از چه طرح خاصّی سخن گفته‌اند؟ [ش85- د89]
پیامبرانِ الهی می‌گویند که در پایانِ تاریخ ، در حالی که شرایط کاملاً آماده شده است ، یک ولیّ الهی ظهور می‌کند و حکومتِ جهانی و عادلانه‌ای تشکیل می‌دهد که فقط براساسِ دین خدا اداره می‌شود .
10ـ جامعة منتظر چگونه جامعه­ای است ؟ ( ویژگیهای جامعة منتظر در عصر غیبت ) [د85- خ87- ش88-خ92]
جامعة‌ منتظر به واقعیّت‌های ناهنجار موجود « نَه » می‌گوید و به امیدِ فردایِ درخشان تلاش می‌کند .
جامعة منتظر ، حکومتِ طاغوت را برنمی‌تابد ؛ در مقابلِ آن می‌ایستد و مقاومت می‌کند .
جامعة منتظر می‌کوشد در جهتِ همان نوع از جامعه‌ای که انتظارش را می‌کشد حرکت کند .
11ـ درستی یا نادرستی گزارة­ زیر را  با ( ص/ غ ) مشخّص کنید .
انسانِ‌ منتظر به واقعیّت‌های ناهنجارِ موجود « نَه » می‌گوید و به امیدِ فردایِ درخشان تلاش می‌کند . [خ91]  غ
12ـ اعتقادِ شیعه در موردِ موعود چیست ؟ [خ86]
بنا بر سخنانِ صریحِ پیامبرِ اکرم (ص) و ائمّة اطهار (ع) موعود و منجی انسان‌ها دوازدهمین امام و فرزندِ امام حسن عسکری (ع) است ، حضرتِ مهدی (عج) همنامِ پیامبر و کنیة‌ اصلی ایشان نیز همان کنیة‌ پیامبر یعنی ابوالقاسم است ایشان آخِرین ذخیرة الهی است ، و با توجّه خاصّ خداوند به حیاتِ خود ادامه می‌دهد تا اینکه به اِذنِ خداوند ظهور می‌کند و حکومتِ جهانی اسلام را تشکیل می‌دهد .
13ـ توضیح دهید خداپرستان دربارة « آیندة تاریخ » چه اعتقادی دارند ؟ [د87]
خداپرستان معتقدند یکی از نامهای خداوند حقّ است و اوست که با حکمتِ خود ، جهان را اداره می­کند ، بر اساسِ وعدة الهی ، باور دارند که آیندة نهایی جهان از آن حقّ خواهد بود و باطل ، شکست خورده و مغلوب ، صحنه را ترک خواهد کرد .
14ـ دو فایدة معلوم بودنِ مشخّصاتِ امام زمان (عج) و حضورِ ایشان در جامعه را بنویسید . [د87]
1ـ هر ماجراجوی فریبکاری که بخواهد خود را مهدی موعود معرّفی کند به زودی شناخته می­شود و مردمِ هوشیار فریبِ او را نمی­خورند .
2ـ پیروانِ آن حضرت ، امام خود را حاضر و ناظر برخود می­یابند و می­دانند که ایشان از اَعمالِ شیعیان آگاهند و از فداکاریها و مجاهدتِ مؤمنان اطّلاع دارند .
3ـ آنان احساس می­کنند که با امامِ حاضر و ناظر ، خود می­توانند گفت وگو کنند ، خواسته­ها و تمایلاتِ درونی­­شان را با ایشان در میان گذارند و برای به دست آوردنِ رضایتِ ایشان ، با امید و نشاط و پویایی تلاش کنند .
4ـ جامعه به صورتهای گوناگون از هدایتِ امام و از ولایتِ معنوی ایشان برخوردار می­گردد .
15ـ چگونه همة ادیان دربارة اعتقاد به موعود و الهی بودن پایان تاریخ اتّفاق نظر دارند؟ [خ88- د88]
در بارة ظهورِ مهدی موعود در بینِ ادیان و پیامبرانِ الهی چه اتّفاق نظری وجود دارد ؟
اصلِ الهی بودنِ پایانِ تاریخ و ظهور ولیّ خدا
16ـ چرا ایجادِ آمادگی برای ظهورِ امامِ عصر (عج) باید در همة ابعادِ علمی ، فرهنگی ، اقتصادی و نظامی باشد ؟ [د88]
زیرا امامِ زمان (عج) یارانی توانمند در همة ابعاد می­خواهد یارانی که بتوانند مسئولیّتهای بزرگِ عصرِ ظهور را به دوش گیرند و با هدایتِ امامِ خود جامعه­ای برخوردار از همة مواهبِ طبیعی و سرشار از شور و نشاط زندگی  بنا کنند که در آن خبری از فقر ، عقب ماندگی ، جهل و ظلم و تبعیض نباشد .
17ـ چرا « تقویتِ ایمان » یکی از مسئولیّتهای شخصِ منتظر در عصرِ غیبت است ؟ [خ89]
عصرِ غیبت ،‌ عصرِ دو دلی­ها و شکّ و تردیدهاست . دراین دوره ، فتنه­های گوناگون و اندیشه­های رنگارنگ پیدا می­شوند و بی­ایمانی را تبلیغ می­کنند . مؤمنِ حقیقی به خود تردید راه نمی­دهد و با یقین برای فردای روشن آماده می­شود .
18ـ چهار مورد از مسئولیّتهای « شخصِ منتظر » در دورة غیبت را نام ببرید . [د89- د90]
1 ـ تقویتِ ایمان         2 ـ ایجادِ آمادگی         3 ـ تقویتِ معرفت و محبّت به امام
4ـ پیروی از امامِ عصر(عج)                           5 ـ دعا برای ظهور امام
19ـ کامل کنید :
نگاهِ مثبتِ دین به آیندة تاریخ و اعتقاد به حضرتِ مهدی (عج) اصلی به نام ( انتظار ) را در دل زنده کرده است. [خ90]
‌20ـ توضیح دهید آیا اعتقاد به موعود و منجی در همه ادیان وجود دارد ؟
پیامبرانِ الهی برای تحقّق وعده‌های الهی ، از طرحِ خاصّی برای پایانِ تاریخ سخن گفته‌اند آنان می‌گویند که در پایان تاریخ در حالی که شرایط کاملاً آماده شده است یک ولیّ الهی ظهور می‌کند و حکومتِ جهانی و عادلانه تشکیل می‌دهد که فقط براساسِ دینِ خدا اداره می‌شود . با وجودِ اعتقاداتِ مختلف ، همه در اصلِ الهی بودنِ پایانِ تاریخ و ظهور ولیّ خدا برای برقراری حکومتِ جهانی اتّفاق نظر دارند .
21ـ مِهر و عشق به امام زمان (عج) در « شخصِ منتظر » چه تغییراتی پدید می‌آورد ؟
1ـ شخصِ عاشق برای جلبِ رضایتِ امام تلاش کند .
2ـ شخصِ عاشق امام را اسوة خود قرار دهد و خصائلِ مطلوبی را که در او می‌بیند ، در خود به وجود آورد .
3ـ او را فعّال و با نشاط کند و امید به آیندة زیبا را در او افزایش می‌دهد .
22ـ چگونه همة ادیان دربارة اعتقاد به موعود و الهی بودنِ پایانِ تاریخ اتّفاقِ نظر دارند ؟
پیامبرانِ الهی ، برای تحقّق وعده­های الهی ، از طرحِ خاصّی برای پایانِ تاریخ سخن گفته­اند آنان می­گویند : که در پایانِ تاریخ ، در حالی که شرایط کاملاً  آماده شده است یک ولیّ الهی ظهور می­کند و حکومتِ جهانی و عادلانه­ای تشکیل می­دهد که فقط بر اساسِ دینِ خدا اداره می­شود  . این عقیدة اصلی پیامبرانِ الهی است .
درس یازدهم  :
1ـ ولیّ فقیه را تعریف کنید . [ خ85- د88- خ90 – د90-خ92]
از میانِ فقیهانِ دارای شرایط ، آن کس که توانایی لازم برای برپایی و ادارة حکومت را دارد ، براساسِ احکام دین ، رهبری جامعه را به دست می‌گیرد و به پیاده کردنِ قوانینِ الهی در جامعه اقدام می‌کند . فقیهی که این مسئولیّت را بر عهده دارد ، ولیّ فقیه می‌نامند .
2ـ دو عاملی که نقشِ اساسی در انتخابِ « مرجعِ تقلید » دارد ، بنویسید .
دو عاملی که در انتخابِ مرجع نقشِ اساسی دارد دانش وتقوای اوست .
3ـ راههای شناخت « مرجعِ تقلید » را بنویسید . [ خ85 - د 85- ش86 - خ 88- ش89 - د89- ش90]
ـ‌ راههای شناختِ « فقیهِ واجدِ شرایط » را بنویسید .
1 ـ خودِ ما به اندازه‌ای از علمِ فقه اطّلاع داشته باشیم که بتوانیم فقیهِ دارای شرایط را بشناسیم و تشخیص دهیم .
2 ـ از دو نفر عادل و موردِ اعتماد که بتوانند فقیهِ واجدِ شرایط را تشخیص دهند ، بپرسیم .
3 ـ یکی از فقیهان ، آن چُنان مشهور باشد که انسان مطمئن شود و بداند که این فقیه ، دارای شرایط است .
4ـ تقلید را تعریف کنید . [ش85- د86- خ 87- ش88- ش90]
کسانی که خود در احکامِ دین متخصّص نیستند به متخصّصان (فقیهان) مراجعه می‌کنند تا اعمالِ آنها موافقِ موازینِ دین باشد به این مراجعه پیروی یا تقلید می‌گویند .
5ـ با توجّه به احادیث ، « شرایطِ مرجع و فقیهی که شایستة پیروی است » را بنویسید . [ش85- د86- ش88-خ92]
1ـ با تقوا و عادل باشد ؛ 2 ـ زمان­شناس باشد و بتواند احکامِ دین را متناسب با نیازهای روز استخراج کند ؛
3 ـ در رشتة تخصّصی خود (‌ یعنی معارف و احکامِ دینی ) از دیگران داناتر باشد .
6ـ دو شرطِ مشترک از شرایط ولیّ فقیه ( رهبر ) و مرجعِ تقلید کدامند ؟ [خ87- ش89]
 فقیهِ عادل و با تقوا بودن ـ زمان­شناس بودن
7ـ مرجعِ تقلید را تعریف کنید . [د85]
فقیهانی که با تفکّر در آیات و روایات و با کمک گرفتن از موازینِ دقیقِ عقل ، احکام را به دست می‌آورند و در اختیارِ مردم قرار می‌دهند و مردم نیز در احکامِ دین از آنان تقلید یا پیروی می‌کنند ، را « مرجعِ تقلید » می‌گویند .
8ـ تفقّه را تعریف کنید . [خ86- خ88- د89]  تفکّر عمیق در دین را تفقّه گویند .
9ـ فقیه را تعریف کنید . [ش90] به افرادی که به معرفتِ عمیق در دین و احکامِ دینی رسیده­اند فقیه می­گویند .                  
10ـ « تفقّه » به چه معناست و به چه کسی « فقیه » می­گویند ؟ [د87]
تفقّه به معنای تفکّر عمیق است . به افرادی که به این معرفتِ عمیق در دین و احکامِ دینی رسیده­اند فقیه می­گویند .
11ـ انتخابِ ولیّ ­فقیه به چه شیوه­هایی انجام می­گیرد ؟ توضیح دهید . [ش85- خ86- د86 ( بدون توضیح )- د87- خ90]
به طورِ مستقیم ( یک مرحله‌ای ) یا غیرِمستقیم ( دو مرحله‌ای ) از طرفِ مردم انتخاب می‌شود و رهبری را به دست می‌گیرد . شیوة مستقیم با حضورِ مردم در اجتماعات و راهپیمایی‌های سراسری و شیوة غیرِمستقیم شیوه‌ای است که در قانونِ اساسی پیش‌بینی شده است . و مطابق آن ، مردم ابتدا نمایندگانِ خبرة خود را انتخاب می­کنند . آنان نیز در میانِ مجتهدین آن کس را که شایسته­تر تشخیص دهند ، به عنوانِ رهبر جامعه اعلام می­کنند .
12ـ در عصرِ غیبت ، مرجعیّتِ دینی و حکومتِ اسلامی چگونه تداوم می­یابد ؟ [خ87 – د90 - خ91]
در عصرِ غیبت مرجعیّتِ علمی در شکل ( مرجعیّتِ فقیه ) و حکومتِ اسلامی در چهارچوب ( ولایتِ فقیه ) تداوم می­یابد .
13ـ درستی یا نادرستی گزاره­های زیر را  با ( ص/ غ ) مشخّص کنید .
ـ در عصرِ غیبت حکومتِ اسلامی در چهارچوب ( ولایتِ فقیه ) استمرار پیدا می­کند . ص
ـ در عصرِ غیبت ، حکومتِ اسلامی در چارچوب ( مرجعیّت فقیه ) استمرار می­یابد . [د88- خ89- ش90]  غ
14ـ چرا مرجع باید « عادل » و « زمان­شناس » باشد ؟ [د87]
مرجع باید عادل باشد تا مردم بتوانند به او اعتماد کرده و از دستورهایش پیروی کنند ، مرجع باید زمان­شناش باشد تا بتواند شرایطِ جدید و نیازهای زمان را بشناسد و احکامِ دین را متناسب با نیازهای روز استخراج کند .
15ـ چرا ولیّ ­فقیه باید « زمان­شناس » باشد ؟ [ش90]
برای اینکه بتواند احکامِ دینی را متناسب با نیازهای روز به دست آورد .
ـ با کدامِ شرط مرجعِ تقلید می­تواند احکامِ دینی را متناسبِ با نیازهای روز به دست آورد ؟ [خ91] زمان­شناس   
16ـ بنا بر فرمانِ امامِ زمان (عج) در دورة غیبت ، نیابتِ ایشان به چه کسی می­رسد و مسئولیّتهای او چیست ؟ [د88]
به نیابت از ایشان « فقیه واجدِ شرایط » دو مسئولیّتِ « مرجعیّتِ علمی » و « رهبری و ولایتِ ظاهری » را بر عهده دارد و در حدّ توان جامعة اسلامی را در مسیرِ اهدافِ الهی هدایت و رهبری می­کند .
17ـ چه شرایطی برای مشروعیّت یافتنِ رهبرِ جامعة اسلامی ( ولیّ فقیه ) لازم است ؟ [خ85- ش90]
1ـ فقیه عادل با تقوا باشد .
2 ـ زمان­شناس باشد .
3 ـ با تدبیر و با کفایت باشد .
4ـ شجاعت و قدرت روحی داشته باشد .
 
18ـ چرا « تدبیر و کفایت » و « شجاعت و قدرتِ روحی » از شرایط رهبر جامعة اسلامی است ؟ [د88]
با تدبیر و کفایت باشد تا بتواند جامعه را در شرایطِ پیچیدة جهانی رهبری کند و با درایت و بینشِ قوی نقشه­های دشمنانِ دین را خنثی سازد . شجاعت و قدرتِ روحی داشته باشد تا بدونِ ترس و واهمه با دشمنانِ دین مبارزه کند و در اجرای احکامِ دین از کسی نترسد و با قدرت در مقابلِ تهدیدها بایستد و پایداری کند .
19ـ دو ویژگی کسی که شایستگی رهبری جامعة اسلامی را دارد ، نام ببرید . [خ89] مشروعیّت ـ مقبولیّت
20ـ منظور از « مشروعیّت » و « مقبولیّت » ولیّ فقیه را مختصراً توضیح دهید . [ش86]
مشروعیّت یعنی اینکه شرایط مربوط به رهبری که دین معیّن کرده است را دارا باشد تا حکمِ او موردِ پذیرشِ دین باشد . مقبولیّت یعنی اینکه رهبر باید موردِ قبول و پذیرش و اعتماد و اطمینان مردم قرار گیرد .
21ـ چرا ولیّ فقیه باید « مقبولیّت » داشته باشد ؟  [ش87- ش88- د89]
فقیهی می­تواند جامعه را به سوی هدفهای اسلامی رهبری کند که مردم با آگاهی و شناخت او را قبول داشته باشند و به او اطمینان و اعتماد پیداکرده باشند با پذیرش و قبولِ مردم است که رهبری و هدایتِ جامعه میسّر می­گردد و پیاده کردن احکامِ الهی ممکن و مقدور می­شود .
22ـ مشروعیّتِ ولیّ فقیه را تعریف کنید . [خ 88]
دارا بودنِ شرایطِ مربوط به رهبری که دین معیّن کرده است ، در این صورت حُکمِ او مورد پذیرش دین است .
23ـ میانِ انتخابِ « ولیّ فقیه » و « مرجع تقلید » چه تفاوتی وجود دارد ؟ [د85- ش86- ش89]
انتخابِ مرجع یا مجتهد یک وظیفة‌ شخصی است و هر کس از راه‌هایی که معیّن شده است ،‌ مرجعِ خود را شناسایی می‌کند و هر زمان هم که فقیهی دیگر را اعلم دانست به او مراجعه می‌نماید . به همین جهت ، نیازی نیست که همة مردم از یک مرجع ، پیروی کنند . امّا ولیّ فقیه که رهبر و مسئولِ ادارة جامعه است ، نمی‌تواند متعدّد باشد و این لازمة‌ نظام اجتماعی و اجرای قانونِ واحد در جامعه است . بر این اساس ، یکی از فقها در انتخابی عمومی ، عهده‌دار منصبِ ولایتِ فقیه می‌شود .
24ـ چرا افراد نمی­توانند به طور جداگانه برای خود ولیّ فقیه انتخاب کنند ؟ [د90]
چون ادارة جامعه تنها با یک مجموعه قوانین و یک رهبری امکانپذیر است در غیرِ این صورت هَرج و مَرج و تفرقه و پراکندگی پیش می­آید و این یک امرِ روشن و بدیهی در تمامِ نظامهای سیاسی دنیاست . پس مردم در انتخابِ ولیّ فقیه باید به صورتِ دسته­جمعی اقدام کنند و فقیهی را که دارای شرایطِ رهبری است با آگاهی و شناخت بپذیرند ، به وی اعتماد و اطمینان کنند و رهبری جامعه را به او بسپارند .
25ـ انتخاب ولیّ فقیه به روش « غیر مستقیم » را با ذکر مثال شرح دهید . [د90]
روش غیر مستقیم ( دو مرحله­ای ) ، همان شیوه­ای است که در قانونِ اساسی کشورِ ما پیش­بینی شده است و مطابقِ آن مردم ابتدا نمایندگان خبرة خود را انتخاب می­کنند . آنان نیز در میانِ مجتهدین آن کس را که شایسته­تر تشخیص دهند به عنوانِ رهبرِ جامعه اعلام می­کنند . پس از رحلتِ امام خمینی (ره ) حضرتِ آیت الله خامنه­ای با همین شیوه مسئولیّت رهبری جامعه را عهده­دار شد .
26ـ منظور از تقلید در احکامِ دینی چیست و از چه کسانی می‌توان تقلید کرد ؟
کسانی که خود در احکامِ دینی متخصّص نیستند ، به فقیهان مراجعه می‌کنند تا اعمالِ آنان موافقِ موازینِ دین باشد. به این مراجعه پیروی یا تقلید می‌گویند .
از فقیهان ، که با تفکّر در آیات و روایات و با کمک گرفتن از موازینِ دقیقِ عقل ، احکام را به دست می‌آورند و در اختیار مردم قرار می‌دهند .
27ـ چرا تداومِ « مرجعیّتِ علمی » در « غیبتِ کُبری » ضروری است ؟
دین به عنوانِ برنامة زندگی ، به عصرِ پیامبر (ص) و امام (ع) اختصاص ندارد . به دست آوردنِ احکامِ آن نیز ، ویژة آن دوران نیست ، علاوه بر این همواره مسائل جدیدی پیش می‌آید که یک مسلمان می‌خواهد بداند دین دربارة آن‌ها چه حُکمی دارد . بانکداری ، بیمه‌های اجتماعی ، نماز در هواپیما ، پیوندِ اعضا و خرید و فروش عضو از جملة این مسائل‌اند و یک فردِ مسلمان در هنگام مواجهه با آن‌ها ، نیازمندِ دانستنِ حُکمِ اسلامی آن‌هاست . صدها سؤال وجود دارد که پاسخ دادن به آن‌ها جز با تکیه بر تخصّصِ عمیق و تسلّط کامل بر منابعِ دینی مقدور نیست . این کار در اصل در اختیارِ پیامبر و امامِ معصوم است که پاسخ‌های صحیح را به مردم عرضه ‌کنند . امّا در دورة غیبتِ کُبری که مردم به امام (ع) دسترسی ندارند نیازمندِ راهی است که مردم از طریقِ آن پاسخِ سؤالهای خود را دریافت کنند .
28ـ آیا می­توان پیروی از فقیه خاصّی را بر انسان تحمیل کرد . توضیح دهید .
هیچ کس نمی­تواند پیروی از یک فقیه را به انسان تحمیل کند یا او را از پیروی فقیهی باز دارد اگر کسی پس از مدّتی مراجعه به یک فقیه ، تشخیص دهد که فقیه دیگری آن شرایط را در سطح عالی­تری دارد لازم است به تشخیص خود عمل کرده و از فقیه اعلم و شایسته­تر پیروی کند .
درس دوازدهم  :
1ـ ترجمه کنید : « ادْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ ... » (نحل ، 125) [د90-خ92]
با حکمت و اندرزِ نیکو مردم را به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به شیوه­ای که نیکوتر است ، بحث و گفتگو کن .
2ـ عبارتِ قرآنی « ... فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شَاوِرْهُمْ فِی الأمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ ... » ( آل عمران ، ١۵٩) را ترجمه کنید .
پس از آنان درگُذر و برایشان آمرزش بطلب و در کارها با آنها مشورت کُن و به هنگام عزم به خدا توکّل کُن .
3ـ چرا نظامِ جمهوری اسلامی را « مردم­سالاری دینی » نامیده­اند ؟ [خ 85- د90]
حکومتِ مردم­سالار حکومتی است که در آن خواستِ اکثریّت مردم بر سرنوشت جامعه حاکم است ،‌ نه خواست و ارادة‌ فرد یا گروهی خاصّ . این ویژگی در نظامِ اسلامی کاملاً تحقّق دارد ، با این تفاوت که مبنای نظامِ اسلامی ، حاکمیّتِ اراده و قانونِ الهی بر همة بخش‌های جامعه ، با خواست و قبولِ مردم است . به همین جهت این نظام مردم­سالاری دینی نامیده شده است .
4ـ آیا تشکیلِ حکومتِ اسلامی در عصرِ غیبت می­تواند در زمینه­سازی حکومتِ جهانی ولیّ عصر(عج) مؤثّر باشد ؟ [د85- د89]
بله ؛ زیرا برقراری حکومتِ اسلامی ، علاوه بر اینکه یک ضرورتِ اساسی در اجرای احکامِ اسلامی است ، به مؤمنان و منتظرانِ حضرتِ مهدی (عج)‌ فرصت می­دهد که آنچه را برای آمادگی ظهور لازم است ، فراهم سازند .
5ـ تفاوت اصلی نظام اسلامی با سایر حکومتهای دمکراتیک در چیست ؟ [خ86- د86- ش90]
حکومتِ اسلامی مسئولِ اجرای قوانینِ اسلامی است و فقیه تابعِ ضوابط و قوانینِ دینی است و به همین جهت ، این نظام مردم سالاری دینی نامیده شده است . امّا دمکراسی رایج در جهان ، هدفِ خود را تأمینِ خواسته­های دنیوی مردم قرار داده است و نسبت به ارزشهای الهی بی­اعتناست .
6ـ « مردم سالاری دینی» را با دمکراسی رایج در جهان مقایسه کنید . [خ88]
نظامِ اسلامی زمانی در کشوری استوار می­شود که اکثریتِ مردم آن را بپذیرند و بدان پایبند باشند امّا تفاوتِ اساسی میانِ حکومتهای دمکراتیکِ رایج در جهان و حکومتِ اسلامی این است که حکومتِ اسلامی مسئولِ اجرای قوانین اسلامی است و فقیه تابعِ ضوابط و قوانینِ دینی است و به همین جهت این نظام مردم­سالاری دینی نامیده می­شود  امّا دمکراسی رایج در جهان هدفِ خود را تأمینِ خواسته­های دنیوی مردم قرار داده است و نسبت به ارزشهای الهی بی­اعتناست .
7ـ با توجّه به سفارشاتِ حضرتِ علی (ع) به مالکِ اشتر ، بنویسید چرا رهبر باید از افرادِ « عیبجو » و « ترسو » دوری کند ؟ [ش87-خ91]
پرهیز از عیبجو : زیرا مردم عیبهایی دارند که مدیر و رهبرِ جامعه باید بیشتر از همه در پنهان کردنِ آنها بکوشد .
و پرهیز از ترسو : زیرا در انجام دادنِ کارها روحیه را سُست می­کند .
8ـ چرا حضرتِ علی (ع) به مالکِ اشتر ، می­گوید : هرگز « نیکوکار » و « بدکار » در نظرت یکسان نباشد ؟ [خ92]
چون در این صورت « نیکوکاران » به کارِ خیر بی­رغبت و « بدکاران » به کارِ بد تشویق می­شوند .
9ـ کامل کنید : هدفِ دمکراسی رایج در جهان تأمینِ ( خواسته­های دنیوی ) مردم می­باشد . [خ89]
10ـ درستی یا نادرستی گزارة زیر را  با ( ص/ غ ) مشخّص کنید .
ـ تعدّد ولی فقیه ، لازمة نظم اجنماعی و اجرای قانونِ واحد در جامعه است . (غ)
11ـ حکومتِ دمکراتیک یا مردم­سالار را تعریف کنید . [خ90]
حکومتی است که در آن خواستِ اکثریتِ مردم تعیین­کنندة نوعِ نظامِ حاکم بر جامعه است نه خواست و ارادة فرد یا گروهی خاصّ .
12ـ آیا مسئولیّتِ مردم در نظامِ اسلامی با انتخابِ رهبر و سایرِ مسئولانِ جامعه خاتمه می‌یابد ؟ توضیح دهید .
خیر ـ مسئولیّت در سلسله مسئولیّتهای مسلمانان در نظامِ اسلامی است . مسئولیّتِ اساسی افرادِ جامعه ، تلاش برای دوامِ نظام ، رشد و پیشرفتِ آن در همة‌ ابعادِ زندگی اجتماعی است .
13ـ « حقوقِ متقابلِ رهبر و مردم » را از نظِر حضرتِ علی (ع) بنویسید .
حضرت علی(ع) می­فرماید : ای مردم همانا من بر گردنِ شما حقّی دارم و شما نیز بر من حقّی دارید و امّا حقّ شما بر من این است که شما را راهنمایی کنم و درآمدهای بیت المال را به شایستگی بینِ شما تقسیم کنم و شما را آموزش دهم تا نادان نمانید و تربیت کنم تا یاد بگیرید و امّا حقّ من بر شما این است که شما به عهدِ خود وفا کنید و مرا در پنهان و آشکار نصیحت و یاری کند و هنگامی که شما را خواندم اجابت کنید و هنگامی که فرمان دادم اطاعت نمایید .
درس سیزدهم  :
1ـ ترجمه و پیام آیۀ : « مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعًا ... . » ( فاطر ، 10 ) [د85 - ش89- خ90]
هر کس عزّت را می‌خواهد پس تمامِ عزّت از آنِ خداست .
پیامِ آیه عبارت است از : « راهِ اصلی کسبِ عزّت و کرامت بازگشت به سوی خدا و قبول فرمان‌های اوست . »
2ـ بر اساس آیة : « مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعًا ... . » ( فاطر ، 10 ) راه پرورش عزّت نفس چیست ؟ [د86]
هر کس عزّت و سربلندی را می‌خواهد ، پس تمامِ عزّت از آنِ خداست .
این آیه سرچشمة عزّت را خداوند معرّفی می‌کند و می‌فرماید : هر کس به دنبالِ عزّت است باید به این سرچشمه مراجعه کند .
3ـ ترجمه کنید : « ... وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لَکِنَّ الْمُنَافِقِینَ لا یَعْلَمُونَ . » (منافقون ، 8 )[ش86- خ87 ش88- د90]
عزّت از آن خدا و پیامبرش و مؤمنین است . و لیکن منافقین نمی‌دانند .
4ـ « عزّت نفس » را تعریف کنید . [ش85 ]
عزّتِ نفس به معنای شناختِ قدر و منزلتِ آدمی و ایمان به آن است به گونه‌ای که هر چیزِ دیگری در چشمِ انسان حقیر و کوچک باشد و از توجّه و تمایل بدان احساسِ پَستی و حقارت کند .
5ـ « عزّت نفس » را تعریف کرده و رابطة آن را با مفاهیم زیر بنویسید . الف) گناه ب) پیمان­شکنی [خ85]
عزّتِ نفس به معنای شناختِ قدر و منزلتِ آدمی و ایمان به آن است به گونه‌ای که هر چیزِ دیگری در چشمِ انسان حقیر و کوچک باشد و از توجّه و تمایل بدان احساسِ پَستی و حقارت کند .
الف: انسانِ کریم پروا دارد که در حضورِ خداوند گناه کند ، شرم می‌کند که خداوند گناه او را ببیند پس هر چه کرامتِ نفس بیشتر باشد آدمی کمتر مرتکبِ گناه می‌شود .
ب: انسانی که عزّتِ نفس دارد با خدا پیمان بسته است ، پیمان­شکنی و بی­وفایی نمی‌کند ، زیرا آن را مخالفِ کرامتِ خود می‌یابد . بنابراین یکی از راه‌های ماندگاری بر پیمان ، تقویتِ احساسِ کرامت و عزّت است .
6ـ چرا انسانِ صاحبِ عزّت به پیمان­شکنی دست نمی­زند ؟ [د85- د 86- د87- د89]
انسانِ صاحبِ کرامت پیمانی را که با خدا بسته است ، نمی‌شکند و بی­وفایی نمی‌کند ، زیرا آن را مخالفِ کرامت خود می­یابد .
7ـ رابطة عزّتِ با وفای به عهد و پیمان را بررسی کنید . [ش90]
انسانِ صاحبِ کرامت اهلِ پیمان شکنی نیست . او پیمانی را که با خدا بسته نمی­شکند زیرا آن را مخالف کرامت خود می­داند . بنابراین یکی از راههای ماندگاری بر پیمان تقویتِ احساس کرامت و عزّت نفس است .
8ـ « انسانِ صاحبِ عزّت » و « انسان گناهکار » در برابر نفس لوّامه و نفس امّارة خود چگونه عمل می­کند ؟[د88]
انسانِ صاحبِ کرامت و عزّت همواره به سودِ نفسِ لوّامه عمل می­کند و تسلیمِ نفسِ امّاره نمی­شود امّا انسانِ ذلیل در درون شکست می­خورد و تسلیمِ نفسِ امّاره می­شود . بنابراین انسانِ گناهکار پیش از آنکه در مقابلِ عواملِ بیرونی تسلیم شود ابتدا در خود می­شکند و مقاومت را پذیرا می­شود . کسی که در مقابلِ دیگران تن به ذلّت می­دهد ابتدا در مقابلِ تمایلاتِ پَستِ درونِ خود شکست خورده و ذلیل شده است . او کرامتِ خود را از دست داده و به دنائت و پَستی دچار شده است .
9ـ چه رابطه­ای بینِ عزّتِ نفس و گناه وجود دارد ؟ چرا ؟ [ش89-خ92]
میانِ کرامتِ نفس و گناه رابطة معکوس برقرار است . یعنی ؛ هر قدر کرامتِ نفس بالاتر می­رود گناه کمتر می­شود زیرا تا انسان حقیر نشود وخود را کوچک نکند دست به گناه نمی­زند همان طور که هر قدر که انسان خود را عزیز ببیند تن به ذلت وگناه نمی­دهد .
10ـ « تمایلاتِ انسان » چند دسته است ؟ آنها را بنویسید . [ش85- د87- ش88- ش90- د90]
تمایلاتِ عالی ، تمایلاتِ دانی ( یا خودِ عالی و اصیل ، خودِ دانی و غیرِ اصیل )
11ـ دو دسته از تمایلات انسان کدامند و چه نامیده می­شوند ؟ [ ش86- د89]
تمایلاتِ عالی و تمایلاتِ دانی ، دستة‌ اوّل را خودِ عالی و دستة دوم را خودِ دانی می‌نامند .
خودعالی ـ  خوددانی / نفس لوّامه ـ  نفس امّاره
12ـ نام دو خود ، در انسان چیست ؟ [ش87]  خودِ عالی ـ خودِ دانی
13ـ چگونه می­توان عزّت نفس را پرورش داده و تقویت کرد ؟ [ ش85- خ88]
چون سرچشمة عزّت خداوند است پس راه و روشِ کسبِ عزّت و کرامتِ نفس ، بازگشت به سوی خدا و قبول فرمانهای اوست . هر کس که در این بازگشت مصمّم‌تر و اطاعتش از خدا بیش‌تر باشد کرامت و عزّتش بیش‌تر است .
14ـ قرآنِ کریم راه پرورشِ عزّتِ نفس را چه می­داند ؟ [خ86]
برای یافتنِ عزّت و پرورش آن در خود ، باید به سراغ سرچشمة آن رفت . قرآنِ کریم می‌فرماید : هر کس به دنبالِ عزّت است ، باید به سرچشمة‌ آن مراجعه کند و راهِ دیگری وجود ندارد ، زیرا قرآنِ کریم تمامِ عزّت را از آنِ خدا می‌داند و برای دیگری که در مقابلِ خدا باشد ، سهمی قائل نیست .
15ـ چرا نمی­توان مسئولیّتِ انجام دادنِ گناه را از دوشِ خود برداشت و به عواملِ بیرونی منتقل کرد ؟ [خ89- ش90]
برخی در توجیه خطا و گناه خود از عواملِ تحریک­کننده یا شرایطِ اجتماعی و اقتصادی یاد می­کنند و خطای خود را بر دوشِ آن عوامل می­گذارند . درست است که آن عوامل زمینه­سازِ گناهند امّا قدرتِ روحی و ارادة انسان می­تواند در مقابلِ گناه بایستد و آن را شکست دهد .
16ـ آیا می­توان « تحریکاتِ بیرونی و شرایطِ اجتماعی  و اقتصادی » را عاملِ اصلی گناه دانست ؟ [خ86]        
برخی در توجیه خطا و گناهِ خود از عواملِ تحریک­کننده یا شرایطِ اجتماعی و اقتصادی یاد می‌کنند و خطای خود را بر دوشِ آن عوامل می‌گذارند . درست است که آن عوامل زمینه‌ساز گناهند امّا قدرتِ روحی و ارادة‌ انسان می‌تواند در مقابلِ گناه بایستد و آن را شکست دهد .
17ـ انسانِ صاحبِ عزّت در برخورد با نفسِ لوّامه و نفسِ امّاره چگونه عمل می­کند ؟ [خ87]
انسانِ صاحبِ کرامت و عزّت همواره به سودِ نفسِ لوّامه عمل می­کند و تسلیم نفسِ امّاره نمی­شود امّا انسانِ ذلیل در درون شکست می­خورد و تسلیم نفسِ امّاره می­شود . پس انسانِ گناهکار پیش از آنکه در مقابلِ عواملِ بیرونی تسلیم شود ، ابتدا در خود می­شکند و حقارت را پذیرا می­شود .
18ـ انسانِ صاحبِ عزّت همواره به سودِ کدام نفسِ خود عمل می­کند ؟ [خ88] نفس لوّامه
19ـ راهِ کسبِ عزّت چیست ؟ و چه کسانی عزّتِ بیشتری دارند ؟ [ش87]
هر کس به دنبالِ عزّت است باید به سرچشمة عزّت یعنی خدا مراجعه کند و هر کس اطاعتش از خدا بیشتر باشد کرامت و عزّتش بیشتر است .
20ـ کامل کنید :
ـ تحریکاتِ بیرونی عواملِ زمینه­ساز گناهند ، امّا قدرت ( روحی و ارادة ) انسان می­تواند در مقابلِ گناه بایستد . [ش88]
ـ تمایلاتِ عالی انسان مربوط به بُعد ( روحی و معنوی ) و تمایلاتِ دانی او مربوط به بُعد ( حیوانی و دنیایی ) است . [د90]
ـ انسان دارایِ دو دسته از تمایلات است ؛ تمایلاتِ ( عالی ) و تمایلاتِ ( دانی ) . [ خ92]
21ـ درستی یا نادرستی گزاره­های زیر را  با ( ص/ غ ) مشخّص کنید .
ـ انسانِ دارای عزّتِ نفس در مقابل افراد زورگو و ستمگر متواضع است . [ش90]  غ
ـ انسانِ عزیز همواره به ندای عقل و وجدان و نفس لوّامه گوش فرا می­دهد و تسلیم نفس امّاره نمی­شود . [د90] ص
ـ انسانِ عزیز همواره به ندای نفس امّاره گوش فرا می­دهد و تسلیمِ نفسِ لوّامه نمی­شود . [د92] غ
22ـ در چه مواردی « عزّت و شکست­ناپذیری » ضروری است ؟ [د90]
1ـ در برابرِ خواسته­های نامشروعِ درونی که سببِ روی آوردنِ ما به گناه می­شوند .
2ـ در برابرِ دشمنانِ ظالم و ستمگرِ بیرونی که می­خواهند در مقابلِ ظلمِ آنان تسلیم باشیم و ذلّت بپذیریم .
23ـ کرامتِ نفس به چه معناست و چه رابطه‌ای با گناه دارد ؟
کرامتِ نفس به معنای شناختِ قدر و منزلتِ انسان در پیشگاهِ خدا و ایمان به آن است ، به گونه‌ای که هر چیزِ دیگری در چشمِ انسان ، کوچک و حقیر باشد و او از توجّه و تمایل بدان احساس پَستی و حقارت کند . انسانِ کریم پروا دارد که در حضورِ خداوند گناه کند ، شرم می‌کند که خداوند گناهِ او را ببیند . انسانِ صاحبِ کرامت که می‌داند نمی‌توان کاری را از خداوند مخفی کرد ، می‌کوشد قدر خود را حفظ کند و به گناه آلوده نشود .
24ـ انسانِ کریم پَروا دارد و شرم می­کند که پیمان­شکنی نماید و در حضورِ خدا گناه کند این موضوع را با ذکرِ مثال اثبات کنید . مثال : فرزندی را تصوّر کنید که پدر و مادرش برای او بسیار عزیزند و از اینکه او را در حالِ گناه ببینند شرمگین می­شود از این رو می­کوشد خطای خود را از آنان بپوشاند . انسانِ صاحب کرامت که می­داند نمی­توان کاری را از خدا مخفی کرد می­کوشد خود را حفظ کند و به گناه آلوده نشود .
25ـ « انسانِ عزیز » را تعریف کنید : [خ91] انسانِ عزیز کسی است که در مقابلِ دیگران تسلیم نمی­شود و شکست نمی­خورد .
درس چهاردهم  :
1ـ ترجمه کنید : « ... وَ الذَّاکِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْرًا عَظِیمًا . » ( احزاب ، 35 )[ خ90]
و مردان و زنانی که خدا را بسیار یاد می­کنند ، خداوند برایشان آمرزش و پاداشِ بزرگی آماده کرده است .
2ـ عالی­ترین زمینه برای تشکیلِ خانواده را بیان کرده ، توضیح دهید . [خ85- ش87- د88] 
تسهیل در رشدِ معنوی و اخلاقی : عالی‌ترین زمینه برای تشکیلِ خانواده ، نیاز به فرصتی مناسب برای رشدِ معنوی ، اخلاقی و اجتماعی زن و مرد و فرزندان است . خانواده ، فضایی ایجاد می‌کند که نه تنها فرزندان ، بلکه پدر و مادر نیز می‌توانند فضایلِ اخلاقی خود را تقویت کنند و رشد دهند .
نیاز به رشد معنوی و اخلاقی : خانواده فضایی ایجاد می­کند که نه تنها فرزندان بلکه پدر و مادر نیز می­توانند فضایل اخلاقی خود را تقویت کنند و رشد دهند . جوان با تشکیل خانواده زمینه­های فساد را از خود دور می­کند ـ مسئولیّت­پذیری را تجربه می­نماید ـ مهر و عشق به همسر و فرزندان را در خود می­یابد ـ ایثار و از خودگذشتگی برای دیگری  را تمرین می­کند ـ هدفدار و باانگیزه می­شود ـ احساس استقلال و شخصیّت می­کند و زندگی برای او معنای جدّی­تری می­یابد .            
3ـ کامل کنید :
ـ عالی­ترین هدفِ تشکیلِ خانواده رُشد ( اخلاقی ) و ( معنوی ) هر یک از اعضای خانواده است . [خ91]
4ـ درستی یا نادرستی گزارة زیر را  با ( ص/ غ ) مشخّص کنید .
ابتدایی­ترین هدفِ تشکیل خانواده ، رشدِ اخلاقی و معنوی هر یک از اعضای خانواده است . [د90]  غ
5ـ زمینه­های تشکیل خانواده ( اهداف ازدواج ) را نام ببرید . [د85- د86- د87- د89]
1 ـ نیازِ جنسی
2 ـ نیاز به آرامش و اُنسِ روحی با همسر
3 ـ رشد و پرورشِ فرزندان
4 ـ تسهیل در رشدِ معنوی و اخلاقی
 
6ـ عبارتِ قرآنی « وَ جَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّةً وَ رَحمَةً » به کدام یک از زمینه­های تشکیل خانواده اشاره دارد ؟ توضیح دهید. [د88- ش90]
نیاز به آرامش و اُنسِ روحی با همسر ـ این آرامش تنها با بودن در کنارِ همسر حاصل می­شود و راهِ دیگری برای دستیابی به آن نیست . اگر فردی غرق در لذّتهای جنسی باشد امّا مجرّد زندگی کند باز هم نوعی بی­قراری او را آزار می­دهد  و جای خالی همسر را در کنارِ خود حسّ می­کند .
7ـ از زمینه­های تشکیلِ خانواده ، « اُنس با همسر » را شرح دهید . [ش88]
نیاز برتری که زن و مرد را به زندگی با یکدیگر فرا می­خواند ، آرامشی است که بدین وسیله به دست می­آید . این آرامش ، تنها با بودن در کنارِ همسر حاصل می­شود و راهِ دیگری برای دستیابی به آن نیست . اگر فردی غرق در لذّتهای جنسی باشد امّا مجرّد زندگی کند ، باز هم نوعی بی­قراری درونی او را آزار می­دهد و جای خالی همسر را در کنارِ خود حسّ می­کند .
8ـ ابتدایی­ترین زمینة تشکیل نهادِ خانواده چیست ؟ توضیح دهید . [ش86- د90 (به صورت جای خالی)]
 نیازِ جنسی ابتدایی‌ترین زمینة شکل گیری نهاد خانواده می‌باشد . نیازِ جنسی مرد و زن به یکدیگر از دورانِ بلوغ آغاز می‌شود و اوّلین کِشش و جاذبه را میان زن و مرد ایجاد می‌کند
9ـ آیا تفاوتِ میان زن و مرد به معنای برتری یکی بر دیگری است ؟ [خ 86- خ88- ش90 ( با ذکر مثال )]
 خیرـ این تفاوت‌ها به معنی برتری ذاتی یکی بر دیگری نیست ، بلکه برای ایفای نقشِ تکمیلی در خانواده و جامعه ، بر اساسِ ویژگی‌های زیستی و روانشناختی و بهره‌مندی مناسب و بجا از توانمندی‌های متفاوت آن دو است .
به طورِ مثال ؛ توانمندی عاطفی بالای زن و قدرتِ جسمی بیشترِ مردان برای آن است که زن و مرد دو نقشِ تکمیلی در کنارِ هم ایفا نمایند . زن با محبّت مادری فرزندان را رشد دهد و مرد با کار کردنِ خود نان­آور خانواده باشد .
10ـ چرا خداوند نقشِ زن و مرد را متفاوت قرار داده است ؟ [خ87]
از آنجا که خداوند زن و مرد را برای زندگی در کنارِ هم آفریده تفاوتهای کامل کننده در وجودِ آنها قرار داده و به یکدیگر نیازمند ساخته است . این تفاوتها به معنای برتری ذاتی یکی بر دیگری نیست بلکه برای ایفای نقشِ تکمیلی در خانواده و جامعه بر اساسِ ویژگیهای زیستی و روانشناختی و بهره­مندی مناسب و بجا از توانمندیهای متفاوت آن دو است .
11ـ آیا کلمة « اِنس » و « بَنی­آدم » در قرآنِ کریم اختصاص به جنسِ خاصّی دارد ؟ چرا ؟ [خ89]
کلمة انس و بنی­آدم در قرآنِ کریم اختصاص به جنسِ خاصّی ندارد و هر پیامی که با این کلمات همراه شده به زن ومرد ـ هر دو ـ مربوط می­شود .
( یا خیر ) زیرا زنان و مردان به عنوانِ افرادِ نوع انسان ویژگیهای فطری یکسان و هدفِ مشترکی دارند که با استفاده از سرمایه­های ذاتی خود می­توانند به آن هدف برسند و در بهشتِ جاویدِ خداوند منزل گُزینند .
12ـ چگونه نیاز به آرامش و اُنسِ روحی با همسر موجبِ تشکیل خانواده می‌شود ؟
نیاز برتری که زن و مرد را به بودن در کنارِ یکدیگر فرا می‌خواند ، آرامشی است که بدین وسیله به دست می‌آید . این آرامش ، تنها با بودن در کنارِ همسر حاصل می‌شود و راهِ دیگری برای دستیابی به آن نیست . اگر فردی غرق در لذّت‌های جنسی باشد امّا مجرّد زندگی کند ، باز هم نوعی بی‌قراری درونی او را آزار می‌دهد و جای خالی همسر را در کنار خود حسّ می‌کند .
13ـ در زمینه­های شکل­گیری نهادِ خانواده موارد مقابل را مشخّص نمایید . [خ90]
الف) ابتدایی­ترین زمینه : نیازِ جنسی                       
ب) عالی­ترین زمینه : نیاز به رشد معنوی واخلاقی
 
14ـ مهمّ­ترین عاملِ پایداری خانواده پس از ازدواج را بنویسید . [خ92]
درکِ درستِ زوجیّت و مکمّلِ هم بودنِ زن و مرد و عمل به این درک
درس پانزدهم  :
1ـ با توجّه به روایاتِ معصومین (ع) چهار مورد از معیارهای همسرِ شایسته را نام ببرید . [خ85]
دینداری ـ اخلاق نیکو ـ کُفو یا هم­شأن بودن ـ پاکدامنی ـ توانایی بر تأمین زندگی
اصالتِ خانوادگی ، پوششِ مناسبِ اسلامی ، عدمِ ارتباطِ قبلی با جنسِ مخالف ، صداقت با همسر ، سلامتِ جسمی ، انجام دادنِ عبادات به خصوص نماز ، عاقل و فهیم بودن ، اخلاقِ خوب و خوشرویی ، قناعت در زندگی ، کسب و کارِ حلال ، زیبایی و موردِ پسند بودن ، داشتنِ دوستانتِ درستکار و سالم .
2ـ کامل کنید : اگر عقد ازدواج به زور انجام گیرد ، ( باطل ) است . [ش90] 
3ـ درستی یا نادرستی گزارة­ زیر را  با ( ص/ غ ) مشخّص کنید .
ـ نباید فاصلة میانِ بلوغِ جنسی و عقلی با زمانِ ازدواج زیاد شود . [د89]  ص
4ـ از دیدگاهِ قرآنِ کریم ، در صورتِ نبودنِ کدام معیار در فرد ، ازدواج با او حرام می­شود ؟ [خ91] ایمان
5ـ از نظرِ قرآنِ کریم مهمّ­ترین معیارِ همسرِ شایسته کدام است ؟ [خ92] ایمان
6ـ با توجّه به آموزه­های پیشوایانِ دین درباره هر یک از مواردِ زیر توضیح دهید . [ش85]
الف) مشورت با پدر و مادر در انتخاب :
پیشوایانِ دین از ما خواسته‌اند که در موردِ همسرِ آینده با پدر و مادرِ خود مشورت کنیم و به انتخابی دست بزنیم که رضایت و خُرسندی آنان را به دنبال داشته باشد . پدر و مادر به علّت علاقه و محبّت به فرزند ، معمولاً‌ مصالح و خوش‌بختی او را در نظر می‌گیرند و به علّت تجربه و پختگی‌شان ، بهتر می‌توانند خصوصیّات افراد را دریابند و عاقبتِ ازدواج را پیش‌بینی کنند .
ب) دو راهِ مناسب برای شناختِ همسر :
1 ـ تحقیق دربارة خانوادة همسر و موقعیّتِ اعضای خانواده در محلّ زندگی و محلّ کار .
          2 ـ شناختِ دوستانِ همسر و کسانی که او با آن‌ها معاشرت بیش‌تری دارد .
3ـ تحقیق دربارة روحیات و خُلقیاتِ همسر در محیطِ کار یا محلّ تحصیل .
4ـ معاشرتِ خانواده‌های دو طرف با یکدیگر و بهره‌بُردن از تجاربِ پدر و مادر در این معاشرت‌ها .
5ـ مشورت با افرادِ قابلِ اعتماد و کاردان .
6 ـ گفت و گو با یکدیگر در جلساتِ حضوری و طرحِ نظریّات و دیدگاه‌ها دربارة موضوعاتِ مختلف
7ـ لازمة انتخابِ شایستة همسر ، تسلّط بر چه چیزی است ؟ [د88]
تسلّط کامل بر شور و احساسِ جوانی
8ـ چرا نباید فاصلة میانِ بلوغِ طبیعی و فکری با زمانِ ازدواج زیاد شود ؟ [خ85]
ازدواج ، برای رفعِ یک نیازِ طبیعی و پاسخگویی به قانونِ خلقت انجام می‌شود اگر به این نیازِ طبیعی در زمان و موقعیّت مناسب پاسخ داده نشود ، مانند سایرِ نیازها ، اختلالات و مشکلاتِ خاصّ خود را به دنبال دارد و آسیب‌های جُبران­ناپذیر روانی ، اخلاقی و اجتماعی وارد می‌کند . برخی از زمینه‌های پیوندِ خانواگی مانندِ نیازِ جنسی و آرامشِ روحی و روانی ناشی از کنارِ همسر بودن ، اندکی پس از دورانِ بلوغ آغاز می‌شود . پاسخگویی به این نیازها را نمی‌توان چندان به تأخیر انداخت .
9ـ چرا إذنِ پدر برای ازدواجِ دختر اِلزامی است ؟ [د85 – ش86 – ش88- ش89 – د90-خ92]
  لطافت‌های روحی و ظرافت‌های عاطفی دختر ، آن گاه که در فضای محبّت و علاقة‌ جنسِ مخالف قرار می‌گیرد ، احتمالِ نادیده گرفتنِ برخی واقعیّت‌ها و کاستی‌ها را به دنبال دارد ؛ به خصوص که دختران به خاطرِ حیا و عزّت نفسِ قوی خود ، در ازدواج پیشقدم نمی‌شوند . طلب و درخواست از طرفِ پسر و پذیرش و قبول از جانبِ دختر است . در چُنین مواقعی ، پدر که بر احساساتِ خود غلبه دارد و نیز دارای تجاربِ فراوان و شناختِ کامل از جنسِ مرد است ، می‌تواند به سانِ باغبانی از گُلِ لطیف و ظریفِ خویش مراقبت کند و به راهنمایی او بپردازد .
10ـ آمادگی برای ازدواج نیازمندِ چند بلوغ است ؟ نام ببرید . [خ 86- خ 88- ش90]
آمادگی زیستی و روحی ازدواج نیازمند دو بلوغ است : یکی بلوغِ جنسی و دیگری بلوغِ عقلی و فکری که مدّتی پس از بلوغِ جنسی ایجاد می‌شود و نباید فاصلة ‌میانِ بلوغِ جنسی و عقلی با زمانِ ازدواج زیاد شود و تشکیل خانواده به تأخیر افتد .
11ـ چرا پیشوایانِ دین در امرِ ازدواج مشورت با پدر و مادر را سفارش کرده­اند ؟ [د86- خ90]
زیرا پدر و مادر به علّتِ علاقه و محبّت به فرزند معمولاً مصالح و خوشبختی او را در نظر می­گیرند و به علّتِ تجربه و پختگی­شان بهتر می­توانند خصوصیّاتِ افراد را دریابند و عاقبتِ ازدواج را پیش­بینی کنند .
12ـ چرا تنها « علاقه و محبّتِ اوّلیّه » نمی­تواند لازمة انتخابِ همسر باشد ؟ [خ87]
زیرا محبّت و علاقة اوّلیه چشم و گوش را می­بندد و عقل را به حاشیه می­راند ، به گونه­ای که فریادهای خیرخواهانة او را نمی­شنوند . ( حُبّ الشّیء یُعمی و یُصمّ : علاقة شدید به چیزی آدمی را کَر وکور می­کند . )
13ـ چه نوع معاشرتهایی برای شناختِ همسر نتیجه­بخش نیست ؟ چرا ؟ [خ87]
تحقیق در بارة همسرِ آینده را نباید با معاشرتهایی که منشأ آن تنها هوسهای زودگذر است ، اشتباه کرد . این گونه معاشرتها ، هر چند با عنوانهایی مانندِ شناختِ روحیّة همسر و امتحانِ او باشد ، نتیجه­بخش نیست و آثارِ زیانبارِ دیگری دارد که به خاطرِ همان آثار ، خداوند اجازة این گونه معاشرتها را نداده است . در این معاشرتها معمولاً احساسات بر هر دو نفر حاکم می­شود و هر طرف اصرار دارد خود را بهتر از آنچه هست نشان دهد تا محبوبِ دیگری واقع شود . معمولاً هم بیشترِ این معاشرتها به سُستی رابطه و جدایی می­انجامد .
14ـ ازدواج به موقع چه فوایدی را در بر دارد ؟ [ش87 ]
شادابی ـ نشاط ـ سلامت جسمی و روحی ـ  رشد طبیعی ـ احساسِ رضایتِ درونی ـ تعادل در حرکت و رفتار ـ  خوشرویی و خوش خُلقی ـ کاهشِ فشارِ جنسی ـ کاهشِ روابطِ نامشروع و آسیبهای اجتماعی و روانی ـ از فوایدِ ازدواج به موقع است .         
15ـ سه مورد از راههای شناخت همسر را بنویسید . [د87- ش90- د90]
الف) تحقیق دربارة خانواده همسر و موقعیّت اعضای خانواده در محلّ زندگی و محلّ کار
ب) شناختِ دوستانِ همسر و کسانی که با آنها معاشرت بیشتری دارد .
ج) تحقیق دربارة روحیاتِ و خُلقیات همسر در محیطِ کار یا محلّ تحصیل
د) معاشرت خانواده­های دوطرف با یکدیگر و بهره بردن از تجارب پدر و مادر در این معاشرتها
ه) مشورت با افرادِ قابلِ اعتماد و کاردان
و) گفتگو با یکدیگر در جلساتِ حضوری و طرح نظریّات ودیدگاهها دربارة موضوعاتِ مختلف
16ـ چرا نمی­توان در قالبی غیر از ازدواج به نیازِ جنسی پاسخ داد ؟ توضیح دهید . [خ88]
زیرا لذّتِ آنی برخاسته از گناه ، پس از چندی روح و روانِ فرد را پَژمرده می­کند و شخصیّت او را می­شکند این گونه اشخاص ، به جای بازگشت به مسیرِ درست ، برای فرار از این پَژمردگی به افراط در گناه کشیده می­شوند امّا نمی­دانند که روحشان مانندِ تشنه­ای است که هر چه بیشتر به او آب دریا می­دهند ، بر تشنگی­اش افزوده می­شود و بی­قراریش شدّت می­گیرد .
17ـ نتایجِ ازدواج در زمان و موقعیّتِ مناسب و نامناسب را با یکدیگر مقایسه کنید . [خ89]
ازدواج برای رفعِ نیازهای طبیعی و پاسخگویی به قانونِ خلقت انجام می­شود . اگر به این نیازهای طبیعی در زمان و موقعیّتِ مناسب پاسخ داده نشود مانندِ سایرِ نیازها اختلالات و مشکلاتِ خاصّ خود را به دنبال دارد و آسیبهای جُبران ناپذیر روانی ، اخلاقی و اجتماعی وارد می­کند و بر عکس شادابی ،  نشاط ، سلامت جسمی و روحی ، رشد طبیعی ، احساسِ رضایتِ درونی ، تعادل در حالات و رفتار ، خوشرویی و خوش خُلقی ، کاهشِ فشارِ جنسی ، کاهشِ روابطِ نامشروع و آسیبهای اجتماعی و روانی از فوایدِ ازدواج به موقع است .
18ـ از نظرِ مقرّراتِ اسلامی اگر عقدی به زور انجام گیرد چه حُکمی دارد ؟ [د89]
اگر عقدی به زور انجام گیرد باطل است و مشروعیّت ندارد .
19ـ چهار مورد از معیارهای همسرِ شایسته را با توجّه به روایاتِ معصومین (علیهم‌السّلام) نام ببرید .
دینداری ـ اخلاق نیکو ـ کُفو یا هم­شأن بودن ـ پاکدامنی ـ توانایی بر تأمین زندگی
درس شانزدهم  :
1ـ ترجمه کنید : « وَ قَضَى رَبُّکَ أَلا تَعْبُدُوا إِلا إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا ... » ( إسراء ، 17 / 23 ) [خ86- خ88-  ش90]
و حُکم کرد پروردگارت که عبادت نکنید غیر از او را ، و نیکی به پدر و مادر را .
2ـ « نفقه » چیست و بر عهدة چه کسی می­باشد ؟ [خ85 – د86]
هزینه‌های لازم جهتِ خوراک ، پوشاک ، مسکن و آنچه برای آسایش و رفاه شایستة همسر ( زن ) ضرورت دارد را نفقه گویند . و بر عهدة شوهر است .
3ـ وظیفة مالی که به عهدة مرد قرار دارد ، از نظرِ شرعی و حقوقی به چه چیزی تعبیر شده است ؟[خ91] نفقه
4ـ نفقه را تعریف کنید . [ش86- ش87- ش88- ش89 ـ ش90- د90]
تأمینِ هزینه­های لازم جهتِ خوراک پوشاک ، برای آسایش و رفاهِ همسر ضروری است .
یا وظیفة مالی که بر عهدة مرد قرار می­گیرد .
5ـ آیا « شرطِ پرداختِ نفقه » نیازمند بودنِ زن است ؟ توضیح دهید . [د87]
خیر ٬ بلکه برای انجام دادنِ وظایف همسری است اگر زن ثروتمند هم باشد باز هم این تکلیف بر عهدة مرد است و اگر زن درآمدِ خود را در هزینة خانواده مصرف کند به همسر خود کمک کرده است .
6ـ شرطِ پرداخت نفقه چیست ؟ [ش90] انجام دادنِ وظایفِ همسری
7ـ مهمّ­ترین وظیفه ( نقش ) مشترک زن و مرد ( پدر و مادر ) در خانواده چیست ؟ آن را توضیح دهید . [ش85- د85- خ 88- ش90]
برنامه‌ریزی برای رشد و تعالی خود و فرزندان ـ مهمّ‌ترین وظیفه پدر و مادر ، ایجادِ زمینة مناسب برای رشد و تعالی خانواده است و همة نقش‌های قبلی برای به انجام رساندنِ این وظیفه است .
8ـ چهار نقش مرد در زندگی مشترک را نام ببرید . [د85 – خ86- د90]
 1 ـ تأمینِ هزینة زندگی خانواده
2 ـ مدیریّت و نگاهبانی از حریمِ خانواده
3 ـ رابطة‌ محبّت‌آمیز با همسر
4 ـ نقش پدری
 
9ـ از نقش­های مرد « رابطة محبّت­آمیز با همسر » را توضیح دهید . [ش87]
مرد باید محبّت درونی خود را به همسر ابراز کند و از مخفی کردن آن بپرهیزد ، همسر با شنیدنِ ابرازِ محبّت اعتماد به نفس فوق العاده­ای پیدا می­کند و توجّه او به زندگی چند برابر می­شود .         
10ـ از نقشِ مرد در خانواده « محبّت و نظارتِ پدری » را توضیح دهید . [د89]
پدر فقط نان­آورِ خانواده نیست بلکه باید با برقراری ارتباطِ درست با فرزندان عواطفِ پدری را به آنان منتقل کند . برای آیندة آنان برنامه­ریزی نماید . وقتی به نوجوانی و جوانی رسیدند با آنها مشورت کند . برای زندگی آینده ، آنان را آماده سازد . درد دلهای آنان را بشنود . و از هر جهت مراقبِ سرنوشت و آیندة آنها باشد .
11ـ سه شرطِ اصلی پیمانِ ازدواج را بنویسید . [ش86- خ87- د88- ش90- د90]
1ـ اعلامِ رضایتِ دختر و پسر و اجباری نبودنِ ازدواج برای هیچ کدام .
2ـ  فریب‌کاری نکردن و طرحِ عیب‌هایی که ممکن است هر یک از دختر و پسر داشته باشند .
3ـ اذنِ پدر برای ازدواجِ دختر.
4ـ صِداق یا مهریّة زن .
12ـ « مهریّه » یا « صِداق » را تعریف کنید : [خ92] در پیمان زناشویی مرد به نشانة ارزشی که برای زن قائل است و اعلامِ صداقتِ خود در نسبت به همسر متعهّد می­شود که هدیه­ای را به عنوانِ مَهر یا صِداق به زن تقدیم کند .
13ـ وظایفِ ما ( فرزندان ) نسبت به پدر و مادر چیست ؟ ( چهار مورد ) [ش86- خ89]
جلبِ رضایتِ پدر و مادر ـ حفظِ حُرمتِ پدر و مادر ـ اطاعت از دستورهای پدر و مادر ـ خدمت به پدر و مادر بدونِ چشمداشت ـ محبّت کردن به پدر و مادر ـ قدردانی و شکرگزاری از آن‌ها
14ـ چرا هیچ کاری را نمی­توان با « نقشِ مقدّسِ مادری » برابر دانست ؟ [د87]
زیرا رشد و بالندگی فرزند از ابتدای انعقادِ نطفه در رحم تا مدّتها پس از تولّد بر عهدة مادری با محبّت ، شکیبا ، فداکار ، خردمند ، عفیف و با تقواست . رشدِ متعادل و طبیعی فرزند بیشتر بر عهدة مادر است و با وقت­گذاری او ممکن می­شود .
15ـ کدام یک از موارد زیر مربوط به نقش مرد و کدام یک مربوط به نقش زن در خانواده است ؟ [ش88]
الف ) تدبیرِ امورِ خانه : نقشِ زن
ب ) مدیریت و نگهبانی از حریمِ خانواده : نقشِ مرد
16ـ چه نقش­هایی در خانواده بر عهدة زن می­باشد ؟ نام ببرید . [خ89]
همسرداری ـ تدبیرِ امورِ خانه ـ مادری
17ـ در خانواده تدبیر امور خانه از وظایف چه کسی است ؟ و چرا این نقش از ارزش و اهمیّت برخوردار است ؟ [ش89 ]
زن ـ زیرا مدیریت داخلی خانه ( خانه­داری ) جمع­کننده و پیونددهندة پدر ومادر و فرزندان و نگه­دارندة آنها در زیرِ یک سقف است . زنانی که با دوراندیشی امورِ خانه را سامان می­دهند و از آموزه­های علمی کمک می­گیرند بستری برای رشد و بالندگی فرزندان و آرامش و نشاط که از اهدافِ مهمّ خانواده است به وجود می­آورند .
18ـ از نقش­هایی که در خانواده بر عهدة زن می­باشد « همسرداری » را شرح دهید . [خ90] 
زن آرامش­بخشِ زندگی مرد است . زن با گرمای وجود خویش به محیطِ خانه شادی و نشاط می­بخشد . مرارتها و خستگی­ها را از همسرِ خود دور می­کند و در سختی­های روزگار در کنارِ او می­ایستد در چارچوبِ این رابطة سرشار از محبّت تمایلاتِ جنسی زن و مرد ارضاء و نیازهای زندگی زناشویی برطرف می­شود با ارضای این نیازها و تمایلات توجّه به خارج از خانه از بین می­رود و فسادِ اجتماعی کاهش می­یابد .
19ـ درستی یا نادرستی گزاره­های زیر را  با ( ص/ غ ) مشخّص کنید .
ـ شرطِ پرداختِ نفقه نیازمند بودنِ زن نیست ، بلکه انجام دادنِ وظایفِ همسری است . [د90] ص
ـ عالی­ترین هدفِ تشکیلِ خانواده رابطة‌ محبّت‌آمیز با همسر است . [د92]  غ
20ـ از وظایفِ مرد در خانواده « نقشِ پدری » را توضیح دهید .
تربیتِ متعادلِ فرزندان وقتی انجام می‌گیرد ، که هر کدام از پدر و مادر نقشِ خود را در تربیت بر عهده بگیرند و در انجام دادنِ آن کوتاهی نکنند . پدر نباید تصوّر کند که فقط نان‌آورِ خانواده است . بلکه باید با برقراری ارتباطِ درست با فرزندان ، عواطفِ پدری را به آنها منتقل کند .



تاریخ : یکشنبه 7 آذر‌ماه سال 1395 | 02:39 ب.ظ | چاپ | نویسنده: . | نظرات (0)

 

محتوای آموزشی

 

 

 

کتاب دین و زندگی 2 ( نسخه pdf )

 

کتاب دین و زندگی 3 ( نسخه pdf )

 

کتاب دین و زندگی 4 ( نسخه pdf )

 

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 

پیام آیات دینی 2 ( نسخه word )

 

پیام آیات دینی 2 ( نسخه pdf )

 

پیان آیات دینی 3 ( نسخه word )

 

پیام آیات دینی 3 ( نسخه pdf )

 

پیام آیات دینی 4 ( نسخه word )

 

پیام آیات دینی 4 ( نسخه pdf )

 

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 

ترجمه منظوم آیات دینی 2 ( نسخه word )

 

ترجمه منظوم آیات دینی 2 ( نسخه pdf )

 

ترجمه منظوم آیات دینی 3 ( نسخه word )

 

ترجمه منظوم آیات دینی 3 ( نسخه pdf )

 

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 

سؤالات امتحان نهایی دینی 3 ( نسخه word )

 

سؤالات امتحان نهایی دینی 3 ( نسخه pdf )

 

پرسشهای امتحانهای نهایی دین و زندگی 3 همراه با پاسخ آنها ( نسخه word )

 

پرسشهای امتحانهای نهایی دین و زندگی 3 همراه با پاسخ آنها ( نسخه pdf )

 

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 

اندیشه و تحقیق دین و زندگی 3 ـ چاپ 1391 ( نسخه word )

 

اندیشه و تحقیق دین و زندگی 3 ـ چاپ 1391 ( نسخه pdf )

 

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 

پرسشهای امتحانهای نهایی دین و زندگی 4 ( نسخه word )

 

پرسشهای امتحانهای نهایی دین و زندگی 4 ( نسخه pdf )

 

سؤالات امتحان نهایی دین و زندگی 4 همراه با پاسخنامه ( نسخه word )

 

سؤالات امتحان نهایی دین و زندگی 4 همراه با پاسخنامه ( pdf )

 

 

پاورپوینت دین و زندگی سال چهارم متوسطه

( پیش دانشگاهی )

درس دوم

درس هفتم

درس نهم

درس دهم



برای دانلود سوالات روی لینک ذیل کلیک نمایید:

سوالات آزمون دین و زندگی(1)، درسهای اول و دوم 

برای دریافت جزوه روی لینک ذیل کلیک نمایید:

جزوه درس به درس فلسفه  ویژه رشته‌های سوم انسانی و معارف

 

برای دریافت فایل‌های صوتی قرائت دین و زندگی(1)، پایه دهم روی

لینک‌های ذیل کلیک نموده و سپس مراحل دانلود را ادامه دهید:

 

قرائت درس اول دین و زندگی(1)، پایه دهم

قرائت درس دوم دین و زندگی(1)، پایه دهم

قرائت درس سوم دین و زندگی(1)، پایه دهم

قرائت درس چهارم دین و زندگی(1)، پایه دهم

قرائت درس پنجم دین و زندگی(1)، پایه دهم 

قرائت درس ششم دین و زندگی(1)، پایه دهم

قرائت درس هفتم دین و زندگی(1)، پایه دهم

قرائت درس هشتم دین و زندگی(1)، پایه دهم


دریافت بارم بندی دین و زندگی(1)، پایه دهم انسانی

دریافت بارم بندی دین و زندگی(1)، پایه دهم دیگر رشته‌ها !!



 

پرسشهای امتحانهای نهایی دین و زندگی 3 همراه با پاسخ آنها ( نسخه pdf )

سؤالات امتحان نهایی دین و زندگی 4 همراه با پاسخنامه ( pdf

 


جزوه هشت درس اول دین و زندگی(1)، پایه دهم


برای دریافت فایل  کتب می‌توانید روی لینک‌های زیر کلیک

نمایید:

دین و زندگی(1) رشته انسانی فایل کامل کتاب30.63 مگابایت

دین و زندگی(1) رشته‌های غیر از انسانی فایل کامل کتاب26.87 مگابایت 

 


سؤالات آزمون نهایی معارف اسلامی پیش دانشگاهی

خردادماه 95 ،سه شنبه 3 / 3 / 95

معارف اسلامی (مسلمانان )


سؤالات نهایی درس دین و زندگی(3) کلیه‌ی رشته‌ها + پاسخ‌نامه

قرآن و تعلیمات دینی ۳ دین و زندگی و اصول عقاید۲(شیعیان












تاریخ : سه‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1395 | 07:54 ب.ظ | چاپ | نویسنده: . | نظرات (0)
برای دسترسی به پاسخنامه «کتاب فلسفه چهارم انسانی چاپ94»، فایل ضمیمه را بارگیری نمایید:
فایل ضمیمه
 

                                           با تشکر از همکار محترم سرکارخانم نرگس آموسا


برای دانلود سوالات روی لینک ذیل کلیک نمایید:

سوالات آزمون دین و زندگی(1)، درسهای اول و دوم

برای دریافت جزوه روی لینک ذیل کلیک نمایید:

جزوه درس به درس فلسفه  ویژه رشته‌های سوم انسانی و معارف

برای دریافت فایل‌های صوتی قرائت دین و زندگی(1)، پایه دهم روی

لینک‌های ذیل کلیک نموده و سپس مراحل دانلود را ادامه دهید:

 

قرائت درس اول دین و زندگی(1)، پایه دهم

قرائت درس دوم دین و زندگی(1)، پایه دهم

قرائت درس سوم دین و زندگی(1)، پایه دهم

قرائت درس چهارم دین و زندگی(1)، پایه دهم

قرائت درس پنجم دین و زندگی(1)، پایه دهم 

قرائت درس ششم دین و زندگی(1)، پایه دهم

قرائت درس هفتم دین و زندگی(1)، پایه دهم

قرائت درس هشتم دین و زندگی(1)، پایه دهم

دریافت بارم بندی دین و زندگی(1)، پایه دهم انسانی

دریافت بارم بندی دین و زندگی(1)، پایه دهم دیگر رشته‌ها !!

پرسشهای امتحانهای نهایی دین و زندگی 3 همراه با پاسخ آنها ( نسخه pdf )

سؤالات امتحان نهایی دین و زندگی 4 همراه با پاسخنامه ( pdf

روی لینک ذیل کلیک نمایید:

جزوه هشت درس اول دین و زندگی(1)، پایه دهم

سؤالات درس اول با پاسخ تشریحی + پاسخ تشریحی

سؤالات درس سوم ، صفحه اول

سؤالات درس سوم ، صفحه دوم

سؤالات درس چهارم، صفحه اول

سؤالات درس چهارم، صفحه دوم

سؤالات درس چهارم، صفحه سوم

سؤالات درس پنجم ، صفحه اول

سؤالات درس پنجم ، صفحه دوم

سؤالات درس پنجم ، صفحه سوم

سؤالات درس پنجم ، صفحه چهارم


دین و زندگی(1) رشته انسانی فایل کامل کتاب30.63 مگابایت

دین و زندگی(1) رشته‌های غیر از انسانی فایل کامل کتاب26.87 مگابایت 

سؤالات آزمون نهایی معارف اسلامی پیش دانشگاهی

خردادماه 95 ،سه شنبه 3 / 3 / 95

معارف اسلامی (مسلمانان )

سؤالات نهایی درس دین و زندگی(3) کلیه‌ی رشته‌ها + پاسخ‌نامه

قرآن و تعلیمات دینی ۳ دین و زندگی و اصول عقاید۲(شیعیان



قرآن و تعلیمات دینی ۳ دین و زندگی و اصول عقاید۲(شیعیان)

 

قرآن و تعلیمات دینی ۳ دین و زندگی و اصول عقاید۲ (شیعیان)

قرآن و تعلیمات دینی ۳ دین و زندگی و اصول عقاید۲ (شیعیان) 

قرآن و تعلیمات دینی ۳ دین و زندگی و اصول عقاید۲ (شیعیان)

قرآن و تعلیمات دینی ۳ دین و زندگی(شیعیان)

قرآن و تعلیمات دینی ۳ دین و زندگی(شیعیان)

قرآن و تعلیمات دینی ۳ دین و زندگی(شیعیان)

قرآن و تعلیمات دینی ۳ دین و زندگی(شیعیان)

قرآن و تعلیمات دینی ۳ دین و زندگی(شیعیان)

قرآن و تعلیمات دینی ۳ دین و زندگی(شیعیان)

قرآن و تعلیمات دینی ۳ دین و زندگی(شیعیان)

قرآن و تعلیمات دینی ۳ دین و زندگی(شیعیان)

 

12 دوره سؤالات نهایی دین و زندگی(3)، کلیه‌ی رشته‌ها





آزمون شماره یک، صفحه‌ی اول


آزمون شماره یک، صفحه‌ی دوم


آزمون شماره دو، صفحه‌ی اول  


آزمون شماره دو، صفحه‌ی دوم


آزمون شماره سه، صفحه‌ی اول


آزمون شماره سه، صفحه‌ی دوم


آزمون شماره چهار، صفحه‌ی اول


آزمون شماره چهار، صفحه‌ی دوم


برای دانلود روی لینک ذیل کلیک نمایید:

سؤالات نهایی درس هشتم دین و زندگی(3)






 





 



 

نوستراداموس نام لاتین مایکل دنوستردام، فیزیکدان و منجمی فرانسوی بود که در قرن ۱۶ رندگی می‌کرده است. جزئیات زندگی او به درستی مشخص نیستند و علاقه‌مندان و منتقدان نوستراداموس در مورد این جزئیات، اختلاف نظرهای زیادی دارند.

نظر عموم بر این است که نوستراداموس در سال ۱۵۰۳ میلادی در خانواده‌ای تحصیل کرده که تجارت حبوبات داشته‌اند، به دنیا آمده است. به نظر می‌رسد که او در سنین کودکی یادگیری علوم فراوانی مانند علم سنتی، ریاضی، زبان و نجوم را آغاز کرده بود.

گرچه از نظر علمی پذیرش پیشگویها در خور بحث است وان اینکه ایا انسان قادر به پیشگوی است ویا نه وبحث هایی ما بین اندیشمندان صورت میگیرد برخی گار پیشگویی را به سبقت روح بر جسم تلقی مینمایند وبرخی نیز الهامات  الهی را ریشه پیشگویی قلمداد میکنند وانرا میپذیرند ولی از دیدگاه طبیعت گرا به لحاظ تفکر مادی پذیرش پیشگویی کار درستی نیست وقالب مادی انسان قادر به انجام کاری فراترا بعد مادی نمیباشد واز این نظرکاری غیر ممکن وناشدنی است

اما چند نکته راجع به پیشگویی نوستراداموس از نظر حقیر

1-اشعار نوستراداموس به زبان رمز  میباشد وهنوز رمز گشایی نشده است

2-پیشگویی های نوستراداموس پس از اتفاق  معمولا رمز گشایی میگردد در برخی موارد اسامی  را به صورت تطبیقی رمز گشایی کردند

3- با توجه به نقش زمان در پیشگویی ها ، معمولا ان را در لابلای اشعار نمیتوان به درستی تطبیق نمود ولذا پیشگویی های نوستراداموس چندان با زمان مطابقت ندارد

4-  اگر بنارا بر راستی پیشگویی های نوستراداموس بگذاریم منابع اصلی الهامات وی عقیده به ماورای طبیعت میباشد که عده ای در پذیرش ان هنوز تردید داردند گرچه این دیدگاه در نظر اهل تحقیق مورد پذیرش نیست بنابراین لزوم بها دادن به علوم مترقی گذشته بیش از پیش اشکار میشود

5- پیشگویی های نوستراداموس ویا هر پیشگویی هایی  دیگری از طرف انسانهای عالم مورد پذیرش  محقیقین  نمیباشد  به لحاظ اینکه منابع اصلی این پیشگویی را باید در اساطیر گذشتگان یافت که مبنای علمی ندارد ولی پیشگویی انسان به لحاظ اتصال به وحی ، با توجه به  شالوده آن قابل پذیرش میباشد نظیر پیشگویی هایی که از طرف معصومین ع در طول تاریخ ثبت شده است .

6- برخی ازانسانها نیز معتقدن که تفسیر های شخصی در ترجمه اشعار نوستراداموس بسیار دخیل دارد تا جایی که احتمال غلبه دیدگاه مفسران بر دیدگاه نوستراداموس بیشتر جلوه گری میکند

دو نمونه از پیشگویی های نوستراداموس

1- غول‌های بزرگ و خشمگین و گرسنه از رودها گذر خواهند کرد و بخش بزرگی از میدان نبرد در مقابل هیستر خواهند بود. مرد بزرگ درون قفس آهنی کشیده خواهد شد، در حالی که فرزند آلمان چیزی مشاهده نمی‌کند.

طرفداران نوستراداموس نام هیستر را مستقیماً به نام هیتلر مرتبط می‌دانند. بیتی دیگر به قیام رهبری بدون ریشه و از خانواده‌ای فقیر در غرب اروپا اشاره می‌کند و در بیتی دیگر سخن از جنگ هیستر با آسیا و آفریقا به میان می‌آید.

2- با اتفاقاتی که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۱ افتاد با پخش شدن ایمیلی در آمریکا مبنی بر پیش‌گویی صحیح نوستراداموس از وقوع این اتفاق سخن از نوستراداموس در همه جا به گوش می‌رسید. این ایمیل شامل ابیات زیر بود:

در شهر بزرگ صاعقه‌ای بزرگ اتفاق خواهد افتاد و دو برادر در این فاجعه از پای درخواهند آمد. در حالی که سنگرها مقاومت می‌کنند، رهبر بزرگ تسلیم خواهد شد و جنگ بزرگ سوم با آتش‌گیری این شهر آغاز خواهد شد.

همان‌طور که انتظار دارید موافقان دو برادر را به برج‌های دوقلو، سنگر را به پنتاگون، رهبر را به رئیس جمهور وقت یعنی بوش و شهر بزرگ را به نیویورک تشبیه می‌کنند. البته در اصل این ابیات از نوستراداموس نبوده و کاملا ساختگی هستند.

پیش گویی های نوستراداموس برای اتفاقات سال 2016

1- (اوباما) آخرین رئیس جمهور آمریکاست:

نوستراداموس پیروزی رئیس جمهور سیاه پوست را در انتخابات ریاست جمهوری سال 2013 پیش بینی کرده بود و در پیش بینی هایش برای سال 2016 ریاست جمهوری باراک اوباما را پایان یافته می داند. اکثر مفسران بر این باورند که منظور نوستراداموس از این پیش بینی این است که قدرت جهانی از دست امریکا خارج خواهد شد و به یکی از کشورهای چین ، روسیه و یا کره شمالی خواهد رسید. 

2- آب و هوایی با الگوی نامعلوم:

در این نوشته و پیش بینی نوستراداموس به دفعات از تغییرات غیرطبیعی آب و هوا در سال 2016 گفته شده است. فجایع شدید آب و هوایی به وضوح دیده می شود . بارش برف در بهار و هوایی داغ در زمستان از هایلایت های پیش بینی نوستراداموس در سال 2016 است. 

3- صف های سیاره ای غیر معمول در فضا:

نوستراداموس همچنان در مورد صف سیاره ای غیرمعمول و عجیب گفته است و تغییرات نجومی را نشانه ای برای بروز حوادث عظیم همانند یک سونامی می داند. 

4- خاور میانه در آتش می سوزد:

انفجارات پی در پی در کشورهای خاورمیانه رخ می دهد و جنگهای سختی در این مناطق صورت می گیرد. این پیش بینی نوستراداموس با جنگهای صورت گرفته در عراق و سوریه تا حدودی به تحقق پیوسته است ولی مفسران همچنان بسیاری از پیش بینی های دیگر این فیلسوف را کاملا قابل تحقق نمی دانند. 

5- آخر دنیا فرا می رسد!

نوستراداموس بیانیه ای مبهم در رابطه با پایان یافتن دنیا در سال 2016 نوشته است. مفسران طبق جدول زمانی وقایع برخی از اولین نشانه های آن را بارها عنوان کرده اند. 

6- برای بچه دار شدن نیاز به کسب مجوز است :

پیش بینی نوستراداموس در رابطه با بچه دار شدن و تنظیم خانواده در سال 2016 به نوعی طنز آمیز بوده است. جناب پیش گو می گوید در سال 2016 برای بچه دار شدن باید مجوز کسب کنید. 

7- قطب ذوب خواهد شد:

هشدارهای بسیاری در سالهای اخیر از سوی دانشمندان هواشناسی در رابطه با گرم شدن زمین و فرو رفتن خشکی ها در آب داده شده است که پیش نینی نوستراداموس در این مورد امکان صحت این موضوع را بیشتر می کند. 

8- سرنوشت نامعلوم اسرائیل:

وضعیت اسرائیل همچنان نامشخص و نامعلوم خواهد بود. بر اساس پیش بینی نوستراداموس دولت اسرائیل در سال 2016 هم به ثبات نخواهد رسید. نوستراداموس در رابطه با حمله یکی از نیروهای غربی به اسرائیل خبر داده است. 

9-آتشفشان وزوویو در ناپلِ ایتالیا شروع به فوران می کند:

البته نوستراداموس این اتفاق را پیش بینی کرده است، ولی گویا دانشمندان با آن موافق نیستند. کوه وزوویو در 72 سالِ اخیر آرام بوده است و انتظار می رود هم چنان آرام بماند. 

10- بعد از صلح انسان و حیوان یک زبان جهانی به وجود می آید:

نوستراداموس در جمله ای می گوید: " خوک ها با انسان پیمان دوستی برقرا می کند ." شاید این نشانه ای باشد که بیانگر کاهش میزان کشتار حیوانات توسط انسان ها باشد."پس از اختراع موتورِ جدید، جهان به شکل روزهای پیش از بابل در خواهد آمد". بسیاری معتقدند واژه ی موتور به اینترنت اشاره دارد و این فناوری سرانجام می تواند یک زبان جهانی بیافریند.

 

 منبع یادشت های شخصی ونیز در قسمت زندگینامه واشعار از برخی وبلاگها کمک گرفته شد

یا علی انسان ترین انسان تویی
یا علی معروف ترین انسان تویی                  یا علی مشهورترین انسان تویی
یا علی مظلوم ترین مظلوم تویی               یا علی مشهود ترین انسان  تویی
یا علی مولد ترین  مولد  تویی                     یا علی  معجز  ترین انسان   تویی
یا علی مومن ترین مومن تویی                    یا علی مسلم ترین انسان  تویی
یا علی یا اعلی ترین اعلی تویی                     یا علی  والاترین  انسان  تویی
یا علی ولی ترین ولی تویی                           یا علی وصی ترین انسان تویی
یا علی وزیر ترین وزیر تویی                              یا علی غدیر ترین انسان تویی
یا علی امیر ترین امیر تویی                              یا علی تقی ترین انسان تویی
یا علی تفسیر ترین تفسیر تویی                     یا علی کبیر ترین انسان تویی
یا علی محکم ترین محکم تویی                  یا علی مخلص ترین انسان تویی
یا علی شاگرد ترین شاگرد تویی                    یا علی عالم ترین انسان تویی
یا علی جاذب ترین  جاذب تویی                      یا علی دافع ترین انسان تویی
یا علی ناطق ترین ناطق تویی                       یا علی واعظ ترین انسان تویی
یا علی ظاهرترین ظاهر تویی                         یا علی باطن ترین انسان تویی
یا علی قادر ترین قادر تویی                              یا علی فاتح ترین انسان تویی
یا علی عاقل ترین عاقل تویی                          یا علی نابغ ترین انسان تویی
یا علی فاضل ترین فاضل تویی                       یا علی کامل ترین انسان تویی
یا علی صابر ترین صابر تویی                         یا علی صادق ترین انسان تویی
یا علی عابد ترین عابد تویی                        یا علی خاشع ترین انسان تویی
یا علی عاشق ترین عاشق تویی                 یا علی عارف ترین انسان تویی
یا علی زاهد ترین زاهد تویی                          یا علی ناحل ترین انسان تویی
یا علی حامی ترین حامی تویی                   یا علی ناجی ترین انسان تویی
یا علی سابق ترین انسان تویی                 یا علی سالک ترین انسان تویی
یا علی خاکی ترین خاکی تویی                  یا علی ساقی ترین انسان تویی
یا علی  داعی ترین داعی تویی                  یا علی شافی ترین انسان تویی
یا علی روای ترین روای تویی                        یا علی راضی ترین انسان تویی
یا علی غابط ترین غابط تویی                       یا علی قاسم ترین انسان تویی
یا علی قانع ترین قانع تویی                            یا علی قاطع ترین انسان تویی
یا علی کاظم ترین کاظم تویی                    یا علی کاشف ترین انسان تویی
یا علی هادی ترین هادی تویی                   یا علی حاجی ترین انسان تویی
یا علی شجاع ترین شجاع تویی                       یاعلی خداترین انسان تویی
یا علی احسان ترین احسان تویی             یا علی انسان ترین انسان تویی

                                                          شعر : مالک یوسفی






تاریخ : جمعه 7 آبان‌ماه سال 1395 | 09:45 ب.ظ | چاپ | نویسنده: . | نظرات (0)
تفسیرآیات دین وزندگی دهم براساس تفسیرنور حجت الاسلام والمسلمین قرائتی

درس اول
سوره 44. دخان آیه 39،38
آیه

 وَمَا خَلَقْنَا السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لاَعِبِینَ‏
 مَا خَلَقْنَاهُمَآ إِلَّا بِالْحَقِ‏ّ وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ‏

ترجمه

و ما آسمان‏ها و زمین و آنچه را بین آنهاست به بازى نیافریدیم.
ما جز بر اساس حقّ آسمان و زمین را نیافریدیم، ولى اکثر مشرکان نمى‏دانند.

نکته ها

«لعب» به کار بى‏هدف، بى‏برنامه وبى‏نتیجه مى‏گویند، درست مثل بازى‏هاى کودکانه.
این دو آیه به منزله‏ى مقدّمه‏اى براى آیات بعد در مورد قیامت است، گویا اشاره به این دارد که اگر قیامت نباشد، آفرینش بى هدف است، زیرا هستى براى بشر آفریده شد و اگر بشر با مرگ پوچ شود، هستى نیز پوچ و بیهوده، لذا مى‏فرماید: ما آسمان‏ها و زمین را بى هدف نیافریدیم، بلکه هدفى بر حقّ داشتیم.

پیام ها

 1- هستى هدفدار است، پس ما نباید بى‏هدف باشیم. «و ما خلقنا... لاعبین»
 2- هدف هستى جز حقّ نیست، اگر هدف از خلقتِ چیزى را درک نکردیم مشکل در فهم و محدودیّت ماست. «الا بالحقّ»
 3- فرد حکیم در کار خود منتظر قضاوت و داورى مردم نیست. «الا بالحقّ ولکن اکثر هم لا یعلمون»
 4- علم واقعى، پى بردن به حقانیّت و حکمت کارهاى الهى است. «الا بالحقّ... لا یعلمون»

سوره 51. ذاریات آیه 56-58

آیه

وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ
مَآ أُرِیدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَآ أُرِیدُ أَن یُطْعِمُونِ‏
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ‏

ترجمه

و جن و انس را نیافریدم مگر براى آنکه مرا عبادت کنند.
و من از آنان هیچ رزقى نمى‏خواهم و نمى‏خواهم که به من طعام دهند.
زیرا خداوند است آن روزى رسانِ نیرومندِ استوار.

نکته ها

در حدیثى از امام حسین‏علیه السلام مى‏خوانیم: خداوند مردم را نیافرید مگر براى معرفت و شناختن و چون او را شناختند، او را عبادت مى‏کنند و هر که او را عبادت کند، از بندگى غیر او بى‏نیاز مى‏شود.(43)
جنّ، قبل از انسان آفریده شده و داراى تکلیف است. در این آیه نیز نامش قبل از انسان آمده است. «و ما خلقت الجنّ و الانس»
در قرآن، تمام آفرینش بر اساس حق است وهیچ آفریده‏اى باطل نیست، «و ما خلقنا السموات و الارض و ما بینهما الاّ بالحق»(44) وهمه‏ى آفریده‏ها در مسیر بهره‏مندى انسان است. «خلق لکم»(45)، «سخّر لکم»(46)، «متاعاً لکم»(47)
و انسان نیز براى هدفى متعالى آفریده شده که راه رسیدن به آن، عبادت خدا است. «و ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون» البتّه عبادت معناى عام دارد و به هر کار نیکى که با هدف الهى انجام شود، عبادت گفته مى‏شود.
سؤال: در قرآن اهداف دیگرى، همچون آزمایش و امتحان، براى آفرینش انسان مطرح شده، آیا آن اهداف با هدفى که در این آیه (56) آمده، هماهنگ است؟
پاسخ: قرآن در آیه دوم سوره مُلک مى‏فرماید: «خلق الموت والحیاة لیبلوکم أیّکم أحسن عملا» مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک عمل بهترى دارید. و در آیه دوازدهم سوره طلاق مى‏فرماید: «لتعلموا انّ اللّه على کلّ شى‏ء قدیر» هدف از آفرینش، علم انسان به قدرت الهى است.
در جمع‏بندى این آیات به نتیجه مى‏رسیم که هدف اصلى، بندگى خداوند است، لیکن عبادت نیازمند معرفت است که در جمله «لتعلموا» بیان شده است و در عبادت که همان پذیرفتن راه الهى و رها کردن راه‏هاى غیر الهى است، انسان آزمایش مى‏شود که در جمله «لیبکوکم» آمده است.
سؤال: اگر هدف آفرینش بشر عبادت است، پس چرا این هدف بطور کامل تحقق نیافته است؟
پاسخ: بارها خداوند در قرآن فرموده که اگر مى‏خواستیم، همه را به اجبار هدایت کرده و به بندگى خود در مى‏آوردیم، امّا خداوند بشر را آزاد آفرید، تا آگاهانه و آزادانه، عبادت کند.
سؤال: آیا خداوند به عبادت ما نیازمند است؟
پاسخ: قرآن بارها مى‏فرماید: خداوند از هر جهت غنى است، نه تنها از انسان، بلکه از همه هستى بى نیاز است. اگر به ما دستور دادند که منزل خود را رو به آفتاب بسازیم، نباید کسى گمان کند که خورشید به خانه ما نیاز دارد، این ما هستیم که به نور و انرژى آن محتاجیم. در این آیات نیز بى نیازى خداوند بیان شده است: «ما أرید منهم من رزق»
سؤال: اگر خداوند رزّاق است، پس چرا به همه رزق یکسان نمى‏دهد؟
پاسخ: رزّاق بودن یکى از صفات خداوند است، یکى دیگر از صفات او حکیم بودن است. یکسان بودن رزق، امرى حکیمانه نیست، بلکه باید تابع تلاش و کوشش انسان‏ها باشد. قرآن مى‏فرماید:
«فامشوا فى مناکبها»(48) از دامنه زمین بالا روید و رزق به دست آورید.
«وابتغوا من فضل اللّه»(49) به سراغ کسب و کار و فضل الهى بروید و داد و ستد کنید. چنانکه نباید توقّع داشته باشیم معلّم به همه شاگردان نمره یکسان بدهد، زیرا علاوه بر معلّم بودن و اختیار نمره دادن، حکیم نیز هست و باید میان شاگردان کوشا و بازیگوش، فرق بگذارد.
سؤال: اگر خداوند رزّاق است، قحطى‏ها براى چیست؟
پاسخ: گاهى کمبودها جنبه کیفرى دارد، چنانکه قرآن در مورد کیفر بنى‏اسرائیل مى‏فرماید: «فبظلم من الّذین هادوا حرّمنا»(50) به خاطر ظلمى که یهود کردند، بخشى از خوردنى‏ها را بر آنان حرام کردیم.
گاهى جنبه آزمایشى دارد: «و لنبلونّکم بشى‏ء من الخوف و الجوع»(51) ما از طریق گرسنگى و ترس و... شما را آزمایش مى‏کنیم.
گاهى جنبه تربیتى دارد: «فاخذناهم بالبأساء... لعلّهم یتضرّعون»(52) ما براى تضرّع و برگشت آنان به سوى خداوند، آنها را از طریق ناگوارى‏ها گوشمالى مى‏دهیم.
و گاهى نتیجه قهرى برخورد نادرست انسان با طبیعت است، همچون تخریب جنگل‏ها، آلوده ساختن آب رودخانه‏ها و به هم زدن تعادل محیط زیست که در طول زمان، مشکلات بسیارى از جمله قحطى را بدنبال مى‏آورد.
اگر ایمان داشته باشیم که رزق از خداست، ریشه‏ى بسیارى از حرص‏ها، بخل‏ها، حیله‏ها، حسدها، کلاهبردارى‏ها و کم فروشى‏ها، در انسان مى‏خشکد. «انّ اللّه هو الرّزاق...»
43) تفسیر نمونه.
44) حجر، 85 .
45) بقره، 29.
46) جاثیه، 13.
47) نازعات، 33.
48) ملک، 15.
49) جمعه، 10.
50) نساء، 160.
51) بقره، 155.
52) انعام، 42.

پیام ها

 1- جنّ و انس در تکلیف مشترکند. «الجنّ و الانس... لیعبدون»
 2- عبادت کردن بشر و الهى شدن مردم مهم است، نه عبادت شدن خداوند. «لیعبدون» (نفرمود: «لأعبد» تا من عبادت شوم.)
 3- لازمه‏ى عبادت، معرفت معبود است، پس آفرینش جن و انس براى شناخت حقّ و حرکت در راه خداوند است. «لیعبدون»
 4- انسان در معرض غفلت و نسیان است و باید پیوسته هدفش را به او تذکّر داد. «و ذکّر... ما خلقت الجنّ و الانس...»
 5 - خداوند بى نیاز است و عبادتى که از جن و انس مى‏خواهد، به خاطر احتیاج او نیست بلکه به خاطر رشد آنهاست. «و ما أرید منهم من رزق...»
 6- کسى که خودش رزّاق است، چه نیازى به رزق بندگان دارد. «ما أرید منهم من رزق... ان اللّه هو الرّزاق»
 7- تمام امکانات و تخصّص‏ها و ابزارها، وسیله و بستر رسیدن به رزق است ولى روزى رسان تنها خداست. «انّ اللّه هو الرّزاق»
 8 - خداوند در توان روزى‏رسانى کمبودى ندارد. «هو الرّزاق ذوالقوّة»
 9- با گذشت زمان، قدرت روزى رسانى خداوند کمرنگ نمى‏شود. «المتین» («متین» به معناى ثابت و استوار است)

سوره 6. انعام آیه 162, 163


آیه

قُلْ إِنَّ صَلَاتِى وَنُسُکِى وَمَحْیَاىَ وَمَمَاتِى لِلَّهِ رَبِّ الْعَلَمِینَ
لَا شَرِیکَ لَهُ وَبِذَلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ

ترجمه

بگو: همانا نماز من و عبادات من و زندگى من و مرگ من براى خداوند، پروردگار جهانیان است.
شریکى براى او نیست و به آن (روح تسلیم و خلوص و عبودیّت) مأمور شده‏ام و من نخستین مسلمان و تسلیم پرودرگارم.

نکته ها


روایت شده که رسول اکرم صلى الله علیه وآله در آستانه‏ى نماز این آیات را مى‏خواند. [529]
مرگ، بر حیات احاطه دارد و حیات بر نُسُک، و نُسُک بر نماز. بنابراین، نماز، هسته‏ى مرکزى در درون عبادات است.
اسلام، به معناى تسلیم بودن در برابر امر خداوند است و به همه‏ى انبیا نسبت داده شده است. حضرت نوح‏علیه السلام خود را مسلمان دانسته است، «اُمرت اَن اکون من المسلمین» [530] حضرت ابراهیم‏علیه السلام از خداوند مى‏خواهد که او و ذریّه‏اش را تسلیم او قرار دهد. «و اجعلنا مسلمین لک و من ذریّتنا اُمّة مسلمة لک» [531] ، حضرت یوسف‏علیه السلام نیز از خداوند مسلمان مردن را درخواست مى‏کند: «توفّنى مسلماً» [532] و پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله نیز اوّلین مسلمان است، «و انا اوّل المسلمین» به این معنا که یا در زمان خودش، یا در رتبه و مقام تسلیم، مقدّم بر همه است.

529) تفسیر قرطبى.
530) یونس، 72.
531) بقره، 128.
532) یوف، 101.

پیام ها


1- راه و روش و هدف خود را در برابر راههاى انحرافى، با صراحت و افتخار اعلام کنیم. «قل»
2- با آنکه نماز، جزو عبادات است، ولى، جدا ذکر شده تا اهمیّت آن را نشان دهد. «صلاتى و نُسُکى»
3- انسان‏هاى مخلص، مسیر تکوینى (مرگ و حیات) و مسیر تشریعى خود (نماز و نُسُک) را فقط براى خداوند عالمیان مى‏دانند. «انّ صلاتى و نُسُکى و محیاى و مماتى للّه»
4- آنگونه که در نماز قصد قربت مى‏کنیم، در هر نفس کشیدن و زنده بودن و مردن هم مى‏توان قصد قربت کرد. «محیاى و مماتى للّه...»
5 - مرگ و حیات مهم نیست، مهم آن است که آنها براى خدا و در راه خدا باشد. «محیاى و مماتى للّه»
6- آنچه براى خدا باشد، رشد مى‏کند. «للّه ربّ العالمین»
7- مرگ و زندگى دست ما نیست، ولى جهت دادن به آن دست ماست. «للّه»
8 - اخلاص در کارها، فرمان الهى است. «بذلک امرت»
9- پیشواى جامعه، باید در پیمودن راه و پیاده کردن فرمان الهى، پیشگام باشد. «اوّل المسلین»


سوره 4. نساء آیه 134

آیه

مَنْ کَانَ یُرِیدُ ثَوَابَ الدُّنْیَا فَعِنْدَ اللَّهِ ثَوَابُ الدُّنْیَا وَالْأَخِرَةِ وَ کَانَ اللَّهُ سَمِیعاً بَصِیراً

ترجمه

هر کس پاداش دنیا را بخواهد، پس (بداند که) پاداش دنیا و آخرت نزد خداست و خداوند همواره شنواى بیناست.

نکته ها

انسان که مى‏تواند از خداوند، دنیا و آخرت را بخواهد و از نعمت‏هاى هر دو سرا بهره‏مند شود، اگر تنها به دنیا اکتفا کند و در کارهاى نیک، در پى‏اهداف مادّى باشد، به شدّت در اشتباه است.
یکى از علل گرایش به کفر و بى‏تقوایى، گمان رسیدن به دنیاست که این آیه آن را ردّ مى‏کند.

پیام ها

1- در انسان غریزه سودجویى است. قرآن از این غریزه در تربیت انسان‏ها استفاده مى‏کند. «من کان یرید ثواب الدنیا»
2- اسلام دین جامع و خواهان سعادت مردم در دنیا و آخرت و دستیابى به هر دو است. «فعنداللّه ثواب الدنیا و الاخرة»
3- دنیا و آخرت، همه به دست اوست، پس دید خود را گسترش دهیم و از مادّیات وتنگ نظرى برهیم. «فعنداللَّه ثواب الدنیا و الاخرة»
4- اگر دنیا هم مى‏خواهیم، از خدا بخواهیم، که همه چیز به دست اوست. «فعنداللَّه ثواب الدنیا و الاخرة»
5 - مؤمنانى که از خداوند، هم دنیا و هم آخرت را طلب کنند برنده‏اند.[395] «فعنداللَّه ثواب الدنیا و الاخرة»
6- پاداش الهى بر اساس علم و آگاهى او به اعمال ما است. «فعنداللَّه ثواب الدنیا و الاخرة و کان اللَّه سمیعاً بصیرا»
7- باید به حقیقت، مؤمن و مخلص بود نه به ظاهر، چرا که خداوند، شنوا و بیناست. «کان اللَّه سمیعاً بصیرا»

395) با توجّه به آیه «ربّنا آتنا فى الدنیا حسنة و فى الاخرة حسنة0 بقره، 205.
درس دوم
سوره 76. انسان آیه 4،3
آیه

إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِراً وَإِمَّا کَفُوراً
إِنَّآ أَعْتَدْنَا  لِلْکَافِرِینَ سَلاَسِلَاْ وَأَغْلاَلًا وَسَعِیراً

ترجمه

به راستى ما راه (حق) را به او نمایاندیم، خواه شاکر (و پذیرا) باشد یا ناسپاس.
همانا ما براى کفر پیشه‏گان زنجیرها و غل‏ها و آتشى برافروخته آماده ساخته‏ایم.

نکته ها

هدایت، چند گونه است:
گاهى هدایت فطرى است. چنانچه قرآن مى‏فرماید: «فالهمها فجورها و تقواها»(196) خداوند به نفس بشر، خیر و شرّ را الهام کرد.
نوع دیگر، هدایتى است که از طریق تحصیل، تعقّل، مشورت، تجربه ومطالعه به دست مى‏آید.
و نوع سوم هدایتى است که از راه تبلیغ و ارشاد انبیا و اولیا صورت مى‏گیرد.
تشکّر گاهى قلبى است، یعنى همه نعمت‏ها را از خدا بدانیم؛ گاهى عملى است، بدین معنا که انسان نعمت‏هاى خداوند را فقط در راه حق مصرف کند و گاهى زبانى است، یعنى انسان «الحمد للّه ربّ العالمین» را بر زبان جارى کند.
«سَلاسل» جمع «سِلسلة» به معناى زنجیر و «اَغلال» جمع «غُلّ» به معناى طوقى است که به گردن مى‏نهند و «سَعیر» به معناى آتش افروخته است.
امام صادق‏علیه السلام ذیل آیه «امّا شاکراً و امّا کفوراً» فرمودند: «عرفناه اِمّا آخذ و اِمّا تارک»(197) ما راه را به او معرفى کردیم، یا آن را مى‏گیرد و یا رها مى‏کند.
«سلاسلا و اغلالاً» یعنى زنجیر در پا و غل بر گردن.
انسان در مسیر بندگى و تشکّر از خداوند، مرحله ضعیف یا متوسّطى را طى مى‏کند ولى در طریق سرکشى و تمرّد، مرحله بالایى را مى‏پیماید. در شکر، شاکر است (نه شکور)، ولى در کفر، کفور است. «امّا شاکراً و امّا کفوراً» یعنى شکر او معمولى ولى کفر او قوى است. به چند نمونه دیگر توجه کنید. قرآن مى‏فرماید:
«انّه لیؤوس»(198) انسان بسیار مأیوس است.
«انّ الانسان لظلوم»(199) به راستى که انسان بسیار ظالم است.
«کان الانسان عجولاً»(200) انسان موجودى عجول است.
«کان الانسان قتوراً»(201) انسان، تنگ نظر است.
«انّ الانسان خلق هلوعاً»(202) انسان بسیار حریص و کم طاقت است.
«اذا مسّه الشر جزوعاً»(203) هنگامى که شرّى به او رسد، بسیار جزع و فزع مى‏کند.
«انّ الانسان لربّه لکنود»(204) انسان نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس و بخیل است.
195) مریم، 67.
196) شمس، 8.
197) تفسیر کنزالدقائق.
198) هود، 9.
199) ابراهیم، 34.
200) اسراء، 11.
201) اسراء، 100.
202) معارج، 19.
203) معارج، 20.
204) عادیات، 6.

پیام ها

1- آزمایش انسان، براساس آگاهى و آزادى است:
آگاهى به واسطه چشم و گوش و عقل و فطرت درونى و هدایت بیرونى؛ و آزادى برمبناى اختیار که به تمام انسان‏ها داده شده است: «نبتلیه... سمیعاً بصیراً هدیناه... امّا شاکراً و امّا کفوراً»
2- خداوند، حجت را بر انسان تمام کرده است. «انّا هدیناه السبیل»
 3- راه درست، یکى بیش نیست. «انّا هدیناه السبیل» (کلمه «سَبیل» مفرد است.)
 4- هدایت، نعمتى در خور سپاس است. «انّا هدیناه السبیل امّا شاکراً» (پیمودن راه دین، شکر الهى و انحراف از آن، کفران و ناسپاسى است.)
 5 - کسانى که هدایت انبیا را نپذیرند، بالاترین مرحله از کفر را مرتکب شده‏اند. (به جاى آنکه بگوید «امّا کافراً»، فرمود: «امّا شاکراً و امّا کفوراً». زیرا «کفور»، اوج کفر است.)
 6- هرکس شاکر نباشد، کفور است، راه سوّمى وجود ندارد. «امّا شاکراً و امّا کفوراً»
 7- در تربیت انسان، نقش هشدار، بیش از بشارت است. (لذا قرآن ابتدا هشدار مى‏دهد و سپس بشارت.) «انّا اعتدنا للکافرین...»
 8 - کیفرهاى الهى داراى ملاک و معیارند. «اعتدنا للکافرین سلاسل و اغلالاً و سعیراً»
 9- هر انتخابى، سرانجام خود را به دنبال دارد. کفر، دوزخ را و شکر، بهشت را. «اِمّا شاکراً و اِمّا کفوراً... انّا اعتدنا للکافرین... انّ الأبرار...»

سوره 91. شمس آیه 1-8

آیه

وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلاَهَا
وَالنَّهَارِ إِذَا جَلاَّهَا
وَالَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا
وَالسَّمَآءِ وَمَا بَنَاهَا
وَ الْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا
وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا

ترجمه

به خورشید سوگند و گسترش نور آن.
به ماه سوگند، آنگاه که از پى خورشید در آید.
به روز سوگند آنگاه که زمین را روشن سازد.
به شب سوگند، آنگاه که زمین را بپوشاند.
به آسمان سوگند و آنکه آن را بنا کرد.
به زمین سوگند و آنکه آن را گسترانید.
به نفس سوگند و آنکه آن را سامان داد.
پس پلیدى‏ها و پاکى‏هایش را به او الهام کرد.

نکته ها

شاید رمز سوگند به خورشید و ماه و شب و روز و... آن است که آنچه را که براى آن سوگند یاد شده (تزکیه نفس) به مقدار عظمت خورشید و ماه ارزش دارد.
ارزش خورشید و ماه و شب و روز، بر کسى پوشیده نیست. حیات جانداران و پیدایش ابر و بارش باران و رویش گیاهان و درختان و تغذیه حیوانات و انسان، همه مرهون تابش خورشید است.
در قرآن، گاهى به خورشید بزرگ سوگند یاد شده و گاهى به انجیر و زیتون کوچک و این شاید به خاطر آن باشد که براى قدرت خداوند فرقى میان خورشید و انجیر نیست. همانگونه که دیدن کاه و کوه براى چشم انسان یکسان است و دیدن کوه براى چشم، زحمتى اضافه بر دیدن کاه ندارد. البتّه بالاترین سوگندها، سوگند به ذات خداوند است، آنهم درباره تسلیم بودن مردم در برابر رهبرى آسمانى. «فلا و ربّک لا یؤمنون حتّى یحکموک»(66)
پرسوگندترین سوره‏ها، همین سوره شمس است که طبیعتاً باید در مورد مهمترین مسائل باشد و آن تزکیه روح از هرگونه پلیدى و آلودگى است. شاید این همه سوگند براى بیان اینکه رستگارى در سایه تهذیب است، به خاطر آن باشد که خداوند به انسان بفهماند که من تمام مقدّمات را براى تو آماده کردم، با نور آفتاب و ماه صحنه زندگى را روشن و با گردش شب و روز، زمینه تلاش و استراحت شما را فراهم کردم. زمین را براى شما گستردم و آسمان را برافراشتم و درک خوبى‏ها و بدى‏ها را به روح شما الهام کردم تا به اختیار خود، راه تزکیه نفس را بپیمایید.
ابر و باد و مه و خرشید و فلک در کارند
تا تو نانى به کف آرى و به غفلت نخورى‏
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار
شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبرى  «فجورها» از فجر به معناى شکافتن است.
برافراشتگى آسمانها و گستردگى زمین، با اراده مستقیم الهى یا از طریق نیروها و عوامل طبیعى است و لذا قرآن مى‏فرماید: «والسماء و ما بناها» و نفرمود: «من بناها» زیرا کلمه «ما» شامل غیر خداوند نیز مى‏شود. یعنى آنچه آسمان را بنا کرد از نیروها و جاذبه‏ها و دافعه‏هاى طبیعى است که خداوند حاکم کرده و اگر مراد از کلمه «ما» در «و ما بناها» خداوند باشد، به خاطر آن است که در لفظ «ما» نوعى ابهام برخاسته از عظمت نهفته و به همین دلیل به جاى کلمه «من» کلمه «ما» گفته شده است. (واللّه العالم)
جهان هستى، گویا در ابتدا یک مجموعه متراکم بوده، سپس بخشى برافراشته و آسمان شده و بخشى گسترده و زمین شده است. «بناها - طحاها» مؤید این سخن آیه‏اى است که مى‏فرماید: آسمان و زمین رتق بود و فتق کردیم، یعنى بسته بود و بازش کردیم. «رتقاً ففتقناهما»(67)
بعضى کلمه «طحاها» را اشاره به حرکت زمین دانسته‏اند، چون یکى از معانى «طحو» راندن و حرکت دادن است.
اسلام، فکر انسان مادى را از شکم و شهوت و شمشیر و شراب، به تأمّل در عمق آسمان‏ها و زمین و گردش کرات و پیدایش ایام وا داشته است.
در تفاوت میان وحى و الهام، گفته‏اند که الهام، درکى است که انسان سرچشمه آن را نمى‏شناسد، در حالى که گیرنده وحى، سرچشمه وحى را مى‏شناسد.(68)
66) نساء، 65.
67) انبیاء، 30.
68) تفسیر نمونه.

پیام ها

1- بسیارى از موجودات هستى، پدیده‏هایى شگفت‏انگیز، روشنگر، مقدّس و ارزشمند هستند و مى‏توان به آنها سوگند یاد کرد.«والشمس - والقمر - والنهار»
2- ماه به دنبال خورشید و تابع آن است. «اذا تلاها»
 3- اجرام آسمانى با یکدیگر پیوند دارند «و الشمس - والقمر - و السماء - و الارض»
 4- خورشید و ماه و ستاره را خدا نپندارید، همه آنها آثار قدرت و تدبیر موجود دیگرى هستند. «تلاها - بناها - طحاها»
 5 - خواسته‏ها و تمایلات و غرایز انسان به طور حکیمانه تعدیل شده است. «و نفس و ما سوّاها»
 6- گناه، نوعى شکافتن پرده عفّت و دیانت است. «فجورها»
 7- فهم و درک خوبیها و بدیها به صورت فطرى، در عمق روح انسانها نهاده شده است. «فالهمها فجورها وتقواها»
 8 - ابتدا باید پلیدى‏ها را بشناسیم، سپس راه گریز و پرهیز از آنها را. (کلمه «فجور» قبل از «تقوا» آمده است.) «فجورها وتقواها»

توضیحات

سیماى سوره شمس‏
 سوره شمس، پانزده آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
 نام آن برگرفته از آیه اول است که با سوگند به خورشید آغاز مى‏شود.
 بیشترین سوگندهاى قرآن، به صورت پشت سر هم در این سوره آمده است که با یازده سوگند پیاپى بر خورشید وماه، روز و شب و آسمان زمین، بر ارزش و اهمیّت تزکیه نفس، تأکید مى‏ورزد.
 مضمون این سوره آن است که انسان با الهام خدایى، کار نیک را از کار زشت تشخیص مى‏دهد و اگر بخواهد رستگار شود، باید باطن خود را تزکیه کند و با انجام کارهاى نیک، آن را رشد و پرورش دهد و گرنه از سعادت محروم مى‏ماند.(65)
 آنگاه به عنوان شاهد، داستان قوم ثمود را ذکر مى‏کند که به خاطر تکذیب پیامبرشان حضرت صالح و کشتن شترى که معجزه الهى بود، به عذابى سخت گرفتار شدند.
65) تفسیر المیزان.
سوره 75. قیامة آیه 1-6
آیه

لَا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیَامَةِ
وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ
أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَّجْمَعَ عِظَامَهُ
بَلَى‏ قَادِرِینَ عَلَى‏ أَن نُّسَوِّىَ بَنَانَهُ
بَلْ یُرِیدُ الْإِنسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ
یَسْئَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ

ترجمه

به روز قیامت قسم مى‏خورم.
و به نفس ملامت‏گر قسم مى‏خورم (که شما پس از مرگ زنده خواهید شد.)
آیا انسان مى‏پندارد که استخوان‏هاى او را (بعد از مرگ) جمع نمى‏کنیم؟
بلکه ما قادریم (خطوط سر) انگشتان او را (بار دیگر) درست کنیم، ولى انسان مى‏خواهد راه فسق و فجور را پیش روى خود باز کند.
(لذا از روى تردید) مى‏پرسد: روز قیامت چه وقت است؟

نکته ها

این سوره و سوره بلد با جمله «لا اُقسم» آغاز شده است. به گفته بسیارى از مفسّران، حرف «لا» براى تأکید است ولى بعضى آن را براى نفى مى‏دانند، یعنى مطلب به قدرى روشن است که سوگند نمى‏خورم.
شاید شباهت قیامت با نفس لوّامه که هر دو مورد قسم واقع شده‏اند، در این باشد که در دنیاى کوچک وجود انسان دادگاهى به نام نفس لوّامه وجود دارد، در عالم هستى نیز دادگاهى به نام قیامت قرار دارد.(156)
پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله به ابن مسعود فرمود: اعمال خوب را زیاد انجام بده که نیکوکار و بدکار، هر دو در قیامت پشیمان خواهند بود. نیکوکاران از این که چرا کارهاى نیک بیشترى انجام نداده‏اند و بدکاران از کوتاهى‏ها و تقصیر خود. سپس فرمود: آیه «و لا اقسم بالنفس اللوّامة» شاهد و گواه این مطلب است.(157)
نفس در قرآن‏
در قرآن و روایات و دعاها، چند گونه نفس براى انسان تصویر شده است:
الف) نفس امارّة: که همواره انسان را به بدى‏ها فرمان مى‏دهد و اگر با عقل و ایمان مهار نشود، انسان را به سقوط و تباهى مى‏کشاند. در قرآن مى‏خوانیم: «انّ النّفس لامّارة بالسوء الاّ ما رحم ربّى»(158) به درستى که نفس (انسان را) به کارهاى زشت و ناروا فرمان مى‏دهد مگر آن که پروردگارم رحم کند.
این نفس، آنقدر خواهش و خواسته خود را تکرار مى‏کند تا انسان را گرفتار سازد. حضرت على‏علیه السلام مى‏فرماید: نفس امّارة همچون فرد منافق تملّق انسان را مى‏گوید و در قالب دوست جلوه مى‏کند تا بر انسان مسلّط شود و او را به مراحل بعد وارد کند.(159)
قرآن کریم در سوره یوسف مى‏فرماید: پس از آن که برادران یوسف، بنیامین را در سرزمین مصر به جاى گذاشته و به نزد پدر برگشتند و ماجراى دستگیر شدن او به اتهام سرقت بیان کردند، حضرت یعقوب به آنان فرمود:«بل سوّلت لکم انفسکم»(160) بلکه نفس، این کار زشت را براى شما زینت داد و شما را به سوى آن کشاند.
در حدیث دیگرى مى‏خوانیم: بعد از نماز، از خداوند چنین بخواهید: «الهى لا تکلنى الى نفسى طرفة عین ابداً» حتّى به اندازه چشم بر هم زدنى مرا به نفس خودم وامگذار.(161)
امام زین العابدین علیه السلام در مناجات شاکّین به خداوند متعال عرض مى‏کند: من از نفسى به تو شکایت مى‏کنم که به بدى‏ها فرمان مى‏دهد، به سوى خطاها مى‏رود، نسبت به انجام گناه شتابان است، هنگامى که شرّى به او مى‏رسد فریاد مى‏زند و هنگامى که قرار است خیرى از ناحیه او به کسى برسد بخل مى‏ورزد، به لهو و لعب تمایل شدید دارد، از غفلت و سهو و اشتباه پر شده است، به سوى گناه سرعتم مى‏بخشد و براى توبه، مرا به طفره وا مى‏دارد.
ب) نفس لوّامة: که در این سوره (قیامت) آمده است و شاید مراد از آن، همان وجدان اخلاقى باشد. آرى، انسان داراى حالتى است که در برابر انجام بدى‏ها یا کم شدن خوبى‏ها، هم در دنیا خود را ملامت مى‏کند و هم در آخرت. این ملامت‏ها، همان ندامت و پشیمانى است که مى‏تواند مقدّمه توبه باشد و یا بسترى براى یأس و خودباختگى فراهم آورد.
ج) نفس مطمئنّة: که در اثر نماز و یاد خدا حاصل مى‏شود و انسان به آرامش و اطمینان دست پیدا مى‏کند. قرآن کریم در یک مى‏فرماید: «اقم الصّلاة لذکرى»(162) نماز را به پادار تا به یاد من برسى و در جاى دیگر مى‏فرماید: «الا بذکر اللّه تطمئنّ القلوب»(163) آگاه باشید که با یاد خداوند دلها اطمینان و آرامش پیدا مى‏کنند.
انسان مطمئن، از مرگ نمى‏هراسد، مشتاق شهادت است، به زرق و برق‏ها و جلوه‏هاى دنیا بى‏اعتنا است و به مقدّرات الهى همواره راضى است.
منکران معاد گاهى سؤالاتى را براى انکار قیامت مطرح مى‏کردند. از جمله این که مى‏گفتند: «من یحیى العظام و هى رمیم»(164) چه کسى این استخوان‏ها را زنده مى‏کند در حالى که پوسیده و پراکنده شده‏اند؟ و گاهى به طور علنى قیامت را انکار مى‏کردند و مى‏گفتند: «ان هى الاّ حیاتنا الدنیا نموت و نحیى و ما نحن بمبعوثین»(165) جز این زندگانى دنیا، زندگانى دیگرى نیست که ما در آن به دنیا مى‏آییم و مى‏میریم و ما مبعوث نمى‏شویم.
در مقابل تردید و تشکیک مخالفان در معاد که بازگشت آن به قدرت خداوند است، قرآن بر قدرت الهى در باز آفریدن انسان‏ها تأکید مى‏کند که به نمونه‏هایى از آن اشاره مى‏کنیم:
«قادر على ان یخلق مثلهم»(166) او قادر است که همانند آنها را دوباره خلق کند.
«بقادر على ان یحیى الموتى»(167) خداوند بر اینکه مردگان را زنده کند توانا است.
«على رجعه لقادر» خداوند بر بازگرداندن او توانا است.
و در این آیه مى‏فرماید: نه تنها بازگرداندن اصل انسان، بلکه آفرینش خطوط نوک انگشتان او در نزد خداوند کار مهمّى نیست. «بلى قادرین على ان نسوّى بنانه»
در انگشتان هر انسانى خطوط خاصّى است که مخصوص به اوست و هیچ دو نفرى پیدا نمى‏شوند که خطوط انگشتان آنها یکسان باشد و به همین جهت براى شناسایى مجرمان، از انگشت نگارى استفاده مى‏کنند. آرى علم خداوند و قدرت او بر ظریف‏ترین ذرّات وجود هر فردى جارى است. «نسوّى بنانه»

156) تفسیرنمونه.
157) بحار، ج 74، ص‏104.
158) یوسف، 53.
159) غررالحکم.
160) یوسف، 83 .
161) کافى، ج 3. ص‏346.
162) طه، 14.
163) رعد، 28.
164) یس، 78.
165) مؤمنون، 37.
166) اسراء، 99.
167) احقاف، 33.

پیام ها

 1- در نزد خداوند، وقوع قیامت قطعى است و لذا به آن سوگند مى‏خورد. «لا اقسم بیوم القیامة»
 2- یکى از ویژگى‏هاى انسان، داشتن وجدان اخلاقى و شناخت فطرى خوبى‏ها و بدى‏ها و سرزنش و ملامت خود یا دیگران به هنگام انجام بدى‏ها است. «النفس اللوّامة»
 3- در میان سه نفس امّاره، مطمئنّة و لوّامة، آن که به سرزنش‏ها و حسرت‏هاى روز قیامت شباهت دارد، نفس لوّامة است. «لااقسم بیوم القیامة... بالنفس اللوّامة»
 4- ایمان به معاد مانع از انجام فسق و فجور است. لذا آنان که بناى بر انجام گناه و فجور دارند، معاد را زیر سؤال مى‏برند. «بل یرید الانسان لیفجر امامه یسئل ایّان یوم القیامة»
 5 - منکران معاد، بر اساس پندار و خیال به انکار قیامت مى‏پردازند نه استدلال و دلیل و برهان. «أ یحسب الانسان ان لن نجمع عظامه»
 6- اعضا و جوارح و استخوان‏هاى پوسیده و پراکنده، در قیامت قابل جمع‏آورى است. «نجمع عظامه»
 7- معاد جسمانى است و در قیامت وجود انسان از استخوانهاى خودش است. «نجمع عظامه»
 8 - نقل پندارهاى باطل و ردّ آنها جایز است. «أیحسب... بلى قادرین»
 9- آفریده خداوند، داراى نظم و نظام است، چه در دنیا: «الّذى خلق فسوّى»(168) و چه در آخرت: «نسوّى بنانه»
 10- انسان قیامت، همان انسان دنیایى است. «بلى قادرین على ان نسوّى بنانه»
 11- خداوند به انسان قدرت انتخاب و اختیار و اراده عطا کرده است و او مى‏تواند بر خلاف عقل و فطرت و آگاهى خود تصمیم بگیرد. «بل یرید الانسان لیفجر امامه»
 12- بسیارى از کسانى که قیامت را انکار مى‏کنند مشکل علمى ندارند، بلکه از نظر روانى انکار آنان براى آن است که به خیال خود راه را براى خواسته‏هاى خود باز کنند. «یرید الانسان لیفجر امامه»

168) اعلى، 2.

توضیحات

سیماى سوره قیامت‏
 این سوره چهل آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
 نام آن برگرفته از آیه اول است و به معناى رستاخیز مى‏باشد.
 محور مطالب این سوره چنانکه از نامش پیداست، موضوع معاد و روز قیامت مى‏باشد. ابتدا حوادث سخت و سهمگین پایان این جهان مطرح شده و سپس چهره‏هاى شادمان و غمگین نیکوکاران و بدکاران آمده است.
 ادامه سوره، حالات انسان در هنگام جان دادن و مرگ را بیان کرده و با اشاره‏اى به آفرینش انسان از قطره‏اى آب پست، که نشانه قدرت خداوند بر آفرینش دوباره انسان است، پایان مى‏یابد.
 البتّه چهار آیه میانى سوره، در مورد قرآن و نحوه نزول و قرائت آن است.
 در روایات براى کسى که به قرائت این سوره مداومت داشته و نسبت به آن عامل باشد، عبور بر صراط و حضور در قیامت با چهره‏اى بشّاش و خندان تضمین شده است.
درس چهارم
سوره 29.‏ عنکبوت آیه 64
آیه

وَمَا هَذِهِ الْحَیَاةُ الدُّنْیَآ إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِىَ الْحَیَوَانُ لَوْ کَانُواْ یَعْلَمُونَ

ترجمه

این زندگى دنیا چیزى جز سرگرمى و بازیچه نیست و اگر بدانند، زندگى حقیقى، همان سراى آخرت است.

نکته ها

«لهو» به سرگرمى‏هایى گفته مى‏شود که انسان را از هدف اصلى و مسائل اساسى باز مى‏دارد؛ «لعب» انجام کارى مثل بازى است که قصدى در آن نیست.(158)
«هذه الحیاة الدنیا» رمز تحقیر دنیاست، همان‏گونه که «لهى الحیوان» رمز عظمت آخرت.
سؤال: با این که قرآن، خود به کار و تلاش براى آباد کردن زمین و سیر و سفر و بهره‏مند شدن از طبیعت، همسر، زیبایى‏ها، خوراکى‏ها و کسب درآمد، سفارش نموده است، پس چگونه در این آیه مى‏فرماید: دنیا جز لهو و لعب نیست؟
پاسخ: کامیابى‏هایى که براى رسیدن به اهداف مقدّس و با روش و ابزار مقدّس و در محدوده‏ى قانون و با رعایت سایر شرایط باشد، همه‏ى آنها مزرعه‏ى آخرت است و آنچه در این آیه تحقیر و مذمّت شده و لهو و لعب معرّفى شده، مواردى است که هدف مقدّسى در کنار آن نباشد و با موازین دینى و قانونى مخالف باشد.
158) مفردات راغب.

پیام ها

 1- آفرینش دنیا، هدفدار و حکیمانه است، لیکن غفلت از آخرت، دنیا پرستى و غرق شدن در آن، سفیهانه است. «لهو و لعب»
 2- همه جا سکوت در برابر دلخوشى‏هاى مردم جایز نیست، گاهى باید با نهیب و فریاد، به غافلان هشدار داد. «لهو و لعب»
 3- در شیوه‏ى تبلیغ، هرگاه امر زشتى را نفى مى‏کنید، جایگزین خوبى به او ارائه دهید. «انّ الدّار الآخرة»
 4- حیاتِ واقعى، حیات آخرت است. «الدّار الآخرة لهى الحیوان»
 5 - مردم، حقیقت آخرت را نمى‏دانند وگرنه به دنیا دل نمى‏بستند. «لو کانوا یعلمون»

سوره 5. مائده آیه 69
آیه

إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالْصَّبِئُونَ وَالنَّصَرَى‏ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْأَخِرِ وَعَمِلَ صَلِحاً فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ‏

ترجمه

همانا کسانى که ایمان آوردند ومؤمنان و یهودیان و صابئان و مسیحیان، هر کدام به خدا و روز قیامت‏ایمان آورده و کار شایسته انجام دهند، بیم و اندوهى بر آنان نیست.

نکته ها

کلمه‏ى «صابئین» که سه بار در قرآن و در کنار یهود و نصارى آمده است، به کسانى گفته مى‏شود که پیرو یکى از ادیان آسمانى بوده، ولى به مرور زمان انحرافاتى در آنان پیدا شده است، از جمله اعتقاد به تأثیر ستارگان و کناره‏گیرى از معاشرت با مردم و داشتن آداب مخصوصى در زندگى.
پیروان ادیان مختلف، پس از آمدن دین جدید، باید به آن ایمان آورند، وگرنه بعثت انبیاى بعدى بیهوده خواهد بود. یهود و نصارى و صابئان، هر کدام مثل مسلمانان به پیامبر اسلام ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، بیم و اندوهى نخواهند داشت.
از میان همه‏ى ادیان گذشته، نام یهود و نصارى و صابئین برده شده، چون از ادیان الهى هستند که از سایرین براى قبول دعوت حقّ سزاوارترند.

پیام ها

1- از اصول مشترک همه ادیان آسمانى، ایمان به خدا و قیامت و رسالت انبیا است. «مَن آمن باللّه ...»
2- ملاک سعادت در همه ادیان آسمانى، ایمان و عمل صالح است، نه ادّعا و نام. «مَن آمن باللّه و الیوم الاخر...»
3- ایمان از عمل جدا نیست. «آمن ... وعمل»
4- آرامش واقعى، در سایه‏ى ایمان و عمل صالح است. «مَن آمن... و عمل صالحا فلاخوف علیهم و لا هم یحزنون»
سوره 45. جاثیه آیه 24
آیه

وَقَالُواْ مَا هِىَ إِلَّا حَیَاتُنَا الدُّنْیَا نَمُوتُ وَنَحْیَا وَمَا یُهْلِکُنَآ إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا یَظُنُّونَ‏

ترجمه

و گفتند: جز همین زندگى دنیایى، زندگى دیگرى نیست، مى‏میریم و زنده مى‏شویم (یک گروه مى‏رویم و یک گروه مى‏آییم) و ما را چیزى جز طبیعت و روزگار نابود نمى‏کند، در حالى که هیچ گونه علمى بر این ادّعا ندارند. آنان جز گروهى خیالباف نیستند.

نکته ها

«دهر» به معناى گذر زمان دنیا است، گویا مادّیون معتقدند که گذر عمر، مایه‏ى مرگ و هلاکت انسان است.(50)
50) مفردات راغب.

پیام ها

 1- هوى‏پرستى، چنان چشم و دل انسان را کور مى‏کند که قیامت را منکر مى‏شود و زندگى را در حیات کوتاه دنیا محصور مى‏داند. «اتّخذ الهه هواه... حیاتنا الدنیا»
 2- منکران معاد براى انکار خود، منطق و علم ندارند. «مالهم بذلک من علم»
 3- در عقاید، پندار و گمان بى‏ارزش است، عقاید باید بر اساس علم باشد. «ان هم الا یظنون»

درس پنجم
سوره 4. نساء آیه 87

آیه

اللَّهُ لَآ إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَمَةِ لَا رَیْبَ فِیهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِیثاً

ترجمه

خداوند که معبودى جز او نیست، همه شما را در روز قیامت که هیچ شکّى در آن نیست جمع مى‏کند، و راستگوتر از خدا در سخن کیست؟


پیام ها

1- مبدأ و معاد هر دو به دست یک خداست. «اللّه لااله الا هو لیجمعنکم...»
2- قیامت روز جمع شدن همه براى حسابرسى است، پس باید در راه جلب رضاى او کوشش کرد و تنها او را پرستید. «لیجمعنّکم الى یوم القیامة»
3- با آن همه دلایل بر معاد (مثل عدالت خدا، حکمت او، نشانه‏هاى رستاخیز در طبیعت و حیات آن پس از مرگ در زمستان، خواب و بیدارى، تجدید سلول‏هاى بدن و ...) جایى براى تردید در قیامت نیست. «لاریب»
4- هرجا که غفلت بیشتر باشد، مربّى باید هشدارهاى قاطع‏ترى دهد. (نشانه‏هاى تأکید در آیه: حرف لام، نون تأکید ثقیله، جمله «لاریب»، جمله «اصدق حدیثاً»، همه به خاطر غفلت انسان از قیامت است.)

سوره 23.‏ مؤمنون آیه 115
آیه

أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَکُمْ عَبَثاً وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لَا تُرْجَعُونَ

ترجمه

پس آیا گمان مى‏کنید که ما شما را بیهوده آفریده‏ایم، و شما به سوى ما بازگردانده نمى‏شوید؟

نکته ها

قرآن براى آفرینش انسان اهدافى را بیان کرده است از جمله:
1- عبادت. «و ما خلقت الجنّ والانس الاّ لیعبدون» [120] من جن و انس را نیافریدم جز براى این که عبادتم کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند).
2- آزمایش. «خَلَق الموت والحیاة لیَبلوکم ایّکم احسن عملاً» [121] (خداوند) مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید، که کدام یک از شما بهتر عمل مى‏کنید.
3- براى دریافت رحمت الهى. «الاّ مَن رحم ربّک و لذلک خلقهم» [122] مگر کسى که پروردگارت به او رحم کند و(خداوند) براى همین (رحمت) مردم را آفرید.
حضرت على‏علیه السلام فرمود: «رحم اللّه امرء عرف قدره» خداوند رحمت کند کسى را که ارزش و اعتبار خود را بشناسد. [123] و بداند از کجا آمده، اکنون در کجاست وسپس به کجا مى‏رود.
امام حسین علیه السلام فرمود: «انّ اللّه ما خلق العباد الاّ لیعرفوه فاذا عرفوه عبدوه فاذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة من سواه» خداوند متعال بندگانش را نیافریده است مگر براى این که او را بشناسند، آن گاه که او را شناختند، عبادتش کنند و چون خدا را عبادت کردند، با پرستش و عبادت او از پرستش غیر او بى‏نیاز شوند. [124]
حضرت على‏علیه السلام فرمود: «الدّنیا خُلقت لغیرها ولم‏تخلق لنفسها» [125] دنیا براى دیگرى آفریده شده و براى خود آفریده نشده است. (دنیا وسیله‏اى است براى رسیدن به آخرت)
آرى، کسانى که همه‏ى هدف‏هاى خود را در درون دنیا جستجو مى‏کنند، زمین‏گرا و زمین‏گیر مى‏شوند. چنانکه در آیه‏ى 176 سوره اعراف آمده است: «اخلد الى الارض»
هر دم از عمر گرامى هست گنج بى‏بدل‏ مى‏رود گنجى چنین هرلحظه بر باد آه آه

120) ذاریات، 56 .
121) ملک، 2 .
122) هود، 119.
123) غررالحکم.
124) بحار، ج‏5، ص‏312.
125) نهج‏البلاغه، حکمت 463.

پیام ها

1- آفرینش انسان، هدفدار است. «أفحسبتم انّما خلقناکم عبثا»
2- همه‏ى محاسبات انسان، واقع بینانه نیست. «أفحَسِبتم»
3- در کار خداوند عبث و بیهودگى راه ندارد. «أفحَسِبتم... عَبَثا»
4- زندگى دنیا بدون آخرت، بیهوده ولغو است. «عَبَثا»
5 - انسان مسئول و متعهّد است. (باید خود را براى پاسخ گویى در قیامت آماده کنیم). «أفحسبتم ... لا ترجعون»
6- هدف آفرینش انسان، در این جهان خلاصه نمى‏شود. «أفحسبتم...لاترجعون»
سوره 38. صاد آیه 28،27
آیه

وَمَا خَلَقْنَا السَّمَآءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا بَاطِلاً ذَلِکَ ظَنُّ الَّذِینَ کَفَرُواْ فَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ کَفَرُواْ مِنَ النَّارِ
أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ کَالْمُفْسِدِینَ فِى الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِینَ کَالْفُجَّارِ

ترجمه

و ما آسمان و زمین و آن چه را میان آنهاست بیهوده نیافریدیم، این، پندار کسانى است که کفر ورزیدند، پس واى از آتش (دوزخ) بر کسانى که کافر شدند!
آیا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند همانند فسادگران در زمین قرار مى‏دهیم، یا اهل تقوا را مانند فاجران قرار مى‏دهیم؟


پیام ها

1- در جهان بینى الهى، آفرینش هدفدار است. «ما خلقنا... باطلا» و در بینش غیر الهى، آفرینش بى هدف است. «ذلک ظن الّذین کفروا»
 2- چون نظام هستى بر اساس حقّ است پس داورى نیز باید بر اساس حقّ باشد تا نظام قانون با نظام آفرینش همسو باشند. «فاحکم... بالحقّ... و ما خلقنا... باطلا»
 3- در تمام هستى، هیچ ذرّه‏اى بیهوده خلق نشده است. «ما خلقنا السماء و الارض و ما بینهما باطلا»
 4- کفّار براى اعتقادات خود دلیل ندارند بلکه تکیه‏گاهشان ظن و گمان است. «ظن الّذین...»
 5 - چون آفرینش هدفدار است، هرگز رها نمى‏شود و تا روز قیامت و رسیدن مؤمن و مفسد به پاداش و کیفر ادامه دارد. «و ما خلقنا... باطلا... فویل للّذین کفروا من النار»
 6- دلیل معاد، حکمت و عدالت الهى است. حکمت: هیچ چیزى بیهوده خلق نشده است. امّا عدالت: آیا ما فجّار و متّقین را یکسان قرار مى‏دهیم؟ «ما خلقنا... باطلا - ام نجعل المتّقین کالفجّار»
 7- تقوا، کناره‏گیرى و گوشه‏نشینى نیست، بلکه به میدان آمدن و کار کردن است، البتّه کار نیک. «الّذین آمنوا و عملوا الصالحات... المتّقین»
 8 - فساد، تنها قتل و جنایت نیست، بلکه گناه نوعى فساد است. «کالمفسدین... کافجار»
 9- اگر کسى صالحان و مفسدان را به یک چشم بنگرد، گویا هستى را باطل شمرده است. «ام نجعل الّذین آمنوا... کالمفسدین»

سوره 23.‏ مؤمنون آیه 99, 100
آیه

حَتَّى‏ إِذَا جَآءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ‏
لَعَلِّى أَعْمَلُ صَلِحاً فِیمَا تَرَکْتُ کَلَّا إِنَّهَا کَلِمَةٌ هُوَ قَآئِلُهَا وَمِن وَرَآئِهِم بَرْزَخٌ إِلَى‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ‏

ترجمه

(آنها همچنان به توصیف‏هاى ناروا و کردارهاى زشت خود ادامه مى‏دهند) تا زمانى که مرگ به سراغ یکى از آنان آید، مى‏گوید: پروردگارا! مرا بازگردان.
شاید در آنچه از خود به جاى گذاشته‏ام (از مال و...) کار نیکى انجام دهم. (به او گفته مى‏شود:) هرگز. این گفته سخنى است که (به ظاهر) مى‏گوید (ولى اگر برگردد، به آن عمل نمى‏کند) و در پى آنان برزخى است تا روزى که برانگیخته شوند.

نکته ها


پیام ها


1- غرور و غفلت براى گروهى دائمى است. «حتّى اذا»
2- منحرفان روزى بیدار خواهند شد و تقاضاى بازگشت به دنیا خواهند کرد، امّا آن تقاضا نشدنى است. «ربّ ارجعون»
3- ضایع کردن عمر وفرصت، سبب حسرت در هنگام مرگ است. «ربّ ارجعون»
4- تقاضاى بازگشت از سوى کفّار جدى است ولى قول آنان در مورد صالح شدن مشکوک است. «لعلّى اعمل»
5 - عمل صالح، زاد و توشه‏ى بعد از مرگ است. «ارجعون لعلّى اعمل صالحا»
6- کسانى که مُکنت و امکاناتى دارند، باید بیشتر عمل صالح انجام دهند. «اعمل صالحا فیما ترکت»
اى که دستت مى‏رسد کارى بکن‏ پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
7- دنیا مزرعه‏ى آخرت است. «اعمل صالحا فیما ترکت»
8 - اقرار کافران به اشتباه، تنها با زبان است و پشتوانه‏ى قلبى ندارد. «انّها کلمة هوقائلها»
سوره 75. قیامة آیه 7-15
آیه

فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ
وَخَسَفَ الْقَمَرُ
وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ
یَقُولُ الْإِنسَانُ یَوْمَئِذٍ أَیْنَ الْمَفَرُّ
کَلَّا لَا وَزَرَ
إِلَى‏ رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ
یُنَبَّؤُاْ الْإِنسَانُ یَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَ أَخَّرَ
بَلِ الْإِنسَانُ عَلَى‏ نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ
وَلَوْ أَلْقَى‏ مَعَاذِیرَهُ

ترجمه

پس آنگاه که (در آستانه قیامت) چشم‏ها خیره گردد.
و ماه تاریک شود و خورشید و ماه جمع شوند.
در آن روز انسان خواهد گفت: گریزگاه کجاست؟
هرگز، ملجأ و پناهگاهى نیست.
آن روز قرارگاه فقط نزد پروردگار توست.
آن روز انسان به آنچه پیش فرستاده و آنچه به جا گذاشته است خبر داده مى‏شود.
 با آن که انسان بر (نیک و بد) نفس خویش بینا است (که چه کرده و چه مى‏کند).
اگر عذرهایى بتراشد.

نکته ها

کلمه «برق» آنگاه که به چشم نسبت داده مى‏شود به معناى حالتى برخاسته از ترس و وحشت شدید است.
 «وَزَرْ» به معناى پناهگاهى چون کوه و قلعه است و گشتن انسان به دنبال پناهگاه در قیامت، یا به خاطر شرم و حیا از خداوند است و یا به خاطر فرار از حساب و کتاب، یا دوزخ و یا رسوایى و شاید همه اینها باشد.
«معاذیر» جمع معذرت به معناى پیدا کردن چیزى است که آثار گناه را محو کند، خواه بجا و خواه عذر به جا باشد و یا بى‏جا.
معمولاً انسان براى توجیه کارهاى خلاف خود عذرتراشى مى‏کند که به نمونه‏هایى از آن در قرآن اشاره مى‏کنیم:
گاهى مى‏گوید: غفلت کردیم: «انّا کنّا عن هذا غافلین»(169)
گاهى مى‏گوید: بزرگان و سران قوم، ما را گمراه کردند: «هؤلاء اضلّونا»(170)
گاهى مى‏گوید: شیطان ما را گمراه کرد، امّا شیطان پاسخ مى‏دهد: مرا ملامت نکنید زیرا خودتان مقصّر هستید: «فلا تلومونى و لوموا انفسکم»(171)
امام باقرعلیه السلام در توضیح آیه «بما قدّم و اخّر» فرمود: «فما سنّ من سنّة لیستنّ بها من بعده فان کان شرّاً کان علیه مثل وزرهم... و ان کان خیراً کان له مثل اجورهم»(172) هر کس راه و روش بد یا خوبى را پایه‏گذارى کند، پس از او هر کس به آن عمل کند، اگر بد باشد کیفرى مثل کیفر گناهکار و اگر خوب باشد، پاداشى همانند عمل کننده آن نیز به او داده مى‏شود.


169) اعراف، 172.
170) اعراف، 38.
171) ابراهیم، 22.
172) تفسیر کنزالدقائق.

 

 


پیام ها

1- نظام موجود جهان، در قیامت از هم فرو مى‏پاشد. «و جمع الشمس و القمر»
2- وحشت ناشى از وقوع قیامت، هم وجود انسان را فرامى‏گیرد:
چشم: «برق البصر» دیدگان را برق مى‏گیرد.
دل:  «قلوبهم واجفة» دل‏ها را لرزه فرامى‏گیرد.
عقل: «ترى النّاس سُکارى» مردم را مست مى‏بینى.
3- در قیامت، خلافکارى‏ها به مجرمان تفهیم مى‏شود.«ینبّوء الانسان بما قدّم و اخّر»
4- انسان علاوه بر اعمالى که خود انجام داده، مسئولیّت اعمالى را که دیگران، پس از او و به پیروى از او انجام مى‏دهند، به عهده دارد. «قدّم و اخّر»
5 - وجدان انسان بهترین شاهد علیه او در دادگاه قیامت است. «بل الانسان على نفسه بصیرة»
6- انسان، خودش هم به عذرهایى که مى‏آورد ایمان ندارد. «و لو القى معاذیرة»
درس هفتم
سوره 82. انفطار آیه 6-12
آیه

 یَآ أَیُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ
الَّذِى خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ
فِى  أَىِّ صُورَةٍ مَّا شَآءَ رَکَّبَکَ
کَلَّا بَلْ تُکَذِّبُونَ بِالدِّینِ
وَ إِنَّ عَلَیْکُمْ لَحَافِظِینَ
کِرَاماً کَاتِبِینَ
یَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ‏

ترجمه

اى انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار بزرگوارت مغرور و فریب داده است؟
همان که تو را آفرید و (اندامت را) استوار ساخت و متعادل کرد.
و به هر صورت که خواست، تو را ترکیب کرد.
با این همه، (شما روز) جزا را دروغ مى‏پندارید.
در حالى که قطعاً بر شما نگهبانانى (از فرشتگان) گمارده شده‏اند.
نویسندگانى بزرگوار،
که به آنچه انجام مى‏دهید آگاهند.

نکته ها

«غَرّ» از «غرور» به معناى غفلت، فریب و مغرور، «سوّاک» به معناى استوارى و استقامت و دورى از اعوجاج است و «عدلک» بیانگر تعادل و توازن میان اعضا و جوارح انسان است.
به عمل خود تکیه کنید نه بر کرم خداوند، انبیا از کرم خدا آگاه بودند امّا اهل عمل بودند.
خداوند کریم است: «ربّک الکریم» فرشتگان مأمور او کریم‏اند: «کراماً کاتبین» رسولان او کریم‏اند: «رسول کریم»(1) کتاب او کریم است: «انّه لقرآن کریم»(2) و پاداش او کریمانه است. «اجر کریم»(3)
خداوند کریم است؛ هم گناهان را مى‏بخشد، هم عیب‏ها را مى‏پوشاند و هم پاداش را چند برابر مى‏دهد.
1) حاقّه، 40.
2) واقعه، 77.
3) یس، 11.

پیام ها

 1- انسان، موجودى غافل و فریب خورده است و خود را از عواقب کار و قهر خدا در اَمان مى‏پندارد. «یا ایّها الانسان ما غرّک بربّک»
 2- چرا انسان با آن همه نیاز و ضعف، مغرور باشد؟ «یا ایّها الانسان ما غرّک»
 3- بدترین نوع کبر و غرور، آن است که در برابر پروردگار کریم و هستى بخش باشد. «غرّک بربّک الکریم الّذى خلقک»
 4- غرور و غفلت انسان، سوء استفاده از لطف و کرم و پرده‏پوشى خداست. «ما غرّک بربّک الکریم»
 5 - لطف و کرم ابتدایى خدا تنها نسبت به مؤمنان نیست، بلکه نسبت به همه انسان‏هاست. «یا ایّها الانسان.... بربّک الکریم»
 6- غرور انسان، بیانگر غفلت او از نعمت‏هاى الهى و عظمت آفریدگار است. «ما غرّک بربّک الکریم»
 7- درمان غرور، توجّه به الطاف کریمانه است. «الکریم... خلقک فسوّاک فعدلک»
 8 - آفرینش، نشانه قدرت، «خلقک» تسویه، نشانه حکمت، «سواک» و اعتدال، دلیل علم او به تمام نیازهاست. «عدلک»
 9- آفرینش انسان و هماهنگى و تعادل میان اعضاى او، جلوه‏اى از کرم خداوند است.«الکریم الّذى خلقک فسوّاک فعدلک»
 10- تنوّع شکل و قیافه انسان‏ها، براساس خواستِ حکیمانه خداوند است. «فى اىّ صورة ما شاء رکّبک»
 11- براى شکستن غرور، باید نعمت‏هاى الهى را پى‏درپى گوشزد کرد. «خلقک، سوّاک، عدلک، رکّبک»
 12- آنکه در دنیا تو را آفرید، در آخرت نیز تو را خلق مى‏کند، پس تکذیب چرا؟ «کلاّ بل تکذّبون بالدین»
 13- کسى که به دنیا مغرور شود، آخرت را انکار مى‏کند. «غرّک - تکذّبون»
 14- گرچه شما قیامت را منکر مى‏شوید، ولى فرشتگان کار خود را انجام مى‏دهند. «تکذّبون... انّ علیکم لحافظین»
 15- فرشتگان متعدّد، مسئول حفظ و حراست از انسان‏ها هستند. «لحافظین»
 16- فرشتگان، مسئول ثبت و ضبط کارهاى انسانند. «کراماً کاتبین»
 17- فرشتگانِ مراقب، در ثبت اعمال برخوردى کریمانه دارند. «کراماً کاتبین»
 18- فرشتگان هم متعدّدند، هم تیزبین و هم ریزبین. «یعلمون ما تفعلون»
 19- توجّه به ثبت اعمال توسط فرشتگان معصوم، سبب حیا و تقواى انسان مى‏شود. «یعلمون ما تفعلون»
سوره 41. فصلت آیه 21
آیه

وَقَالُواْ لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدتُّمْ عَلَیْنَا قَالُواْ أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِى  أَنطَقَ کُلَّ شَىْ‏ءٍ وَهُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ‏

ترجمه

و دوزخیان به پوستشان گویند: «چرا علیه ما گواهى دادید؟» گویند: «خدایى که همه چیز را به نطق آورده ما را نیز به سخن آورد، او که نخستین بار شما را آفرید و فقط به سوى او برگردانده مى‏شوید».

نکته ها

در قیامت، گواهان متعدّد هستند، از جمله: خداوند، انبیا، زمین، زمان، فرشتگان، اعضاى بدن و... که براى هر کدام، آیه و حدیث آمده است.
روز محشر هر نهان پیدا شود
هم ز خود هر مجرمى رسوا شود
دست گوید من چنان دزدیده‏ام‏
لب بگوید من چنان بوسیده‏ام‏
چشم گوید غمزه کردستم حرام‏
گوش هم بشنیده‏ام سوء الکلام(25)
هستى نوعى نطق دارد. «انطق کل شى‏ء» خداوند درباره‏ى دوزخ مى‏فرماید: «تقول هل من مزید»(26) جهنّم مى‏گوید: آیا باز هم مجرم دارى؟ و درباره‏ى زمین و آسمان مى‏فرماید: «قالتا اتینا طائعین»(27) ما با رغبت به سوى تو مى‏آییم.
نطق آب و نطق خاک و نطق گل‏
هست محسوس حواس اهل دل‏
جمله ذرّات زمین و آسمان‏
با تو مى‏گویند روزان و شبان‏
ما سمیعیم و بصیریم و هُشیم‏
با شما نامحرمان ما خامشیم‏
25) مثنوى معنوى.
26) ق ، 30.
27) فصّلت، 11.

پیام ها

 1- قیامت صحنه‏ى جدال و ستیزِ انسان با خود است. «و قالوا لجلودهم»
 2- شاید رسوایى گناهانى که انسان با پوست بدن انجام داده بیشتر است. («و قالوا لجلودهم» و نفرمود: «قالوا لابصارهم و...»)
 3- گواهى اعضاى بدن در قیامت، همواره علیه انسان است و هرگز به نفع انسان نیست. (در قرآن هر کجا سخن از گواهى اعضاست مربوط به گناهان است). «لم شهدتم علینا»
 4- کفّار اصل گناه را مى‏پذیرند ولى از گواهى اعضاى بدن خود ناراحت مى‏شوند. «لم شهدتم علینا»
 5 - گواهى دادن و نطق کردن، نشانه‏ى علم اعضاى انسان به عملکرد اوست. «انطقنا اللّه»
 6- آن که قدرت آفریدن دارد، قدرت به سخن در آوردن نیز دارد. «انطق کل شى‏ء و هو خلقکم»
 7- آفرینش آغازین، بهترین دلیل بر امکان معاد است. «خلقکم اول مرّة و الیه ترجعون»
درس هشتم
سوره 4. نساء آیه 10

آیه

إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَ لَ الْیَتَمَى ظُلْماً إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِى بُطُونِهِمْ نَاراً وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیراً

ترجمه

همانا، آنان که اموال یتیمان را به ستم مى‏خورند، در حقیقت، آتشى را در شکم خود فرو مى‏برند و بزودى در آتشى افروخته وارد خواهند شد.

نکته ها

علامه طباطبایى این آیه را دلیل بر تجسّم اعمال در قیامت دانسته است، زیرا قرآن مى‏فرماید: مال یتیم به صورت آتش مى‏شود و خورنده‏ى آن را مى‏سوزاند.

پیام ها

1- چهره‏ى واقعى خوردن مال یتیم در دنیا، به صورت خوردن آتش در قیامت آشکار خواهد شد. «یأکلون اموال الیتامى... یأکلون... نارا»
2- حضور در منزل ایتام و خوردن از مال آنان، در صورتى که مایه‏ى ضرر و زیان به آنان نباشد، اشکالى ندارد. «یأکلون... ظلما»
درس دهم
سوره 39. زمر آیه 37،36

آیه

أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ وَیُخَوِّفُونَکَ بِالَّذِینَ مِن دُونِهِ وَمَن یُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ
وَمَن یَهْدِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّضِلٍّ أَلَیْسَ اللَّهُ بِعَزِیزٍ ذِى انتِقَامٍ‏

ترجمه

آیا خداوند براى بنده‏اش کافى نیست؟ و مردم تو را از غیر خدا مى‏ترسانند و هر که را خدا گمراه کند پس هیچ راهنمایى براى او نخواهد بود.
و هر که را خداوند هدایت کند، پس هیچ گمراه کننده‏اى براى او نیست، آیا خداوند، نفوذناپذیر و صاحب انتقام نیست.

نکته ها

بت پرستان به پیامبر اسلام مى‏گفتند: اگر بت‏هاى ما را تحقیر کنى، به تو بلا و آزار مى‏رسد. این آیه نازل شد و به حضرت دلدارى داد که: «ألیس اللّه بکافٍ عبده»
قرآن، با تعبیرهاى گوناگونى مصونیّت پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله را از انواع توطئه‏ها مطرح کرده است: نظیر آیه‏ى «و اللّه یعصمک من الناس»(33) و «انّا کفیناک المستهزئین»(34) چنانکه خداوند نوح را از غرق شدن و ابراهیم را از آتش و موسى را از خطر فرعون و عیسى را از به دار آویخته شدن حفظ کرد.
وظیفه‏ى ما در هر شرایطى بندگى خداست. در حدیث مى‏خوانیم: «مَن أصبح و همومه هَمٌّ واحد، کفاه اللّه هموم الدنیا والآخرة»(35) کسى که همه‏ى تلاش و همتش بندگى خدا باشد، خداوند خواسته‏هاى دنیا و آخرتش را برآورده مى‏کند.
33) مائده، 67.
34) حجر، 95.
35) تفسیر روح البیان.

پیام ها

 1- اگر انسان بنده‏ى خدا شد، بیمه مى‏شود و خداوند امور او را کفایت و کفالت مى‏کند. «ألیس اللّه بکاف عبده»
 2- در برابر تهدیدهاى دشمنان، با یاد امداد و تکفّل الهى، خود را آرام کنیم. «ألیس اللّه بکافٍ عبده و یخوّفونک»
 3- ابزار کافران، ایجاد محیط رعب و وحشت است. «یخوفونک بالّذین من دونه»
 4- هدایت و ضلالت به دست خداست، «یضلل اللّه - یهد اللّه» لکن مقدّمات دریافت هدایت یا محروم شدن از آن، به دست انسان است. چنانکه در آیات دیگر مى‏خوانیم: «یهدى اللّه من ینیب»(36) و «لا یهدى من هو مسرف کذّاب»(37)
 5 - از کمى تعداد و امکانات نترسید، از این بترسید که از مدار بندگى خدا بیرون روید، که اگر بنده‏ى او باشید هیچ قدرتى شما را نمى‏شکند. «فما له من مضل»
 6- انسان موجودى است که در سنگدلى به جایى مى‏رسد که هیچ راهنمایى در او مؤثّر نیست. «فما له مِن هاد» و در ایمان به جایى مى‏رسد که هیچ حادثه‏اى او را منحرف نمى‏کند. «فماله من مضل»
 7- گمراه شدن انسان از سوى خداوند بى مقدّمه نیست، کیفر عملکرد خود انسان است. «ذى انتقام»
 8 - حمایت خداوند گاهى در قالب تکفل بنده است و گاهى در قالب انتقام از مخالفان. «ذى انتقام»
36) شورى، 13.
37) غافر، 28.

سوره 65. طلاق آیه 3

آیه

وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِ‏ّشَىْ‏ءٍ قَدْراً

ترجمه

 و او را از جایى که گمان ندارد روزى مى‏دهد و هر کس بر خدا توکل کند، او برایش کافى است. همانا خداوند کار خود را محقق مى‏سازد. همانا خداوند براى هر چیز اندازه‏اى قرار داده است.

نکته ها

مراد از رسیدن اجل «بلغن اجلهنّ»، رسیدن به اواخر مدّت عدّه است نه پایان آن، زیرا اگر مدّت عدّه پایان یافت، امساک و نگهدارى زن حرام است.(15)
در قرآن، سى و هشت مرتبه کلمه معروف به کار رفته که پانزده مرتبه آن مربوط به خانواده و همسردارى است، یعنى شیوه برخورد زن و مرد در زندگى باید شایسته و پسندیده باشد.
گواهى دو شاهد عادل بر طلاق، منافعى دارد. از جمله آن که دو شاهد عادل، به خاطر عدالت و محبوبیتى که دارند، به طور طبیعى با موعظه سعى مى‏کنند به جاى طلاق، طرفین را به آشتى ترغیب کنند.
پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله فرمودند: «انّى لأعلم آیة لو اخذ بها النّاس لکفتهم» من آیه‏اى را مى‏شناسم که اگر مردم به آن عمل کنند، تمام مشکلاتشان حل مى‏شود و سپس آیه «و من یتق اللّه یجعل له مخرجاً» را تلاوت فرمودند.(16)
در روایات مى‏خوانیم: هنگامى که آیه 3 نازل شد، جمعى از یاران پیامبر، کار و تجارت را رها کردند و گفتند: خداوند روزى ما را ضمانت کرده است، پس به کار و تلاش نیازى نیست. پیامبرصلى الله علیه وآله آنان را احضار و توبیخ کرد و فرمود: هرکس کار و تلاش را رها کند، دعایش مستجاب نمى‏شود. «انّه من فعل ذلک لا یستجاب له»(17)
در قرآن، هم مهر الهى با جمله، «من حیث لا یحتسب»(18) آمده است و هم قهر الهى. «فاتاهم اللّه من حیث لم یحتسبوا»(19) یعنى گاهى مهر و قهر الهى غیر منتظره و به شکلى که گمان نمى‏رود به انسان مى‏رسد.
أثر تقوا فقط در آخرت نیست. امام صادق‏علیه السلام در مورد جمله، «من حیث لا یحتسب» فرمود: این گشایش روزى، براى تقوا پیشه‏گان در دنیاست.(20)
15) تفسیر المیزان.
16) تفسیر مجمع البیان.
17) تفسیر نور الثقلین.
18) طلاق، 3.
19) حشر، 2.
20) تفسیر نور الثقلین.

پیام ها

1- زمان‏بندى احکام دینى، باید به دقت مراعات شود. (هم آغاز زمان عدّه: «فطلقوهنّ لعدتهنّ» و هم پایان آن: «اذا بلغن اجلهن» ذکر شده است.)
 2- کارها باید از ابتدا داراى برنامه و زمان مشخص باشند. «اجلهنّ»
 3- هم ادامه زندگى باید به نحو پسندیده باشد و هم جدایى و طلاق. «امسکوهنّ بمعروف او فارقوهنّ بمعروف»
 4- رفتار شایسته چه در حال صلح و آشتى و چه در حال قهر و جدایى، از حقوق همسر است. «امسکوهنّ بمعروف...»
 5 - نگاه دارى همسر، مقدّم بر جدایى است. ابتدا فرمود: «امسکوهنّ» و سپس «فارقوهنّ»
 6- آیین همسردارى یا طلاق باید مورد پذیرش شرع و پسند عقل باشد. «بمعروف»
 7- به دلیل ضعف جسمى و نارسایى، آداب و رسوم اجتماعى و تاریخى، حقوق زنان بیشتر پایمال شده و مى‏شود. لذا بیشترین خطاب‏هاى قرآن در مورد مراعات حقوق به مردان است. «امسکوهنّ بمعروف، فارقوهنّ بمعروف»
 8 - جدایى و طلاق، همراه با کرامت و به دور از هر گونه تحقیر صورت گیرد. «فارقوهنّ بمعروف»
 9- شرط صحت طلاق، حضور دو شاهد عادل است. «و اشهدوا ذوى عدل منکم»
 10- براى حفظ حقوق طرفین، گرفتن دو شاهد عادل، نشانه محکم کارى و دقّت است. «و اشهدوا ذوى عدل منکم»
 11- کسانى‏که در محضر آنان طلاق جارى مى‏شود، باید عادل باشند. «ذوى عدلٍ منکم» یعنى عدالت سرمایه آنان باشد.
 12- افراد عادل نیز به تذکّر نیازمندند. «اشهدوا ذوى عدل منکم و اقیموا الشهادة للّه»
 13- حبّ و بغض‏ها نباید در قضاوت ما تأثیرگذار باشد. «اقیموا الشهادة للّه» (مشابه این جمله، در آیه 135 نساء آمده است که مى‏فرماید: «کونوا قوامین بالقسط شهداء للّه و لو على انفسکم او الوالدین والاقربین»)
 14- گواهى دو شاهد عادل باید همراه با حفظ حقوق مردم و اخلاص باشد. «اقیموا الشّهادة للّه» (در کلمه «اقیموا» برپاداشتن حقوق مردم و در کلمه «للّه» اخلاص در عمل نهفته است).
 15- اقامه حقوق مردم، ارزشى هم وزن اقامه نماز و دین دارد. (در قرآن کلمه «اقیموا» درباره نماز، دین، شهادت و وزن مطرح شده است. «اقیموا الدین»(21)، «اقیموا الصّلاة»(22)، «اقیموا الوزن»(23) و «اقیموا الشّهادة»(24)
 16- موعظه تنها تذکرات اخلاقى نیست، بلکه دستورات فقهى نیز نوعى موعظه است. «امسکوهنّ... فارقوهنّ... اشهدوا... ذلکم یوعظ به»
 17- پند پذیرى، نشانه ایمان واقعى است. «یوعظ به من کان یؤمن»
 18- به جاى پیمودن راه‏هاى ناشناخته سیر و سلوک، عمل به احکام الهى بهترین موعظه و راه سازندگى انسان است. «یوعظ به من کان یؤمن»
 19- حل مشکلات از طریق گناه، رفتن به بیراهه است. تقوا و خدا ترسى موجب خروج انسان از مشکلات و تنگناهاى زندگى است. «و من یتّق اللّه یجعل له مخرجاً»
 20- راه رهایى از تمام بن بست‏ها، (که از جمله آن اختلافات زن و شوهر است، تقواست. «و من یتّق اللّه یجعل له مخرجاً»
 21- در مدیریّت بحران‏ها و فتنه‏ها، دو چیز راه نجات است:
 الف) تقوا. «و من یتّق اللّه یجعل له مخرجاً»
 ب) تمسک به قرآن. «اذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن»(25)
 22- زن و شوهرى که به ناچار با طلاق از هم جدا مى‏شوند، اگر تقوا را مراعات کنند، مشمول لطف ویژه خداوند مى‏شوند. «یرزقه من حیث لایحتسب»
 23- کسانى که با گناه زندگى خود را تأمین مى‏کنند، راه دریافت روزى‏هاى پیش بینى نشده را به روى خود مى‏بندند. «و من یتق اللّه... یرزقه من حیث لایحتسب»
 24- اراده خدا در چارچوب محاسبات انسان نیست. «یرزقه من حیث لایحتسب»
 25- رعایت امور معنوى، در زندگى مادّى اثر گذار است. (امدادهاى غیبى، در زندگى انسان نقش مؤثرى دارند.) «من حیث لایحتسب»
 26- انسان متقى، خواست خود را در مسیر خواست و اراده خدا قرار مى‏دهد و چون اراده الهى بن بست ندارد، انسان متقى نیز به بن بست نخواهد رسید. «و من یتق اللّه یجعل له مخرجاً»
 27- همیشه رزق زیاد وابسته به کار زیاد نیست. «و من یتق اللّه... یرزقه» (همان گونه که همیشه مقدار و کمّیت آن مهم نیست. امام صادق‏علیه السلام در تفسیر «یرزقه من حیث لایحتسب» فرمود: خداوند در آنچه به او داده برکت مى‏دهد.(26))
 28- تقوا و توکل دو اهرم براى خروج از بن بست است. «و من یتق اللّه... و من یتوکل على اللّه...»
 29- براى تأمین زندگى امروز، تقوا «و من یتق اللّه... یرزقه» و براى آینده، توکل لازم است. «و من یتوکل على اللّه فهو حسبه»
 30- تقوا، مقدّم بر توکل است. «و من یتق اللّه... و من یتوکل على اللّه»
 31- بدون لطف خداوند، هیچ عامل دیگرى کارآمد و کافى نیست. «فهو حسبه»
 32- در اراده و خواست تمام افراد و حکومت‏ها، احتمال شکست و ناکارآمدى و بن بست وجود دارد. تنها امرى که شکست در آن راه ندارد، خواست و اراده خداوند است. «انّ اللّه بالغ امره»
 33- دلیل توکل ما، قدرت بى نهایت الهى است. «و من یتوکل ... انّ اللّه بالغ امره»
 34- معناى توکل ما و قدرت خداوند آن نیست که انسان به همه خواسته‏هاى خود مى‏رسد، زیرا تمام امور هستى قانونمند است و حساب و کتاب دارد. «و من یتوکل على اللّه فهو حسبه ان اللّه بالغ امره قد جعل اللّه لکل شى‏ءٍ قدراً»

21) شورى، 13.
22) بقره، 43.
23) الرّحمن، 9.
24) طلاق، 2.
25) کافى، ج‏2، ص‏598.
26) تفسیر نور الثقلین.
سوره 2. بقره آیه 216

آیه

کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَعَسَى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏

ترجمه

جهاد بر شما مقرّر شد، در حالى که براى شما ناخوشایند است و چه بسا چیزى را ناخوش دارید، در حالى که خیر شما در آن است و چه بسا چیزى را دوست دارید، در حالى که ضرر و شرّ شما در آن است. و خداوند (صلاح شما را) مى‏داند و شما نمى‏دانید.

نکته ها

کلمه «کُره» به مشقّتى گفته مى‏شود که انسان از درون خود احساس کند، مانند ترس از جنگ. و «کَره» به مشقتى گویند که از خارج به انسان تحمیل شود، مانند حکم اجبارى در آیه‏ى «اتینا طَوعاً او کَرهاً قالَتا اَتینا طائعین» [612] به آسمان‏ها و زمین گفتیم: یا با رغبت بیایید یا با اکراه، گفتند: ما با رغبت مى‏آییم.
آیه قبل مربوط به مال دادن بود واین آیه مربوط به جان دادن است.
اکراه از جنگ، یا به خاطر روحیّه‏ى رفاه‏طلبى است ویا به جهت انسان دوستى و رحم به دیگران ویا بخاطر عدم توازن قوا و برترى دشمن است. قرآن مى‏فرماید: شما آثار و نتایج جهاد را نمى‏دانید و فقط به زیان‏هاى مادّى و ظاهرى آن توجّه مى‏کنید، در حالى که خداوند از اسرار و آثار امروز وفرداى کارها در ابعاد مختلفش آگاه است.
جنگ با همه‏ى سختى‏هایى که دارد، آثار مثبت و فوایدى نیز دارد. از جمله:
الف: توان رزمى بالا مى‏رود.
ب: دشمن جسور نمى‏شود.
ج: روح تعهّد و ایثار در افراد جامعه بوجود مى‏آید.
د: قدرت و عزت اسلام و مسلمین در دنیا مطرح مى‏شود.
ه: امدادهاى غیبى سرازیر مى‏گردد.
و: روحیّه‏ى استمداد از خدا پیدا مى‏شود.
ز: اجر و پاداش الهى بدست مى‏آید.
ح: روحیّه‏ى ابداع و اختراع و ابتکار بوجود مى‏آید.
جهاد در ادیان دیگر
برخلاف تبلیغاتى که دنیا براى صلح و علیه خشونت دارد، مسئله جهاد در راه دین، در تمام ادیان آسمانى بوده و یک ضرورت حتمى است.
در تورات مى‏خوانیم:
* ساکنان شهر را بدم شمشیر بکش و اموالشان را جمع نماى. [613]
* همگى ایشان را هلاک ساز و ترحّم منما. [614]
* چون براى مقاتله بیرون روى و دشمن را زیاد بینى، نترس. [615]
* برادر و دوست و همسایه خود را بکشد تا کفّاره گوساله‏پرستى باشد. [616]
* موسى جمعیّتى را به سوى جنگ حرکت داد و مقاتله مهمّى صورت گرفت. [617]
در انجیل متى‏ آمده است:
* گمان مبرید که آمده‏ام تا سلامتى بر زمین بگذارم، نیامده‏ام تا سلامتى بگذارم، بلکه شمشیر را. [618]
* هرکه جان خود را دریابد )و به جنگ نیاید) آنرا هلاک سازد و هرکه جان خود را به خاطر من هلاک کرد آنرا خواهد یافت. [619]
در انجیل لوقا مى‏خوانیم:
* دشمنان را که نخواستند من بر ایشان حکمرانى کنم، در اینجا حاضر ساخته، پیش من به قتل رسانید. [620]
* هرکس شمشیر ندارد، جامه خود را فروخته آنرا بخرد. [621]
در قرآن نیز در سوره‏هاى آل عمران، [622] مائده [623] و بقره [624] از وجود جنگ و جهاد در ادیان گذشته، سخن به میان آمده است.

612) فصّلت، 11.
613) تورات، سِفر تثنیه، باب 13، جمله 15.
614) تورات، سفر تثنیه، باب 7، جمله 3.
615) تورات، سِفر تثنیه، باب 20، جمله 1.
616) تورات، سِفر خروج، جمله 26.
617) تورات، سِفر اعداد، باب 31، جمله 34.
618) انجیل متى، باب‏10، جمله‏7.
619) انجیل متى، باب 10، جمله 39.
620) انجیل لوقا، باب‏19، جمله‏28.
621) انجیل لوقا، باب‏22، جمله‏36.
622) آل‏عمران، 147.
623) مائده، 24.
624) بقره، 246.

پیام ها

1- ملاک خیر وشر، آسانى و سختى و یا تمایلات شخصى نیست، بلکه مصالح واقعى ملاک است ونباید به پیشداورى خود تکیه کنیم. «عسى ان تکرهوا شیئاً وهو خیر لکم»
2- کراهت و محبّت نفسانى، نشانه‏ى خیر و شرّ واقعى نیست. «تکرهوا... و هو خیر لکم... تحبوا... و هو شرّ لکم»
3- جنگ و جهاد در راه دین، مایه‏ى خیر است. «کُتب علیکم القتال... و هو خیر لکم»
4- تسلیم فرمان خدایى باشیم که بر اساس علم بى‏نهایت به ما دستور مى‏دهد، گرچه ما دلیل آنرا ندانیم. «واللّه یعلم و انتم لا تعلمون»
سوره 39. زمر آیه 38

آیه

وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأیْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِىَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ کَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِى بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِکَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِىَ اللَّهُ عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ الْمُتَوَکِّلُونَ‏

ترجمه

و اگر (از مشرکان) سؤال کنى: «چه کسى آسمان‏ها و زمین را آفرید؟» قطعاً خواهند گفت: «خدا» بگو: «پس آیا در آن چه از غیر خدا مى‏خوانید نظر و اندیشه کرده‏اید؟! (راستى) اگر خداوند نسبت به من ضررى را اراده کند آیا این بت‏ها مى‏توانند آن ضرر را برطرف کنند، یا (اگر) خداوند براى من لطف و رحمتى را بخواهد، آیا آنها مى‏توانند مانع آن رحمت شوند؟» بگو: «خداوند براى من کافى است. اهل توکّل تنها بر او توکّل مى‏نمایند.»

نکته ها

در قرآن بارها از اعتقاد مشرکان به خالق بودن خداوند سخن به میان آمده است. علاوه بر آیه‏ى مورد بحث، بنگرید به: سوره‏ى عنکبوت، آیات 61 تا 63 و سوره‏ى لقمان آیه‏ى 24 و سوره‏ى زخرف آیات 9 و 87.
کلمه‏ى «ضُرٌّ» در برابر رحمت، به معناى هر گونه گرفتارى است.
ضمیر «هُنّ» براى مؤنث است و در این جا براى بت‏ها به کار رفته، زیرا عرب‏ها بت‏هاى بزرگ را به نام مؤنث مى‏خواندند. نظیر: «لات»، «مناة»، «عُزّى‏»

پیام ها

 1- بت پرستان خالقیّت خداوند را قبول داشتند. (لکن براى بت‏ها نقش ربوبیّت و شفاعت را قائل بودند). «لیقولنّ اللَّه»
 2- بت‏ها هیچ نقشى در برابر اراده‏ى خداوند ندارند. «هل هنّ کاشفات - هل هنّ مُمسِکات»
 3- کسى لایق پرستش است که قدرتِ رساندن سود و دفع زیان را داشته باشد. «هل هنّ کاشفات - هل هنّ مُمسِکات»
 4- دفع ضرر مهم‏تر از جلب منفعت است. («کاشفات ضُرّ» قبل از «مُمسِکات رحمته» آمده است).
 5 - توکّل تنها بر خداوند جایز است. (کلمه‏ى «علیه» قبل از «یتوکّل» آمده که بیانگر انحصار است).
 6- خداوند از هر جهت پیامبرش را تکفّل و کفایت مى‏کند. «حَسْبى اللّه»(کلمه «حَسْبى» مطلق آمده که شامل همه چیز مى‏شود).

درس یازدهم
سوره 2. بقره آیه 165

آیه

وَمِنَ الْنَّاسِ مَنْ یَتَّخِذَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْدَاداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَشَدُّ حُبّاً لِلَّهِ وَلَوْ یَرَى الَّذِینَ ظَلَمُواْ إِذْ یَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِیعاً وَأَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعَذَابِ‏

ترجمه

و بعضى از مردم کسانى هستند که معبودهایى غیر از خداوند براى خود برمى‏گزینند و آنها را همچون دوست داشتن خدا، دوست مى‏دارند. امّا آنان که ایمان دارند، عشقشان به خدا (از عشق مشرکان به معبودهاشان) شدیدتر است و آنها که (با پرستش بت به خود) ستم کردند، هنگامى که عذاب خدا را مشاهده کنند، خواهند دانست که تمام نیروها، تنها به دست خداست و او داراى عذاب شدید است.

نکته ها

امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: مراد از »دون اللَّه« و »انداد« در این آیه، بت‏ها نیستند، بلکه مراد پیشوایان ستمکار و گمراهند که مردم آنان را همچون خداوند دوست دارند. [497] از جهت ادبى نیز کلمه «هم» در «یحبّونهم»، براى انسان بکار مى‏رود، نه اشیاء.
ریشه‏ى محبّت، کمال دوستى وجمال دوستى است. مؤمنان تمام کمالات و جمال‏ها را در خداوند مى‏بینند، لذا بیشترین عشق را به او ابراز مى‏دارند. عشق و محبّت مؤمنین، بر اساس شایستگى ولیاقت معشوق است وهرگز به سردى و خاموشى نمى‏گراید. امّا عشق مشرکان، براساس خیال وجهل وتقلید وهوس‏هاى بیهوده است.

497) کافى، ج‏1، ص 374.

پیام ها

1- پرستش و محبّت غیر خدا، ممنوع است. «یتّخذ من دون اللَّه انداداً یحبّونهم»
2- احساسات باید در رابطه با اعتقادات باشد. «الّذین آمنوا اشدّ حُبّاً للّه»
3- برخى از مردم تا وقتى پرده‏ها کنار نرود و قیامت را مشاهده نکنند، به پوچى و بیهودگى راه و فکر خویش پى نمى‏برند. «ولو یرى الّذین»
4- قدرت در جذب نیرو مؤثر است. «انّ القوّة للّه جمیعاً» پس جذب غیر او نشوید.
سوره 3. آل‏عمران آیه 31

آیه

قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِى یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَیغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ‏

ترجمه

(اى پیامبر!) بگو: اگر خداوند را دوست مى‏دارید، پس مرا پیروى کنید، تا خدا نیز شما را دوست بدارد و گناهانتان را بر شما ببخشد و خداوند بسیار بخشنده ومهربان است.

نکته ها

درباره جایگاه پیامبر ولزوم اطاعت از او، در قرآن مى‏خوانیم: «مَن یطع الرّسول فقد اطاع اللّه»[34] هرکس از پیامبر پیروى کند، قطعاً از خدا پیروى کرده است. و در جاى دیگر: «انّ الّذین یبایعونک انّما یبایعون اللّه»[35] بیعت با تو بیعت با خداست.
شخصى به امام صادق‏علیه السلام عرض کرد: جانم فدایت، ما فرزندان خود را به نام‏هاى شما و پدرانتان مى‏نامیم، آیا براى ما مفید است؟ حضرت فرمودند: مگر دین غیر از محبّت است، خداوند فرموده: «ان کنتم تحبّون اللّه فاتّبعونى»[36]

34) نساء، 80.
35) فتح، 10.
36) تفسیر عیّاشى، ج‏1، ص‏167.

پیام ها

1- هر ادّعایى با عمل ثابت مى‏شود.[37] «ان کنتم تحبّون اللّه فاتّبعونى»
2- لازمه‏ى ایمان به خدا، پیروى از اولیاى خداست. «فاتّبعونى» (آرى، اسلام منهاى روحانیّت واقعى، محکوم است.)
3- هر کس در عمل سست است، در حقیقت پایه‏ى محبّت او سست است. «تحبّون... فاتّبعونى»
4- در راه اصلاح جامعه، از عواطف کمک بگیریم. «ان کنتم تحبّون اللّه»
5 - عمل، سخن و سکوت رسول خدا، حجّت و قابل پیروى است. «فاتبعونى»
6- پیامبر معصوم است، زیرا فرمان پیروى عام و بى‏چون وچرا براى غیر معصوم، حکیمانه نیست. «قل... فاتبعونى»
7- اگر مى‏خواهید خداوند شما را دوست بدارد، باید از سنّت رسول اللّه پیروى کنید. «فاتّبعونى یحببکم اللّه»
8 - انسان مى‏تواند به جایى برسد که رضاى او، رضاى خدا و پیروى از او، پیروى از خدا باشد. «فاتّبعونى یحببکم اللّه»
9- امتیاز دین الهى بر قوانین بشرى، وجود عنصر محبّت، الگوى عملى و صلاحیّتِ قانون‏گزار است. «تحبّون... فاتبعونى یحببکم اللّه»
10- بهترین پاداش‏ها، پاداشِ معنوى است. محبوبیّت نزد خدا ودریافت مغفرت، بهترین پاداش براى مؤمنان است. «یحببکم اللّه»
11- نشانه‏ى دوستى، سرپوش گذاردن روى بدى‏ها و برخورد با عفو و رحمت است. «یحببکم... یغفر لکم»
12- کارهاى نیک، مایه‏ى آمرزش گناهان است. «فاتبعونى... یغفرلکم ذنوبکم»
13- اطاعت وپیروى از پیامبر، موجب دریافت عفو الهى است. «فاتّبعونى... یغفر لکم»

37) کار با سعى است نى با ادّعالیس للانسان الاّ ما سعى
درس دوازدهم
سوره 29.‏ عنکبوت آیه 45

آیه

اُتْلُ مَآ أُوْحِىَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى‏ عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنکَرِ وَلَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ

ترجمه

آنچه را از کتاب (آسمانى قرآن) به تو وحى شده تلاوت کن و نماز را به‏پادار، که همانا نماز (انسان را) از فحشا و منکر باز مى‏دارد و البتّه یاد خدا بزرگ‏تر است و خداوند آنچه را انجام مى‏دهید مى‏داند.

نکته ها

در این آیه خداوند به پیامبرش دستور تلاوت قرآن و نماز را در کنار هم داده و این به خاطر آن است که قرآن و نماز دو منبع نیروبخش مى‏باشند. خداوند که به پیامبرش از یک مسئولیّت سنگین خبر مى‏دهد، «انّا سنلقى علیک قولاً ثقیلاً»(143) به او مى‏فرماید: براى انجام این مسئولیّت سنگین، از دو منبع نیروبخش کمک بگیر:
یکى تلاوت قرآن. «و رَتّل القرآن ترتیلا»(144)
و دیگرى نماز شب. «اِنّ ناشئة الیل هى اَشدّ وَطاً و أقوم قیلاً»(145)
البتّه علاوه بر این آیه، نماز و قرآن، بارها در کنار هم آمده است؛ از جمله: «یتلون کتاب اللّه و اقاموا الصّلاة»(146) و «یمسّکون بالکتاب و اقاموا الصّلاة»(147)
براى جمله «لذکر اللّه اکبر» چند معنا بیان شده است:
الف: نماز، بزرگ‏ترین ذکر الهى است. به دلیل آیه‏ى «أقم الصّلاة لذکرى»(148) که نماز را ذکر خداوند مى‏داند.
ب: یاد خدا (و حضور قلب)، بالاتر از ظاهر نماز است.
ج: یاد خدا براى انسان از همه کارها برتر است.
د: یاد خدا، براى جلوگیرى از فحشا و منکر بالاتر از هر اهرم دیگر است.
ه: یاد خدا از شما، بزرگتر از یاد شما از خدا است. (البتّه این معنا با توجّه به روایات در ذیل آیه «فاذکرونى اذکرکم»(149) برداشت شده است.(150))
به پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله گفته شد: فلانى هم نماز مى‏خواند و هم خلاف مى‏کند، فرمود:«انّ صلاته تنهاه یوماً»(151) بالاخره نماز او روزى نجاتش خواهد داد.
امام صادق‏علیه السلام فرمود: هر کسى دوست دارد قبولى یا ردّ نمازش را بداند، ببیند نمازش او را از فحشا و منکر باز داشته است یا نه. سپس امام‏علیه السلام فرمود: «فبقدر ما منعته قبلت منه»(152) به اندازه‏اى که نماز، انسان را از منکرات باز مى‏دارد، به همان اندازه قبول مى‏شود.
143) مزمّل، 5.
144) مزمل، 4 .
145) مزمل، 6 .
146) فاطر، 29 .
147) اعراف، 170 .
148) طه، 14.
149) بقره، 152 .
150) تفسیر نورالثقلین.
151) تفسیر مجمع‏البیان.
152) تفسیر مجمع‏البیان.

پیام ها

 1- تنها آشنایى با مفاهیم، تلاوت و آموزش قرآن کافى نیست، بلکه عمل لازم است. «اُتلُ - أقِم»
 2- قرآن و نماز، در رأس برنامه‏هاى تربیتى است. «اُتلُ - أقِم»
 3- رابطه پیامبر با مردم از طریق تلاوت آیات قرآن و ابلاغ اوامر خداوند به آنان و رابطه او با خدا از طریق عبادت و نماز است. «اُتلُ - أقِم»
 4- در تبلیغ و ارشاد، حکمت و آثار دستورها دینى را بیان کنیم. «أقِم الصّلاة انّ الصّلاة تنهى عن الفحشاء و المنکر»
 5 - در پیشگاه خداوند، نماز از عظمت و جایگاه خاصّى برخودار است. «أقم الصّلاة اِنّ الصّلاة» (تکرار کلمه‏ى «صلاة»)
 6- نقش اصلاحى نماز در فرد و جامعه حدسى و پیشنهادى نیست، بلکه قطعى است. «اِنّ الصّلاة» (کلمه‏ى «انّ» و جمله‏ى اسمیه)
 7- اگر نمازِ انسان، او را از فحشا و منکر باز نداشت، باید در قبولى نماز خود شک کند. «اِنّ الصّلاة تنهى»
 8 - گسترش کارهاى نیک و معروف، به طور طبیعى مانع رشد منکر است. «الصّلاة تنهى»
 9- علم خداوند، ضامن اجراى صحیح دستورهاى اوست. «واللّه یعلم ما تصنعون»
 10- در نماز، انواع راز و رمزها، هنرها و سلیقه‏ها نهفته است. «ما تصنعون»
 نماز و بازدارندگى از منکرات‏
 سؤال: چگونه نماز فرد و جامعه را از فحشا و منکر باز مى‏دارد؟
 پاسخ: 1. ریشه‏ى تمام منکرات غفلت است و خداوند در آیه 179 سوره‏ى اعراف، انسان غافل را از حیوان بدتر شمرده است. «اولئک کالانعام بل هم اضلّ اولئک هم الغافلون» و نماز چون یاد خدا و بهترین وسیله‏ى غفلت‏زدایى است، پس زمینه‏ى منکرات را از بین مى‏برد.
2. اقامه‏ى نماز و داشتن رنگ الهى، مانع گرفتن رنگ شیطانى است. چنانکه کسى‏که لباس سفید بپوشد، حاضر نیست در جاى کثیف و آلوده بنشیند.
 3. در کنار نماز، معمولاً توصیه به زکات شده است، که فرد را از منکر بخل و بى‏تفاوتى در برابر محرومان و جامعه را از منکر فقر که زمینه‏ى رویکرد به منکرات است، رها مى‏سازد.
 4. نماز، داراى احکام و دستوراتى است که رعایت هر یک از آنها انسان را از بسیارى گناهان باز مى‏دارد، مثلاً:
* شرط حلال بودن مکان و لباس نمازگزار، انسان را از تجاوز به حقوق دیگران باز مى‏دارد.
* رعایت شرط پاک بودن آب وضو، مکان، لباس و بدن نمازگزار، انسان را از آلودگى و بى‏مبالاتى دور مى‏کند.
* شرط اخلاص، انسان را از منکر شرک، ریا و سُمعه باز مى‏دارد.
* شرط قبله، انسان را از منکر بى‏هدفى و به هر سو توجّه کردن باز مى‏دارد.
* رکوع و سجده، انسان را از منکر تکبّر باز مى‏دارد.
* توجّه به پوشش مناسب در نماز، انسان را از منکر برهنگى و بى حیایى حفظ مى‏کند.
* توجّه به عدالت امام جماعت، سبب دورى افراد از فسق و خلاف مى‏شود.
* نماز جماعت، انسان را از گوشه‏گیرى نابجا نجات مى‏دهد.
* احکام و شرایط نماز جماعت، بسیارى از ارزش‏ها را زنده مى‏کند از جمله: مردمى بودن، جلو نیافتادن از رهبر، عقب نماندن از جامعه، سکوت در برابر سخن حقّ امام جماعت، نظم و انضباط، ارزش‏گذارى نسبت به انسان‏هاى با تقوا، دورى از تفرقه، دورى از گرایش‏هاى مذموم نژادى، اقلیمى، سیاسى و حضور در صحنه که ترک هریک از آنها، منکر است.
* لزوم تلاوت سوره حمد در هر نماز، رابطه‏ى انسان را با آفریننده‏ى جهان، «ربّ العالمین»، با تشکّر، تعبّد و خضوع در برابر او، «ایّاک نعبد» با توکّل و استمداد از او، «ایّاک نستعین»، با توجّه و یادآورى معاد، «مالک یوم الدین» با رهبران معصوم و اولیاى الهى، «انعمت علیهم»، با برائت از رهبران فاسد، «غیرالمغضوب» و رابطه‏ى انسان را با دیگر مردم جامعه «نعبد و نستعین» بیان مى‏کند که غفلت از هریک از آنها منکر، یا زمینه‏ساز منکرى بزرگ است.
سوره 2. بقره آیه 183
آیه

یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمْ الْصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى‏ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ‏

ترجمه

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! روزه بر شما مقرّر گردید، همانگونه که بر کسانى که پیش از شما بودند مقرّر شده بود، باشد که پرهیزگار شوید.

نکته ها

تقوى، به معناى خویشتن دارى از گناه است. بیشتر گناهان، از دو ریشه غضب و شهوت سرچشمه مى‏گیرند. و روزه، جلوى تندى‏هاى این دو غریزه را مى‏گیرد و لذا سبب کاهش فساد و افزایش تقواست. [538]
به نظر مفسّران و دانشمندان علوم قرآنى، آیاتى که با خطاب «یا ایّها الّذین آمنوا» شروع شده‏اند، در مدینه نازل شده و جزء آیات مدنى مى‏باشند. فرمان روزه نیز همچون دستور جهاد و پرداخت زکات در سال دوّم هجرى صادر گردیده است.
آثار و برکات روزه
تقوى و خداترسى، در ظاهر و باطن، مهم‏ترین اثر روزه است. روزه، یگانه عبادت مخفى است. نماز، حج، جهاد، زکات و خمس را مردم مى‏بینند، امّا روزه دیدنى نیست. روزه، اراده انسان را تقویت مى‏کند. کسى که یک ماه نان وآب وهمسر خود را کنار گذاشت، مى‏تواند نسبت به مال وناموس دیگران خود را کنترل کند. روزه، باعث تقویت عاطفه است. کسى که یک ماه مزه‏ى گرسنگى را چشید، درد آشنا مى‏شود ورنج گرسنگان را احساس ودرک مى‏کند. رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمودند: روزه، نصف صبر است. [539] روزه‏ى مردمان عادّى، همان خوددارى از نان و آب و همسر است، امّا در روزه خواص علاوه بر اجتناب از مفطرات، اجتناب از گناهان نیز لازم است، و روزه‏ى خاصّ‏الخاص علاوه بر اجتناب از مفطرات و پرهیز از گناهان، خالى بودن دل از غیر خداست. [540] روزه، انسان را شبیه فرشتگان مى‏کند، فرشتگانى که از خوردن و آشامیدن و شهوت دورند. [541]
رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمودند: هرکس ماه رمضان را براى خدا روزه بدارد، تمام گناهانش بخشیده مى‏شود. [542] چنانکه در حدیث قدسى نیز آمده است که خداوند مى‏فرماید: «الصوم لى و اَنَا اَجزى به» روزه براى من است و من آن را پاداش مى‏دهم. [543]
اهمیّت روزه به قدرى است که در روایات پاداش بسیارى از عبادات را همچون پاداش روزه دانسته‏اند. [544] هرچند که روزه بر امّت‏هاى پیشین نیز واجب بوده، ولى روزه‏ى ماه رمضان، مخصوص انبیا بوده است و در امّت اسلامى، روزه رمضان بر همه واجب شده است. [545] از رسول خدا صلى الله علیه وآله نقل شده است که فرمود: براى هر چیز زکاتى است و زکات بدنها، روزه است. [546]

538) کافى، ج‏2، ص‏18.
539) تفسیر المنار، ذیل آیه.
540) تفسیر روح‏البیان.
541) صاحب جواهر، نقل از آیةاللَّه جوادى.
542) و 4. تفسیر مراغى، ج‏2، ص‏69.
543)
544) کافى، ج‏2، ص‏100.
545) تفسیر نورالثقلین، ج‏1، ص‏136.
546) بحار، ج‏69، ص‏380 .

پیام ها

1- خطابِ زیبا، گامى براى تأثیر گذارى پیام است. «یا ایّها الّذین آمنوا»
در حدیثى از تفسیر مجمع‏البیان مى‏خوانیم: لذّت خطاب «یا ایّها الّذین آمنوا» سختى روزه را آسان مى‏کند. اگر والدین بخواهند که فرزندشان به سخنانشان گوش دهند، باید آنان را زیبا صدا زنند.
2- از شیوه‏هاى تبلیغ آن است که دستورات مشکل، آسان جلوه داده شود. این آیه مى‏فرماید: فرمان روزه مختص شما مسلمانان نیست، در امّت‏هاى پیشین نیز این قانون بوده است. و عمل به دستورى که براى همه امّت‏ها بوده، آسان‏تر از دستورى است که تنها براى یک گروه باشد. «کما کُتب على الّذین من قبلکم»
3- قرآن، فلسفه بعضى احکام همچون روزه را بیان داشته است. زیرا اگر مردم نتیجه‏ى کارى را بدانند، در انجام آن نشاط بیشترى از خود نشان مى‏دهند. «لعلّکم تتّقون»
درس چهاردهم
سوره 33. احزاب آیه 59

آیه

یَآ أَیُّهَا النَّبِىُّ قُل لاَِّزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَآءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلاَبِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى‏  أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِیماً

ترجمه

اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: روسرى‏هاى بلند بر خود بیفکنند، این (عمل) مناسب‏تر است، تا (به عفّت و پاکدامنى) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، و خداوند آمرزنده مهربان است.

نکته ها

«جلابیب» جمع «جِلباب»، به معناى مقنعه‏اى است که سر و گردن را بپوشاند،(439) و یا پارچه بلندى که تمام بدن و سر و گردن را مى‏پوشاند.(440)
در آیات گذشته سخن از اذیّت و آزار مؤمنان به دست منافقان بود. این آیه مى‏فرماید: براى آنکه زنان مؤمن مورد آزار افراد هرزه قرار نگیرند، به گونه‏اى خود را بپوشانند که زمینه‏اى براى بى‏حرمتى آنان فراهم نشود.
بر اساس این آیه، نوعى روسرى مورد استفاده‏ى زنان آن زمان بوده، لیکن زنان در پوشاندن خود از نامحرم دقّت نمى‏کرده‏اند. لذا سفارش این آیه، نزدیک کردن جِلباب به خود است، نه اصل جلباب که امرى مرسوم بوده است.
این آیه که فرمان حجاب مى‏دهد، با تهدید مطرح نشده بلکه فلسفه‏ى حجاب را چنین تبین مى‏کند: زنان و دختران، اگر بخواهند از متلک‏ها، تهمت‏ها، تهاجم‏ها و تهدیدهاى افراد آلوده و هرزه در امان باشند باید خود را بپوشانند.
آفات بى‏حجابى‏
1. رونق گرفتن چشم چرانى و هوسبازى.
2. توسعه‏ى فساد و فحشا.
3. سوء قصد و تجاوز به عنف.
4. باردارى‏هاى نامشروع و سقط جنین.
5. پیدایش امراض روانى و مقاربتى.
6. خودکشى و فرار از خانه در اثر آبروریزى.
7. بى مهرى مردان چشم چران نسبت به همسران خود.
8. بالا رفتن آمار طلاق و تضعیف روابط خانوادگى.
9. رقابت در تجمّلات.
10. ایجاد دلهره براى خانواده‏هاى پاکدامن.
439) تفسیر مجمع‏البیان.
440) تفسیر المیزان.

پیام ها

1- در امر به معروف، اوّل از خودى‏ها شروع کنیم سپس دیگران. «قل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنین»
 2- در احکام الهى، تفاوتى میان همسران و دختران پیامبر با دیگر زنان نیست. «لازواجک و بناتک و نساء المؤمنین»
 3- پوشیدن لباسى که معرّف شخصیّت زن براى تأمین عفّت و آبرو باشد، لازم است. «یعرفن فلا یؤذین»
 4- بهانه به دست بیماردلان و مزاحمان عفّت عمومى ندهید. (در آیات قبل هشدار به اذیّت کنندگان بود، در این آیه تکلیف اذیّت شوندگان را مطرح مى‏کند.) «یعرفن فلا یؤذین»
 5 - رفت و آمد زنان در خارج از منزل، با حفظ عفّت عمومى مانعى ندارد. «یعرفن فلا یؤذین»
 6- در امر به معروف و نهى از منکر، دلیل امر و نهى خود را بیان کنید. «فلا یُؤذین»
 7- نوع لباس مردم در جامعه، مى‏تواند معرّف شخصیّت، مکتب و هدف آنها باشد. «یعرفن فلا یؤذین»
 8 - سرچشمه‏ى بسیارى از مزاحمت‏هاى هوسبازان نسبت به زنان و دختران، نوع لباس خود آنهاست. «یعرفن فلا یُؤذین»
 9- زنان با حجاب باید با حضور خود در صحنه، جوّ عمومىِ عفاف و پاکدامنى را حفظ کنند و فرصت مانور را از هوسبازان بگیرند. «یعرفن فلا یؤذین»
 10- بد حجابى‏هاى گذشته قابل عفو است. «غفوراً رحیماً»
 11- مغفرت خداوند همراه با رحمت اوست. «کان اللّه غفوراً رحیماً»


تاریخ : پنج‌شنبه 15 مهر‌ماه سال 1395 | 07:42 ب.ظ | چاپ | نویسنده: . | نظرات (0)
1 2 3 4 5 6 >>
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • اریک صدا